رنجِ و ضایعه مرگ آنها اگر با دفاع جانانه و تمام قد از حق سیاسی طبقه کارگر برای تشکّل، اعتصاب، اعتراض و در نهایت سازماندهی کل جامعه بر اساس برابری و کرامت انسانی همراه نباشد، صرفاً یک سانتیمانتالیسم بیهوده خواهد بود.
پروین اشرفی
مرگِ تلخ و صدمات جانی معدنکاران، از زمستان یورت گرفته تا معادن اشکلی زرند کرمان، معدن تاریک دره سوادکوه، معدن زغالسنگ هشونی کوهبنان، معدن زغال سنگ «کک پزی» رودبار، تونل برناکی معدن زغال سنگ طزره واحد البرز شرقی، معدن زغال سنگ «آسفیج» بهاباد یزد، معدن مس قلعهزری در شهرستان خوسف، معدن زغال سنگ تاشکوییه شهرستان بافق، معدن سرب و روی آلبلاغ اسفراین، معدن زغال سنگ «دستگران» در طبس، و مرگهای چند نفر و تکنفره دیگر در سایر معادن، و از جمله مرگ دو کارگر معدن بزرگ طزره البرز شرقی در هفته ای که گذشت و مدفون شدن آنها در زیر خروارها خاک و همچنین مرگ سایر کارگران در حین انجام کار در هر مکان کاری دیگر، اصلا اتفاقی نیست، بلکه یک امر کاملا و عمیقا سیاسی است.
در ایران حدود ۵۴۰۰ معدن فعال وجود دارد و حدود ۲ میلیون نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم و عموما در بدترین و خطرناک ترین شرایط کاری، در معادن ایران کار میکنند.
علیرغم اینکه بالابردن ضریب ایمنی کار در این معادن قابل پیگیری و انجام است، از دست دادن این جان های شیرین، نه تنها با ادامه زیست یک حکومت سرمایه داری تمام عیار در ایران همراه است، بلکه مستقیما نیز با نداشتنِ حق تشکُّل، نداشتنِ حق اعتصاب و نداشتن حق اعتراض کارگران ارتباطی تنگاتنگ دارد.
اگر طبقه کارگر ایران از چنان تشکل قدرتمندی برخوردار بود که مانع کار اعضایش در شرایط ناامن کار میگشت، اگر طبقه کارگر ایران یک صدای سیاسی متحد و سازمان یافته داشت، هرگز اجازه نمیداد اعضایش به صرف نگرفتن چند ماه دستمزد و از ترس بیکار شدن همچنان به کار در این شرایط نا امن ادامه بدهند.
فقط اشک نریزیم برای مرگ معدن کاران و سایر کارگرانی که در اثر این چنین حوادثی جان خود را از دست میدهند.
رنجِ و ضایعه مرگ آنها اگر با دفاع جانانه و تمام قد از حق سیاسی طبقه کارگر برای تشکّل، اعتصاب، اعتراض و در نهایت سازماندهی کل جامعه بر اساس برابری و کرامت انسانی همراه نباشد، صرفاً یک سانتیمانتالیسم بیهوده خواهد بود.
پروین اشرفی
هفتم ماه مه ۲۰۲۱