چادر سیاه بر سر دارد، و گاهی هم رنگی. پروای جان خود را ندارد و برای همین نیز آزاد است، مانند تمام آزادزنان و مردانی که به اشتباه تصور میکنیم زندانی هستند، نرگس محمدی، ستوده و دائمی و قلیان و نوریزاد و بسیار کسان که اسمشان رمز شکست شب است و زمستان. زندانی البته اکثریت ما، قریب به اتفاق مردمان ایران هستیم که خزیده در انفرادی ترس و جبون، خود را چنان حبس کردیم که حتی به یاد هم نیاوریم، چه رسد به سخن گفتن، انصاف دهیم، کدامیک زندانی هستیم؟
فاطمه سپهری در یکی از گفتههای خود از نظامی سخن گفت که «آدمخوار» است. بیمناسبت نیست که معنی این گفته را بازیابیم. در واقع آدمخواری یا «مرداوباری» در اساطیر هندوایرانی یکی از صفات منسوب به اژی یا اهیAhi یا همان اژدهای فارسی است. اژی یا مار که بعدا با صفت daha یا اسم daha-ka به معنی تازنده و ویرانگر ترکیب شد و اژیدهاک را ساخت، در اساطیر هندوایرانی به موجودی اطلاق میشود که به گونهای بر سر چشمه تمام آبهای اسطورهای و آسمانی نشسته و موجب خشکسالی شده است. دیگر از کیفیت برخی از اینگونه اژدهایان، مرداوباری یا مردمخواری است که مثلا در داستان نبرد گرشاسب یا سام با اژدهای گندروه یا اژی سروره دیده میشود. اسطوره محوری که بعدا در ساخت داستانهای حماسی شاهنامه مدخلیت یافت، اسطوره هندوایرانی نبرد ایندره با وریتره است. وریتره بر سر آبهای آسمانی نشسته و از جاری شدن آنها جلوگیری کرده است. او تمام گاوابرهای آسمانی را زندانی کرده و به همین جهت تمام خدایان از ستم او فریاد برداشته بودند. در این شرایط ایندره که ایزد هوا است۱، به شکل اریب از شکم مادر خود اکاشتاکا دختر پرجاپتی متولد میشود۲.
مهمترین نبرد ایندره، با اژدهای خشکسالی یعنی وریتره است و با سلاح مخصوص خود یعنی وجره یا آذرخش که از توَشتر گرفته، وریتره را میکشد و گاوابرها و هفت رود جهانی را آزاد میسازد، آنچنان که مهمترین لقب او ورترههن یا ورترهغن میشود که معادل بهرام فارسی است. اما خشکسالی و مرداوباری به گونه نزدیکی با هم ارتباط دارند. در واقع هر دوی این کیفیات به مسئله بارآوری و زادآوری مرتبط هستند که مهمترین موضوع در جوامع کشاورزی است. این ارتباط در داستان ضحاک۳ در شاهنامه دیده میشود. در چند یشت از اوستا میخوانیم که ضحاک یا اژیدهاکه یک موجود سه کله سه پوزه شش چشم است. در آبان یشت میخوانیم که ضحاک به نزد آناهیتا۴ نماز میبرد که «ای اردویسور اناهیتا! ای نیک! ای تواناترین! مرا این کامیابی ارزانی دار که من هفت کشور را از مردمان تهی کنم»۵ که به کیفیت مرداوباری او اشاره دارد. این داستان در شاهنامه فردوسی نیز به زیبایی اشاره شده است. در زمان ضحاک بود که هنر خوار شد و جادوی و خرافات قوت گرفت
نهان گشت کردار فرزانگان– پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند– نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز– به نیکی نرفتی سخن جز به راز
حیله ابلیس و روئیدن ماران بر شانههای ضحاک که او را به صورت موجودی سه پوزه سه کله شش چشم نشان میدهد، عملا اشاره به خصلت مرداوباری او دارد که
نگر تا که ابلیس ازین گفتوگوی– چهکرد و چه خواست اندرین جستجوی
مگر تا یکی چاره سازد نهان– که پردخته گردد ز مردم جهان
اگرچه ضحاک مدتی بر تخت جمشید نشست و آنچه اهریمن درون او خواست کرد اما دیری نپائید که فریدون یا تریته فررند آپتیه او را در درون غاری در البرزکوه زندانی ساخت تا در پایان جهان به دست گرشاسب کشته گردد. زندانی بودن ضحاک، آن بزرگترین ساخته اهریمن و بزرگترین دروج و جادویی که اهریمن بر ضد آدمیان ساخته، نمادی است تا همواره به یاد داشته باشیم که اگرچه اهریمن شکست خورده و زندانی است اما همواره خطر او در کمین آدمیان است. زنجیری که ضحاک را محکم در بند کشیده، خرد و راستی است و بزرگترین تهدید این خرد و راستی، باور به جادویی و خرافات است. مبلغان جادویی و خرافات، این بزرگترین فرزندان اهریمن، این بزرگترین دشمنان خرد و راستی در کمین سعادت آدمیانند. شیرزنان و مردان آزاده ما در پیکار دایم با تاریکی اهریمنی، وجود خود را مشعلی فراروی ما برای رسیدن به سعادت کردهاند، وجودشان برای همه ما غنیمتی است.
۱احتمالا اندروا و همچنین گندرو در اساطیر ایرانی با ایندره که از صنف دیپان ودایی است ارتباط دارد
۲اینکه نمیتواند به صورت طبیعی از شکم مادر متولد شود زیرا به زهدان مادر صدمه میزند، در داستان تولد رستم هم دیده میشود. پرجاپتی نیز بعدا در ودای متاخر در ماندلای دهم به صورت خدای یگانه معرفی میشود و در دوره اوپانیشادی با برهمن یکی دانسته میشود.
۳صورت معرب daha-ka از ریشه Dasa سانسکریت به معنی تازنده و ویرانگر.
۴بسیار محتمل است که کیفیت این ایزد به ویژه در دوره هخامنشییان که به صورت زوج میترا–آناهید در برخی کتیبههای هخامنشی دیده میشود، متاثر از ایشتر بابلی باشد که به ویژه در زمان امپراطوری آشور تبدیل به یکی از بزرگترین خدایان میانرودان باستان شد
۵نابود کردن آدمیان توسط ایزدان یکی از مضامین مشتریک در اساطیر دنیای باستان است. صورت اولیه آن چنانکه در دست داریم مربوط است به خشم انلیل سومری از آدمیان که منجر به فرستادن سیل و طوفان شد، اسطورهای که نقش خود را در عهد عتیق و از آن طریق در قران برجای گذاشت.
برگرفته از تریبون زمانه