طرح چند نکته در باره اعتراض اخیر بازنشسته های سازمان تامین اجتماعی، رضا شیرازی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

پیوند مبارزات صنفی با مطالبات سیاسی، به مواردی از جمله توازن قوا در جامعه و فضای عمومی مرتبط است و نیازمند زمینه های واقعی و مناسب است.

 

رضا شیرازی

در وهله نخست باید اذهان کرد که نیروی کار ایران – کارگران، معلمان و پرستاران – نه تنها از تلاش های خستگی ناپذیر بازنشسته های سازمان تامین اجتماعی به خوبی می آموزد، بلکه تلاش می کند با شرکت در حرکتهای اعتراضی بازنشسته ها در تقویت حرکتها گام بردارد.

تجمع اعتراضی بازنشسته ها در پانزدهم فروردین،  یک گام به پیش تلقی می گردد. چرا که در بیش از بیست و دو شهر کشورمان از جمله؛ تهران، اراک، خرم آباد، اهواز، کرج، ساری، کرمانشاه، اردبیل، اصفهان، قزوین، گرگان، ایلام، کرمان، نیشابور، رشت، شیراز، شوش، مشهد، سنندج، شوشتر و یزد، به رغم حضور نیروهای سرکوب گر برای جلوگیری از حرکت، شعار « ما دیگه رای نمی دیم، دروغ خیلی شنیدیم»، « بی‌عدالتی دیدیم دیگه رای نمی دیم» حرکت صنفی به حرکت سیاسی گره خورد. به خصوص دستگیری اسماعیل گرامی روز قبل از تجمع اعتراضی باعث گردید که برای نخستین بار ما شاهد باشیم که بازنشسته ها در برخی از شهرها یک صدا شعار «کارگر زندانی، معلم زندانی، اسماعیل گرامی آزاد باید گردد»، را سر دهند.

طرح دو شعار فوق به درستی نشان می دهد که اعتراضات صنفی ممکن است که به خواسته های سیاسی پیوند یابد در آن صورت ما در گام های بعدی شاهد خواهیم بود که در اعتراضات صنفی، مطالبات سیاسی هم مورد تاکید قرار گیرد.

بخشی از نیروهای سیاسی کشورمان به رغم تداوم بی وقفه اعتراضات صنفی، اصرار می کنند که اعتراضات صنفی ره به جایی نبرده و نخواهند برد و بالطبع اکثر تحلیل گران سیاسی طی ماه های اخیر به طور کجدار و مریض تاکید داشتند که حرکت های صنفی به خصوص حرکتهای اعتراضی بازنشسته های سازمان تامین اجتماعی به رغم افزایش کمی و سطوح گسترده در حوزه مسائل صنفی محدود خواهد ماند.

حال آنکه به نظر می رسد که پیوند مبارزات صنفی با مطالبات سیاسی، به مواردی از جمله توازن قوا در جامعه و فضای عمومی مرتبط است و نیازمند زمینه های واقعی و مناسب است. حال که مسئله عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و عدم مشروعیت نظام همه گیر و کارزار نه به جمهوری اسلامی از هم اکنون به یک شعار اصلی مخالفین تبدیل شده است. در چنین فضای عمومی ست که بازنشسته ها به درستی شعار نفی انتخابات را سر دادند و بار دیگر روشن شد که  مبارزات مطالبه محور ظرفیت و استعداد کافی برای مطالبات گذار محور را دارد.

در پایان باید اشاره کرد کرد که رهبران میدانی بازنشسته ها به رغم اصرار برخی از نیروهای مخالف وضع موجود، هیچ تمایلی به حضور در رسانه های مستقل از قدرت را ندارند و  جهت سازمان یابی و اطلاع رسانی عمدتا به شبکه های اجتماعی تکیه کرده اند. چنین امری نشان از آن دارد که بدنبال مشارکت همگانی در مدیریت اعتراضات هستند و همچنین با تکیه به چنین شیوه ای ممکن است رهبران میدانی آنان براحتی شناسائی و دستگیر نشوند.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram