در آهنگ گذار از حكومت اسلامى، نسل Z، نغمه خود را خواهد خواند، نغمهاى كه بايد به آن توجه داشت، آن را شناخت و از توان بالاى آن در كنسرت ملى ايرانيان براى رسيدن به ايرانى آزاد و دموكراتيک استفاده كرد.
یزدان شهدایی
اعتراضات جوانان تهران در روزهاى گذشته در مقابل پاساژ علاالدین تهران نشان میدهد دوباره نسل Z، هم برای اعتراضات علیه حکومت به صحنه آمده است. پاساژ علاالدين محل كسب و كار موبايل فروشان ايران است كه روز گذشته توسط دولت پلمپ شد.
اين حادثه يادآور اولين نمايش اين نسل در حادثه جمع شدن در “مجتمع تجارى كوروش”، در سال ٩٥ بود كه بيش از دوهزار دانش آموز بر اساس يک قرار تلگرامى همه در يک زمان معين در اين مكان گرد آمدند و مردم تهران و حكومت را غافلگير كردند.
بعد از اعتراضات دىماه ٩٦، رحمانى فضلى، وزير كشور در مصاحبه با روزنامه ايران(ارگان رسمى دولت) موضوع شكاف عميق نسلى را مطرح كرد و گفت: “نسلى كه الان به كنشگر سياسى رسيده است از طريق دسترسى بى حد و حصر به جهان و محيط پيرامونش ، متفاوت عمل خواهد كرد”
نسل Z، همان نسل جوانانی است که آشنایی با فناوریهای نوین از ويژگىهاى او محسوب میشود، نسلی که استفاده از فناوریهای نوین را بهجای روشهای پیشین برای ادامه زندگی خود برگزیده است و به شدت از آن متاثر است، نسلی که زندگی بدون فناوریهای نوین را نمىشناسد.
سرعت بالاى تحولات تكنولوژيک فاصله بين نسلى را هر روز بيش از بيش افزايش میدهد و از همين رو با افزايش نقش سياسى و اجتماعى نسل Z، شاهد افزايش تقابل آنها با نسل قديمىتر هستيم، چون مشكلات خودش را ناشى از تصميمات نسلهاى پيشين میداند.
اين يک پديده جهانى است و اكثر آنها در دوران جهانى شدن يعنى در سالهاى پايانى هزاره اول بهدنيا آمدند. آنها را “شهروندان ديجيتال” و يا نسل “زومرها” هم مىنامند.
در كشور ما، متولدين ميانه دهه هفتاد تا انتهاى دهه هشتاد را متولدين نسل Z، میگويند.
دهه هفتادىها بر خلاف دهه شصتىها كه نظام كوپنى را به ياد دارند و خاطرات دوران جنگ كودكى آنها را شكل داده است، در دوران سازندگى اقتصادى و وفور نعمت بهدنيا آمدند و دسترسى بيشترى به فرهنگ غربى داشتند. دهه شسصتىها با سياست بزرگ شدند و سراسر دهه هفتاد با آن درگير بودند. “دهه هشتادىها” و “نودىها” كاملا متفاوت هستند و حداكثر در آستانه بيست سالگى قرار دارند.
نسل Z، اهل شبکههای معاند ماهوارهای (اصطلاح حکومت برای شبکههای ماهوارهای مخالف نظام) نيست و خودش را در شبكههاى اجتماعى، اينستاگرام و تویيتر، تعريف مىكند. رابطه او با جهان از طريق تلفن همراهش برقرار مىشود. او نه از جنبشهای چپ خبر دارد، نه موافق با جنبش چریکی آمریکای جنوبی است و نه راست افراطی را میشناسد. اين نسل به قول “ماكس وبر” از چهرههاى كاريزماتيک عبور كرده است و به نوعى تعلقگرايی در حوزه سياست رسيده است، عبور از ارزشهاى پيشين و جهتگيرى بهسمت ارزشهاى جديد.
نسل Z با فناوریهای نوین خودرا شهروند جهانی تعریف میکند و خواهان اجرای اين فرهنگ در زندگی خود است. اصلا تمایلی به زیست در دنیای پدران و مادران خود ندارد و از اینرو دختران این نسل عليه قواعد حاکم بر زندگی مادران خود شوریدهاند و پسرانش حاضر به زندگی در سنتهای پدران خود نيستند. آنها عمدتا نسبت به وضعيت موجود طبعى معترض دارند و حكمرانى بر آنها ساده نيست.
اعتراض در مقابل پاساژ علاالدین حضور متفاوت اين نسل را نشان داد. پسرانی که در برابر پلمپ پاساژ علاالدین شعار میدادند٬ «تهران رو پس نگیریم آروم نمینشینیم» «زندانی سیاسی آزاد باید گردد».
شعارهایی از این دست بهخوبی نشان میدهد که دلیل اعتراضات نسل Z، دغدغه نان نيست، بلکه احترام به حق انتخاب و تصميمات آنهاست. اين نسل میخواهد قاعده بازی را عوض کند، بازی که حکومت سالها بهمنظور بقای خود و براى سرکوب نسلهای مختلف جوانان ايرانى، بهراه انداخته است.
در آهنگ گذار از حكومت اسلامى، نسل Z، نغمه خود را خواهد خواند، نغمهاى كه بايد به آن توجه داشت، آن را شناخت و از توان بالاى آن در كنسرت ملى ايرانيان براى رسيدن به ايرانى آزاد و دموكراتيک استفاده كرد.