چه نیروهایی پشت راهبرد «نه به جمهوری اسلامی» قرار دارند؟ سروش آزادی

جنبش سیاسی در مرحله کنونی به نیروهای کیفی و درازمدت (راهبردی) بیش از گذشته نیاز دارد. آماده سازی و تشدید قوای انسانی- ساختاری و امکاناتی برای مرحله پیش روی از ضروریات مبارزه راهبردی در مرحله کنونی «عبور از جمهوری اسلامی» محسوب می شود.

 

سروش آزادی

وقوع چند حادثه باعث شده تا تکانه هایی بر اندام جامعه سیاسی ایران وارد نماید. که تاثیر آن در تحلیلهای فضای مجازی سایه انداخته و بر بخشی از نیروهای اجتماعی به رخوت و یاس انجامیده است؛ تحولات جاری و تاثیر آن بر انتخابات خرداد ماه و مذاکره کشورهای قدرتمند جهان با جمهوری اسلامی بر سر «احیای دوباره برجام» یا پادمان منع گسترش سلاح های هسته ای، از آن جمله می باشد. در تحلیل اکثر نیروها و جریانات فوق تاثیر عوامل بیرونی برجسته و تعیین کننده و چالش های درونی حاکمیت جمهوری اسلامی، و فربهی یا ضعف جامعه مدنی- سیاسی، فرع آن تحلیل می شود؛ نتیجتا آنکه چند تحلیل در میان نیروهای اجتماعی دست به دست می شود!

  • روند مذاکرات و نوع تعامل سیاسی دولت بایدن در برجام و سیاست خارجی خاورمیانه می تواند احتمالا به جنگ منجر گردد! به همراه چنین اتفاقی تجزیه کشور، جنگ داخلی و … محتمل می نماید! و به این دلیل بخشی از نیروها فتیله مبارزه برای «عبور از جمهوری اسلامی» را پائین کشیدند.
  • مرگ رهبر انقلاب جمهوری اسلامی نزدیک است، نظامیان و روحانیون جناح راست خیز برداشته و با حضور در انتخابات در پی یک دست سازی حکومت و تاثیرگذاری بر ساختار سیاسی آینده هستند. در فرایند یکدست سازی قدرت، سرکوب شدید جنبش اجتماعی و جامعه مدنی از نتایج آن خواهد بود که به رکود مبارزه می انجامد.
  • جمهوری اسلامی با پذیرش گام به گام شرایط دولت امریکا، و اسرائیل و اروپا، تن به توافق جامع می دهد تا نظام سیاسی در تبعیت از مدل استراتژی سیاسی «چینی- روسی» در خاورمیانه حفظ گردد، تزریق بخشی از منابع مالی آزاد شده به رفاه نسبی در جامعه می انجامد و تغییرات ساختاری حاکمیت اولویت اصلی نیروهای اجتماعی جامعه مدنی نخواهد بود.

البته سه گمانه فوق پیوستی با چند پیش لرزه و پس لرزه اتفاقات دیگر هم دارد؛ توافقات درازمدت بعضی از کشورهای عربی با دولت اسرائیل، ریاست جمهوری جو بایدن در امریکا، انفجار در مرکز هسته ای نطنز و حملات گسترده به نیروهای نیابتی در سوریه، و نیز توافق خروج نیروهای امریکایی از کشورهای افغانستان و عراق و با خلا راهبردی امریکا ابرقدرتهای چین و روسیه در منطقه حضور می یابند، مذاکرات ایران، ترکیه و قطر با عربستان، و تغییر در گفتمان میان دولتهای منطقه، و نیز جدال نظامی حماس و جهاد اسلامی در مناطق اشغالی با اسرائیل مجموعا باعث می شود تا بافتار سیاسی و ژئوپلتیکی جدیدی ظهور کند که در کنار اسرائیل می شود از قدرتهای منطقه نام برد. قدرتهایی که ناچارند برای حفظ منافع خود با تعامل و گفتگو روی آورند تا تنازع و جنگ! و  را در این شرایط  انتخابات ریاست جمهوری در ایران و مذاکرات برجام در حال رغم خوردن است!

با توجه به گمانهای فوق می شود نتیجه گرفت که تحولات چند هفته اخیر در خاورمیانه آنچنان وسیع و سریع است که تبیین فرایند عبور از جمهوری اسلامی با مشکل و ابهامات زیادی گره می خورد. و این ابهامات در رابطه با وضعیت سیاسی و اجتماعی داخل ایران که تاثیر زیادی را بر کشورهای منطقه دارد، بیشتر مشهود است.

بنظر همین ابهامات و چالشهای چند وجهی و با برهان متفاوت باعث گشته تا بخشی از نیروهایی که در صف گفتمان «نه به جمهوری اسلامی» قرار دارند، دچار تزلزل گردند!

