از یکطرف داعیه «اُم القرایی» جهان اسلام را داریم و حاکم کشورمان را در انتساب به آسمان نایب امام غایب! معرفی میکنیم و دائماً از «انتظار و ظهور» سخن میگوییم و هر از چندی مدّاحان و منبری های متوهّمِ حکومتی ضمن بازی با دین و احساسات دینی مردم، در شیپور توهّمات دروغین خویش می دمند و مردم را مژده به آمدن قریب الوقوع منجی می دهند.
و از طرف دیگر با هر چی خدا نشناس و کمونیست دوآتشهٔ ضد دین است رفیق گرمابه و گلستان شده و ضمن درگیری ممتد و دائمی با «اهل کتاب» و طرد رابطه با آنان!
بهترین دوستانمان، جدّی ترین خدا ناباوران دین ستیزی هستند که نه کارنامهٔ درست و درمانی در رعایت همین حقوق بشرِ دست نوشتهٔ مورد وفاق خودشان دارند و نه هیچ سابقهای در اُنس و الفت با خالق!
بله دوستان انحصاری و دستچین شدهٔ جمهوری اسلامی در دنیا عبارتند از روسیه، چین، کره شمالی، ونزوئلا و کوبا. پنج کشور پیشرو و مروّج اندیشه های مارکسیستی، کمونیستی متضاد با تعالیم دینی!
«مظلوم» مردم مسلمان ما که تصوّر میکردند «اسلام» مرام حاکمان دیارشان خواهد بود. غافل از آنکه اسلام «فقط» ابزاری برای سواری گرفتن از مردم بوده و تنها وجه اشتراک دوستی مورد اتکایی که قبلهٔ مشترک نظام شده «مخالفت با آمریکاست»!
آفرین به این همه «اسلام گرایی» در «روابط بینالملل» و آفرین به این همه اسلامی شدن و پیاده سازی تعالیم الهی در صحنه روابط داخلی.
گرچه آموزه های خداوندی روی «دوست» و «دوستیابی» تأکیدات زیبای فراوانی دارد و بقول معروف، مقولهٔ دوستان به قدری مهم و تاثیرگذار است که گفته میشود: «تو بگو با کیان زیستی تا بگویم که تو کیستی؟»
کارنامه موجود «جمهوری اسلامی» چه در شمارش دوستان بین المللی! و چه در نحوهٔ حکمرانی و تمشیّت با مردمش، همین است که می بینید حال شما بگویید «با این مرام» و «این دوستان» جمهوری اسلامی یا به عبارت بهتر این حاکمان کیستند؟ مسلمان یا…؟