ویدئویِ تبلیغِ نوشیدنِ ادرارِ شتر برای درمان برخی عوارض بیماری کووید۱۹ مثل تنگی نفس، توسطِ فردی بنام مهدی سبیلی، که از او با عناوینی چون «متخصص طب اسلامی» و «مدیر انجمن علمی آموزش طبالصادق» یاد میشود، واکنشهای زیادی را در میان ایرانیان در فضای حقیقی و مجازی بر انگیخت. واکنشهای طنزآمیز آن انصافاً بامزه و نشان از شوخطبعی بیحدوحصر هممیهنان گرامی داشت. و واکنشهای جدی هم توأم با خشم و نفرت زیادی بود.
اما آنچه که در این میان مغفول ماند، نگاه دقیق و تبارشناسانه به این موضوع بود. به احتمال بسیار زیاد، هدف فرد مذکور (که خوشبختانه بازداشت هم شد) از این کار احمقانه، جلب توجه و کسب شهرت از راه بدنامی، و روشی شبیه به روش برادر حاتم طایی در ادرارکردن به چاه زمزم بود، که متأسفانه در دنیای جدید، این روش برای کسب شهرت بسیار رایج شده است. این فرد شیّاد و ابله، مطلقاً دغدغه حفظ سنتهای قدیم را نداشت. علاقهمندی به سنت، هرگز به معنای جمعآوری خاکسترهای گذشته نیست، آن چیزهایی که متعلق به دنیای قدیم بودند و از بین رفتند و سوختند، دیگر خاکستر محسوب میشوند و جمعآوری دوباره و احیای آنها کاری نابخردانه است. دفاع از سنت یعنی روشننگهداشتن مشعلهایی است که از قدیم روشن بوده و روشنماندن آن برای دنیای کنونی سودمند است، مثل سنت المپیک.
در دنیای قدیم، ادرار انسان و پستانداران دیگر، صرفاً فاضلاب محسوب نمیشد. ادرار پستانداران بخاطر داشتن آمونیاک، از قدیمالایام یک ماده ضدعفونیکننده به حساب میآمد. نوشیدن ادرار شتر و امثال آن، در ۹۹ درصد از عمر دههزارساله بشرِ تمدنساز و شهرساز، امری رایج بود. بشر در یک درصد اخیر عمر خود، در حال ترک عادت استفاده از این قبیل داروها و درمانها است. از انقلاب کشاورزی و عصر اهلیکردن حیوانات و ساخت نخستین شهرها و روستاها، تا یکی دو قرن بشر، بشر روشها و ابزارها و داروهایِ درمانِ بیماریهای خود را از طبیعت میگرفت، نه از آزمایشگاهها و کارخانجات داروسازی! تا یک قرن پیش، آنتیبیوتیک، پنیسیلین، کلروکین، استامینوفن، دیفن هیدرامین، کاموستات موسیلات، آنتیهستامین و … نبود. تمام داروها، یا منشأ گیاهی داشتند یا حیوانی.
استفاده از ادرار برخی حیوانات برای درمان برخی بیماریها، بخش جداییناپذیر طب قدیم بود، و ربطی به اسلام و جعفربن محمدٍالصادق هم نداشته و ندارد. از میان احادیثی که در صدر آنها قالالباقر و قالالصادق و قال … وجود دارد و مسایل پزشکی و خواص گیاهان و جانوران در درمان بیماریها در آنها ذکر شده است، تقریباً هیچکدام در زمان حیات گوینده، حرف جدیدی محسوب نمیشدند و همه ریشه در پزشکی یونان، ایران، چین، هند، مصر، سومر و بابل باستان و تجربیات چندهزارساله بشری داشتند. شاید مهمترین منابع در این مورد، کتابهای جالینوس و دیوسکوریدس، دو پزشک معروف یونان باستان باشند. دو کتاب «القانون فیالطب»، نوشته پورسینا، پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی قرن چهارم هجری، و «الحاوی فیالطب» نوشته رازی، پزشک، متفکر و همهچیزدان ایرانی قرن سوم هجری، صدها سال بزرگترین و معتبرترین کتب مرجع پزشکی در دانشگاههای جهان بودند، مملو از این روشهای درمان است.
