بازخوانی روایت‌های زندانیان سیاسی از تجربه شکنجه در زندان همزمان با روز جمهوری اسلامی در ایران، مهرانگیز کار

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

در یک مراسم آنلاین که عصر پنجشنبه برگزار شد، شماری از کنشگران سیاسی، عقیدتی و فعالان حقوق زنان و فعال حقوق دگرباشان از جمله مهناز پراکند، رضا علیجانی، اعظم جنگروی، شهناز مرتب، شکوفه منتظری، مهرآفاق مقیمی، هایده روش، منصوره بهکیش، عسل محمدی، رحمت غلامی، علی دماوندی و پروین اردلان “روایت‌ و شهادت‌نامه‌” ده‌ها زندانی پیشین را که “طی بیش از چهار دهه گذشته در زندان‌های جمهوری اسلامی بوده‌اند” در قالب گزارش‌ها، خاطره‌ها و نامه‌هایی خواندند.

در این نوشته‌ها این زندانیان روایت‌های شخصی و ملموس از شرایط زندان، بازجویی و نحوه ‌برخورد زندان‌بانان را به تصویر کشیدند.

این روایت‌های تکان دهنده را می‌توانید در توییتر و یوتیوب این گروه دنبال کنید.

در ابتدای کارزار “صد روایت، یک روایت” یک نامه از طرف زندانیان سیاسی کنونی خوانده شد، که در آن این زندانیان گفتند: “ما خواهان تغییر قوانین، مقررات و شرایط ضد انسانی حاکم بر زندان‌ها هستیم و اولین گام را آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و عقیدتی می‌دانیم.”

پرستو فروهر، دختر داریوش فروهر و پروانه اسکندری نامه این زندانیان را خواند که در آن با اشاره به وضعیت نگهداری بهنام محجوبی، درویش زندانی که منجر به مرگ او شد، آمده است: “شاهدان مستقیم رنج‌ها و شرایط دهشتناک زندان توجه انسان‌های شریف و آزاداندیش، وجدان‌های بیدار، سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر در جهان را به این بیداد‌ها جلب می‌کنیم و خواهان شناسایی و محاکمه کسانی هستیم که موجب وضعیت بهنام محجوبی شدند.”

فاطمه سپهری، روایت ژیلا بنی یعقوب را خواند: “همکار روزنامه‌نگارم پس از آزادی گفته بود: وقتی وارد سلول انفرادی می شدم، نگرانی‌هایم را در باره خانواده‌ام همان بیرون سلول جا می‌گذاشتم؛ چون اگر با آن‌همه دغدغه وارد سلول می‌شدم، تحمل زندان انفرادی سخت‌تر می‌شد.”

۹ ماه بی خبری در سلول‌های انفرادی مخوف در بازداشتگاه اطلاعات سنندج، ضرب و شتم بسیار با مشت و لگد تا مرز شکستگی دست و پا و ضربات سنگین به نقاط حساس بدن از جمله سر، بیضه ها، کمر و زانو، بستن دست و پاها به شکل صلیب و ضربات پی در پی با شلاق/

نوع دوم شکنجه که به مراتب از شلاق وحشتناک‌تر است، دستبند قپانی است. تنها کسی که این را تجربه کرده، می‌‌تواند درک کند که دستبند قپانی آن هم ۸ تا ۱۰ ساعت متوالی در هر شب، یعنی چه!

#صد_روایت_یک_روایت هم‌رسانی این توییت شکایت

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram