اعتراف حسن روحانی به حیله همیشگی جمهوری اسلامی در قراردادن مردم در برابر «انتخاب بین بد و بدتر»

البته این اعتراف علاوه بر دل‌نگرانی و دلمشغولی رهبری جمهوری اسلامی، نشان از نا امیدی حکومت از حتی کارا بودن این حیله و نیرنگ در «انتخابات» پیش رو نیز دارد. یک نیرنگ، مانند حیله های یک شعبده باز، زمانی برملا می شود که دیگر کارایی خود را از دست داده باشد.

 

حمید آقایی

اخیرا حسن روحانی که در حال گذران روزهای پایانی عمر دولت خود است و به احتمال زیاد پس از تحویل پست ریاست دولت جمهوری اسلامی به تدارکاتچی بعدی، به دِپوی مسئولین پیشین جمهوری اسلامی، شورای تشخیص مصلحت، انتقال داده خواهد شد، سخنانی را خواسته و ناخواسته می گوید که نشان از دل‌نگرانی ها و یا دلمشغولی های شدید رژیم دارند.

وی در پیام خود به مناسبت روز ارتش گفته بود:‌ «حکومت‌ها برای آن که در قدرت بمانند به ملت‌ها نیاز دارند اما زمانی که ملتی از حکومتی ناراضی و رویگردان شود این ارتش‌ها هستند که باید در میان ملت‌ها و حکومت‌ها یکی را برگزینند و تصمیم بگیرند و انتخاب کنند.» و سپس تکلیف پرسنل ارتش را روشن کرده بود که: «ارتش‌ها از لحاظ اداری البته جزئی از دولت‌ها و حکومت‌ها هستند و از این رو طبق قانون باید از حکومت‌ها اطاعت کنند.»‌ پیامی که در آن نشانه های آشکاری از دل‌نگرانی حکومت جمهوری اسلامی از پیوستن ارتش به ملت نهفته بود.

در روز سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ حسن روحانی در دیدار جمعی از «فعالان سیاسی» می گوید: «متاسفانه هنوز پس از گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، در ایام انتخابات می‌شنویم که عده زیادی به دنبال انتخاب بین بد و بدتر هستند.»

این اعتراف روحانی که «هنوز» پس از گذشت ۴۰ سال از حیات جمهوری اسلامی شنیده می شود که «عده زیادی» به دنبال «انتخاب بین بد و بدتر» هستند، نشان از آن دارد که برنامه های «انتخابات» رئیس دولت در جمهوری اسلامی همواره و بطور کاملا آگاهانه بر مبنای قراردادن مردم در برابر انتخاب بین «بد و بدتر» بوده است، به عبارت دیگر حکومت مردم را «به مرگ گرفته بود تا به تب راضی شوند.»‌

البته این اعتراف علاوه بر دل‌نگرانی و دلمشغولی رهبری جمهوری اسلامی، نشان از نا امیدی حکومت از حتی کارا بودن این حیله و نیرنگ در «انتخابات» پیش رو نیز دارد. یک نیرنگ، مانند حیله های یک شعبده باز، زمانی برملا می شود که دیگر کارایی خود را از دست داده باشد. و روحانی که از گرفتن یک پست خدمتگذاری بالاتر از یک تدارکاتچی نا امید شده است و غروب خود را در دِپوی «مجلس تشخیص مصلحت» می بیند، راهی را آغاز کرده است که امثال احمدی نژاد سالها در آن گام می زنند، که هر از چند گاهی درپوش نظام فساد را باز می کنند تا بوی تعفن فساد و جنایت دِپونشینان جمهوری اسلامی را خفه نکند.

جمهوری اسلامی نیز خود بخوبی آگاه است که پاسخ اینبار اکثریت قاطع مردم ایران «#نه-به-انتخابات»، «#در-خانه-نشستن» و «#خالی-گذاشتن-صندوق-رای» است. پاسخ و پیام اینبار مردم «#نه-به-جمهوری-اسلامی» و «#آری-به-دمکراسی-سکولاریسم-عدالت اجتماعی» است.