در کتاب «القانون فیالطب» پورسینا، دقیقاً به مفیدبودن ادرار شتر در درمان تنگی نفس اشاره شده است. (پورسینا، «القانون فیالطب»، ج۲، ص ۲۷۹، ترجمه عبدالرحمن شرافکندی، انتشارات سروش). مرجع پورسینا در این فقره هم که امام ششم شیعیان نبود! چون اولاً تا زمان حیات پورسینا، این حدیث از امام صادق اصلاً در هیچ کتابی نوشته نشده بود و بعدها جمعآوری شد. و ثانیاً پورسینا، از لحاظ منهج فقهی، پیرو مذهب امام ابوحنیفه بود، نه منهج امام صادق.
در کتاب قانون پورسینا به خاصیت ادرار برخی حیوانات دیگر همچون گاو و گوسفند هم اشاره شده است. علاوهبر پورسینا، ابوبکر محمد بن زکریای رازی، پزشک، فیلسوف و همهچیزدان بزرگ ایرانی، که یک قرن زودتر از پورسینا میرییست، و کتاب «الحاوی فی الطب» را نوشت، همین روشهای درمانی را تجویز کرده است. رازی هم که اساساً به دین خاصی اعتقاد نداشت، و به شدت منتقد مقولاتی چون مذهب، وحی و نبوت و امثالهم بود. رازی آنقدر در روشهای درمانی پیشنهادی خود از خواص ادرار حیوانات و انسانها نوشته است، که پورسینا در انتقاد از او نوشت: «شأن او در حد تأمل در بُول است»! البته درد پورسینا، وفور بُول در روشهای درمانی رازی نبود. او با تأملاتِ فلسفیِ رازی مشکل داشت، که موضوع بحث این نوشتار نیست.
در پزشکی قدیم، حتی از ادرار و مدفوع انسان هم استفاده میشد! البته نه به عنوان داروی خوراکی، بلکه به عنوان مرهم زخمها و تسکینِ کوفتگیها و کبودیها و دردهای اعضایِ بدن. بطور مثال، پورسینا ضمادی را برای بندآوردن خونریزی تجویز میکند که حاصل ترکیب ادرار آدمی با خاکستر چوبِ رَز است. (القانون فیالطب، ج۱، ص ۲۷۹). همچنین برای درمان خارش پوست و بیماری برص، مالیدن ضمادی که حاصل ترکیب ادرار آدمی و شیره ترش میوه اُترج (بالنگ) است را تجویز کرده است. برای درمان گوشدرد، چکاندن چند قطره ادرار گاومیش در گوش، و برای درمان سفیدی قرنیه چشم، چکاندن چند قطره ادرار بره ششماه به پایین در داخل چشم را پیشنهاد میکند. رازی، حتی شستشوی چشم با ادرار گرم انسان (به ویژه ادرار نوزادان) را جهت تقویت چشم و درمان ضعف بینایی موثر میداند. برای درمان فتق و آماس برخی از اندامهای بدن، نوشیدن ادرار گاو یا گورخر را پیشنهاد میکند، و ادرار آهوی ختن را درمان قطعی این بیماریها میداند. (رازی، «الحاوی فیالطب»، ج ۸، ص ۳۸۱-۳۷۷، ترجمه محمدابراهیم ذاکر، انتشارات چوگان).
پزشکی دنیای قدیم همین بود. داروهای گیاهی هم براساس تجربههای بشری به بیماران تجویز میشدند. در قدیم روشها و مکانیسمهای پژوهشی روشمندی هم وجود نداشت که میزان تأثیر داروهای گیاهی و جانوری بر بیماریهای گوناگون را راستیآزمایی کند!
