تغییراتی در حساب ها بین عربستان سعودی و ایران.. آیا آنچه جریان دارد آغاز رفع تشنج بین دو کشور است؟

بخش عربی شبکۀ سي. إن. إن آمریکا – ۲۲ آوریل ۲۰۲۱

این مقاله توسط طارق عثمان، نویسنده و مفسر سیاسی نوشته شده است و نظرات وارده در زیر نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده نظرات CNN نیست.

ترجمه: علی حسین نژاد

یک یا دو جلسه، اغلب در سطح رئیس سرویس اطلاعاتی برای تکمیل گفتگو در یک پایتخت اروپایی و یک پایتخت عربی به منظور برگزاری جلسه دیگری بعد از چند هفته. آیا این آغاز رفع تشنج بین عربستان و ایران است؟

بله، در مرحلۀ بعدی، نه در بازه زمانی طولانی تر – و این ناشی از تغییراتی در حساب های دو طرف است.

پنج عامل حساب سعودی را در مورد رودررویی منطقه ای با ایران تغییر دادند:

۱- یمن… با گذشت نزدیک به ۱۰ سال، پادشاهی عربستان هنوز از اهدافی که از آن جنگ می خواست فاصله دارد. برعکس، دشمن اصلی آن در یمن (حوثی ها) دامنه کنترل خود را در داخل یمن گسترش داده و توانست با کمک ایران توانایی های خود را برای تهدید اهداف مهم اقتصادی در داخل عربستان توسعه دهد.

۲ -دولت جدید در واشنگتن موضع مهمی علیه جنگ در یمن اتخاذ کرده است… نه تنها در حرف، بلکه در عمل با قطع تأمین نیازهای مهم پادشاهی عربستان، از جمله آنچه برای انجام حملات هوایی مورد نیاز آن است و موارد دیگر در قلب عملیات نظامی در یمن. در نتیجه، توانایی های عربستان در یمن تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و همین امر باعث افزایش تواناییهای حوثی ها خواهد شد، و سرانجام باید گفت که غالبا هر تصمیم حوثی ها در رابطه با عربستان سعودی باید با ایران هماهنگ شود.

۳- در واشنگتن محافل مهمی هستند که با عربستان سعودی مخالفند و بلکه با آن خصومت دارند. این محافل با بهره برداری از فاجعه انسانی ناشی از جنگ یمن  پادشاهی  عربستان را تحت فشار قرار می دهند. این امر پس از کشته شدن روزنامه نگار سعودی (قاشقچی) در استانبول صورت می گیرد. در نتیجه، موقعیت عربستان سعودی این روزها به طور کلی در غرب و به طور خاص در آمریکا خوب نیست. بنابراین، هرگونه بهبود در وضعیت یمن (که ایران نیز در این زمینه نقش دارد) از پیامدهای بشردوستانه وضعیت در آنجا که بازتاب خود را در غرب می یابد، خواهد کاست.

زمان بندی در اینجا مهم است. زیرا شاهزاده محمد بن سلمان می فهمد که موقعیت شخص وی در آمریکا در مرحله بعدی یعنی پس از ملک سلمان و رسیدن وی به پادشاهی سعودی پیامدهایی خواهد داشت. در آن مرحله، اقدامات آمریکا قابل توجه و احتمالاً تأثیرگذار خواهد بود.

۴- توافق احتمالی بین آمریکا و ایران: عربستان سعودی می داند که رسیدن به این توافق مدتی طول خواهد کشید، اما به اغلب احتمال حاصل خواهد شد. همانطور که ضرب المثل معروف انگلیسی می گوید، اگر نمی توانی آنها را شکست دهی، به آنها بپیوند… بنابراین، اکنون که مذاکرات آمریکا و ایران در حال پیشرفت است عربستان سعودی خواهان انجام گفتگوهایی با ایران شده است.

۵- یک بازیکن نسبتاً جدیدی هم در صحنه حضور دارد، که ثابت کرده می تواند نقطه نظرات دور از هم را به هم نزدیک سازد. وی نخست وزیر عراق، مصطفی الکاظمی است. وی با وجود رابطۀ طولانی و درهم تنیده با تهران، توانست اعتماد سعودیها را هم جلب کند (همانطور که توانست به اردن و مصر هم نزدیک شود).

نکته مهم این است که الکاظمی پارامترهایی را یافته که تهران و ریاض بر پایۀ آنها می بینند که از گفتگو بیشتر دستاورد دارند تا دستاوردهای احتمالی درگیری، بویژه در یمن و بعد هم در لبنان.

از جنبۀ حساب ایران:

۱- ایران طبق معمول خواهان مذاکره است، حتی زمانی که در میانه درگیری باشد. این دیدگاه پیوسته بر تمام مسائل مربوط به روابط خارجی آن حاکم بوده و می باشد.

۲- ایران همیشه و از روزهای آغازین جمهوری اسلامی، معتقد بوده که روابطش با عربستان سعودی دروازه ای برای موضوعات بسیار مهم برای ایران می باشد مانند وجود شیعیان و نقش آنها در شرق مدیترانه و آینده رژیم سیاسی در بحرین (کشوری که اکثریت شیعه را دارد)، و مانند روابط سنی و شیعه به طور کلی.

بنابراین، هیچگاه حالت دشمنی و تخاصم شدید ادامه دار در این منطقه، باب میل تهران نبوده است. زیرا فکر ایران این است که با صحبت با سعودیها می تواند چیزی به دست بیاورد.

۳- ایران در دهۀ گذشته به موفقیتهای استراتژیک مهمی دست یافته است. بسیاری از این موفقیت ها به ضرر عربستان سعودی بود. اما ایران نیز بسیار پریشان و درمانده است هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی. بنابراین، لحظه ای نفس تازه کردن از طریق توافق حتی محدود با عربستان سعودی باب دل ایران است؛ به ویژه اینکه عربستان سعودی از نظر اقتصادی درمانده نیست. عربستان سعودی همچنین در دنیای نفت ابزارهای بسیار بیشتری نسبت به ایران دارد. بنابراین، عربستان سعودی قادر است فشارها بر ایران را افزایش دهد.

اما کلمه “توافق محدود” کلید مهمی برای اندیشیدن در اینجا است. زیرا علیرغم همه این عوامل در هر دو طرف، منافع اصلی و اهداف استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی در تهران و خانواده سعودی کاملاً ضد همدیگر باقی مانده اند. بنابراین، تضاد بین دو رژیم باقی خواهد ماند، و بیشتر و گسترده تر هم خواهد شد، و این امر همانند دهۀ گذشته، پیامدهایی روی خلیج فارس و شرق مدیترانه دربر خواهد داشت. اما اکنون به احتمال زیاد لحظه ای را در پیش رو داریم که توافق محدودی در آن وجود خواهد داشت و درجه حرارت رویارویی، ابتدا در یمن و اغلب پس از آن در لبنان، کاهش خواهد یافت.