«کفش بلورین قدرت» و پای ملت! اکبر اعلمی

«کفش بلورین قدرت» اندازه پای میلیون‌ها ایرانی و شایسته یکایک آنهاست و نه منحصراً شایسته‌ی «سیندرلاهای ساختگی»!

اکبر اعلمی

جمعیت ایران حدود ۸۰ میلیون نفر است. بر اساس آمار رسمی اعلام شده، در ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۶، تعداد جمعیت بالای ۱۸ سال معادل ۵۶۴۱۰۲۳۴ نفر بوده است که از این میان حدود ۴۰-۳۹ درصد جمعیت را افراد ۶۴-۳۰ ساله تشکیل می‌دهند. از این بین حدود ۱۵-۱۴ درصد جمعیت کشور دارای تحصیلات عالی با تخصص های مختلف هستند. اما آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که باوجود این تعداد جمعیت بالغ و رشید که حدود ۱۵ درصد آنها دارای تخصص و تحصیلات عالی هستند، چرا در طول ۳۸ سال گذشته؛

۱. تنها کمتر از ۱۰۰۰ نفر از آنها به‌صورت ثابت و تکراری قدرت را همچون گویی بین خود پاس‌کاری کرده و می‌کنند!؟

۲. چرا هر گاه مسأله‌ی توزیع و تقسیم غنائم انتخاباتی و مدیریت‌ها و مسئولیت‌های کشوری و منطقه‌ای، اعم از کلان و خرد مانند ریاست جمهوری، ریاست قوه مقننه، ریاست قوه قضائیه، وزارت، سفارت، استانداری، شهرداری و مانند آنها به میان می‌آید، فقط اسم چند نفر از میان همین افراد ثابت و تکراری در محافل و رسانه‌های کشور مطرح می‌شود، تو گویی که قدرت و ثروت تنها حق و شایسته انحصاری این افراد است و مانند «کفش بلورین سیندرلا» فقط اندازه پای آنهاست و کسی نمی‌تواند آن را بپوشد و وظیفه و مسئولیت ده‌ها میلیون ایرانی نیز این است که حق را به حقدار رسانده و کفش را به سیندرلاهای ساختگی قدرت برسانند!؟

۳. با وجود این، چرا در طول ۴ دهه گذشته هیچ یک از افراد این «کلکسیون قدرت»، مسئولیت هیچ‌کدام از گندگاری و خساراتی را که بر مردم و کشور وارد ساخته‌اند به عهده نگرفته‌اند!؟

ای کاش این جماعت محدود تمامیت‌خواه و پرمدعا لااقل این قدر احساس مسئولیت می‌کردند و در قالب حزب و تشکیلات رسمی برای حفظ سلطه انحصاری خود بر قدرت تلاش می‌کردند و در بزنگاه‌های مختلف برنامه و کارنامه عملکرد خود را هم به مردم ارائه می‌دادند، اما دریغ!

۴. به‌جز جوامعی که سیستم حکومتی آنها مبتنی بر اولیگارشی، کلپتوکراسی، ملوک الطوایفی، تئوکراسی، نتوکراسی و نظایر آن است، در کدام کشور کمتر از هزار نفر به خود اجازه می‌دهند که ۴۰ سال مانند آهن‌ربا به قدرت چسبیده و بازنشستگی هم نداشته باشند و شوربختانه مردم هم این روند را تائید کنند!؟

اگر کمی فکر کنید شما هم مانند راقم به این نتیجه خواهید رسید که تنها راه نجات کشور از این چرخه معیوب قدرت و وضع موجود؛ رهایی از بردگی چپ و راست قبل از ۷۶ و اصلاح‌طلب و اصولگرای بعد از ۷۶ به مفهوم رایج آن و گرایش به خط سومی است که واقعاً دغدغه‌ی منافع و مصالح ملی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را در سر دارد نه منافع یک باند و قبیله خاص را!

در این صورت است که پی خواهیم برد «کفش بلورین قدرت» اندازه پای میلیون‌ها ایرانی و شایسته یکایک آنهاست و نه منحصراً شایسته‌ی «سیندرلاهای ساختگی»!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»