دلیل اینکه جمعیت بشر تا قرن بیستم رشد چندانی نداشت، در کنار جنگها، به همین سیستم پزشکی و بهداشتی و درمانی قدیم مربوط میشود. با اینکه در دنیای قدیم، روشهای کنترل جمعیت، از جمله، کاندوم، قرصهای ضدبارداری، اعمال جراحی وازکتومی و توبکتومی و … نبود! و هر دختری که به سن بلوغ میرسید شوهر داده میشد و در خانه شوهر N بار حامله میشد. تا قبل از نهاد ازدواج هم که اساساً زن و شوهری وجود نداشت، و انسانهای اولیه به محض نیاز جنسی، باهم جفتگیری میکردند. تا حالا فکر کردید چرا جمعیت انسانها و موجودات انسانگونه، در طول چهار میلیون سال، هیچگاه به یک میلیارد نرسید؟! و در قرن نوزدهم به یک میلیارد رسید و در قرن بیستم، علیرغم اینکه دو جنگ بزرگ جهانی و یک بیماری بزرگ جهانی (آنفلوآنزای اسپانیایی) را تجربه کرد که هرکدام صد میلیون کشته گرفت، و دهها جنگ و بیماری همهگیر که دهها میلیون نفر را به کام مرگ فرستاد، و اضافه بر اینها، حکومتهای نکبت مارکسیستی قرن بیستم که در مجموع صدمیلیون کشته روی دست بشر گذاشتند، اما در این قرن، حدود شش میلیارد نفر به جمعیت بشر اضافه شد؟! دلیل اصلی، جهش در علم پزشکی و داروسازی و واکسیناسیون است. وگرنه در دنیای قبل از این جهش، بیماریهای گوناگون، هر چند وقت یکبار، کشتاری عظیم در میان بنیآدم راه میانداختند. بشر هم برای درمان بیماریها، به خود طبیعت مراجعه میکرد، و طبیعت هم جمعیت بشر را در محدوده پنجاه میلیون تا پانصد میلیون نفر نگه میداشت. اکثر انسانها در سنین نورادی، کودکی، نوجوانی و یا جوانی از دنیا میرفتند و قویترینها باقی میماندند.
آری! دنیای کنونی ما فقط دنیای اینترنت و گوگل بدینسو نیست. این دنیا خیلی قدمت دارد. اجداد ما راه بسیار طولانی و طاقتفرسا را طی کردهاند و به اینجا رسیدهاند. تاریخ را از آخر به اول نخوانیم، تاریخ را از اول به آخر بخوانیم. ما انسانهای قرن بیستویکمی به همان دلیلی از خوردن ادرار شتر دچار خشم و نفرت و چندش شدیم که از مشاهده مجازاتها و شکنجهها و اعدامهای گروهها و دستههایی چون داعش دچار خشم میشویم. تمام روشهای اعدام داعش و روشهای شدیدتر از آن، تا یک قرن پیش در بسیاری از نقاط عالم، امری عادی بود. مطالعه کتاب «تاریخ سختکشی» نوشته عباسقلی غفاریفرد، که گزارش روشهای اعدام در دورههای قاجار و افشار در ایران است، بسیار مفید است، روشهایی چون زندهزنده سوزاندن، زندهزنده در دیگ آب جوش انداختن، زندهزنده کباب کردن، زندهزنده کل هیکل آدمی را گچ گرفتن، به دم اسب بستن و اسب را به حرکت درآوردن، اعدام با گلوله توپ، زندهزنده پوست کندن، و … همه این مجازاتها تا صد سال پیش، برای بشر، امری کاملاً عادی بود. اما الآن بشر طاقت تماشای شلاقخوردن بدترین مجرمان را هم ندارد. قواعد فلسفه حقوق دیگر هیچگونه مجازات بدنی را به رسمیت نمیشناسد. همانطوری که علم پزشکی پیشرفت کرده است و داروهای حاصل از گیاهان و جانوران را به رسمیت نمیشناسد، (مگر اینکه علم پزشکی و روش پژوهش جدید، آن را تأیید کند)، علم حقوق هم پیشرفت کرده و مجازاتهای بدنی را به رسمیت نمیشناسد. روش پزشکی قدیم، بیشتر از روش حقوق کیفری قدیم کشتار میکرد.
بضاعت دنیای قدیم در همین حد است. نه اینکه قدیمیها انسانهای بد و چندش بودند! نه! اتفاقاً در شرافت و اخلاق و فرزانگی، یک سروگردن از ما اینزمانیها بالاتر و والاتر بودند. اما بضاعت و توانشان در طبابت همینقدر بود.
پس حسرت دنیای قدیم را نخوریم و سپاسگزار و شکرگذار پیشرفت علم و تکنولوژی باشیم و سعیمان ابن باشد که زمین را حفظ کنیم، تا بتوانیم با قواعد علمی و انسانی و اخلاقی در آن زندگی کنیم و سنتها و نهادهای مفیدی که از قدیم برای ما باقی مانده و برای ما سودمند هستند را حفظ نماییم. بقول «گاو نشسته»، یکی از خردمندترین رهبران جامعه سرخپوستان آمریکا: «زمین متعلق به انسان نیست. انسان متعلق به زمین است…. همه چیز به هم مرتبط است. مثل خون که ما را با هم متحد میکند. انسان شبکه حیات را نبافته، بلکه فقط رشتهای از آن است. هر کاری با این شبکه بکند، با خودش کرده است.»