البته تجربه تاریخی به ما می گوید که در مراحل حساس تاریخی و به گفته جامعه شناسان در پس هر تحول بزرگ اجتماعی «ریزشها بیش از رویشها» صورت می گیرد! نیروهای وابسته به وضع موجود، کمتر از نیروهای کف خیابان خواهان تغییر شرایط و عبور از وضع موجود می شوند. نخبگان درون جامعه کمتر از نیروهای سرخورده و سرکوب گشته و به حاشیه رانده شده، اراده ای برای تغییر شرایط  به خرج می دهند.

اما چند ویژگی راهبردی و البته خصلتهای فردی است که در این بزنگاهها می تواند فرد (یا افراد) را در شرایط پرچالش، پابرجا و استوار نگه دارد؛ بینش سیاسی و قدرت تحلیل، امید به تغییر، عدم وابستگی (مالی، رانت، خاک، خون….) به وضع موجود، آینده نگری واقع‌بینانه و… و بنظر هر فرد (یا نیرویی) چنانچه این ویژگی ها را دارا باشد، عنصری راهبردی است! اجازه بدهید به یک اصل انکارناپذیر اعتراف کنیم؛ «تحقق راهبردها با نیروهای استراتژیک» ممکن می شود. تدبیر و بیان ناهمگنی تضادهای جاری در سیر روند جامعه ایران که در تقابل با منافع دیگر کشورهای منطقه و جهان در حال اتفاق است، نمی تواند بدون نیروهای راهبردی ممکن باشد. بنظر عاملیت جنبش سیاسی- اجتماعی در مراحل «عبور از حاکمیت جمهوری اسلامی»، از فقدان اصول زیر رنج می برد:

  •  تفکر استراتژیک «strategic thinking» تفکر انتقادی- سیستمی که بتواند به مثابه فرایندی از «بازی حریف، تصمیمات و واکنش های احتمالی و دیالکتیکی» تواما فکر کند و تصمیم ساز باشد.
  • تجمیع آن نیروها باید بتواند در ساختار و گفتمان تازه به «برنامه ریزی راهبردی» سرانجام گیرد. این برنامه ریزی شامل؛ تبیین اهداف سازمانی استوار بر؛ فرایند چگونگی یافتن منابع  و نیروی انسانی، تبیین حرکت سازمان از آنچه هست و به آنچه که قرار است بشود. که البته این راهبرد باید براساس «زنده ماندن در شرایط سخت» طراحی شود!
  • پیش مقدمه چنین راهبرد و نیروهایی به چند عبارت گره می خورد: ۱- توافق نیروها و سازمانهای دخیل با اهداف مشترک. ۲- تعیین وظایف برای نیروها و سازمانهای دخیل در اهداف فوق. ۳- تحلیلی مداوم از نیروهای سودبر «گروه یا سازمانها» ی دخیل در حرکت. ۴- تبیین ماموریتهای سازمان (برای نیروها و مخاطبین). ۵- شناخت محیط سازمان «شناخت شرایط جهت عمل کردن، اساس راهبرد در سازمان» است. ۶- تبیین و تعیین موضوعات مراحل راهبرد در تصمیمات سیاسی و اساسی. ۷- روشن کردن اقدامات راهبردی در قالب «اهداف، سیاستها، برنامه ها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیصات منابع مالی- انسانی». ۸- شرح طرح ها و اقدامات و مدیریت راهبردها برای هر استراتژی (کوتاه یا درازمدت). ۹- تنظیم دورنمای سازمانی برای آینده (توصیف آنچه که قرار است با تحقق راهبردها به وقوع رسد). ۱۰- تدوین مدیریت عمومی (یا تدوین اقدام جامع و مجموع راهبردها). باید توجه داشت که این اصول منطبق بر چارچوب زیر تا بالای سازمان می باشد و مختص به یک بخش از آن نمی شود.
  • تدوین و تبیین راهبردها با چنین وظایف سترگی با توجه به سه عنصر اساسی یعنی «منابع سازمانی، استراتژی های جاری و عملکردها»، مداوما مورد ارزیابی و نقد قرار می‌گیرد تا با نظارت راههای طی شده از اهداف مورد نظر پاسداری شود(*).

باید اعتراف کرد که جنبش سیاسی در مرحله کنونی به نیروهای کیفی و درازمدت (راهبردی) بیش از گذشته نیاز دارد. بنظر می رسد که در شرایط کنونی که امکان حملات فراگیر به جمهوری اسلامی محدود شده، بازسازی وضعیت برای مراحل بعدی از الزامات مبارزه در مقطع کنونی باشد. یک گام به عقب به معنی «عقب نشینی» نمی باشد. آماده سازی و تشدید قوای انسانی- ساختاری و امکاناتی برای مرحله پیش روی از ضروریات مبارزه راهبردی در مرحله کنونی «عبور از جمهوری اسلامی» محسوب می شود. چنین باد.

*(بخشی از منابع این سطور عبارتند از: ۱- احمدی حسینی (۱۳۷۷). برنامه ریزی استراتژیک و کاربرد آن. تهران کانون فرهنگی انتشارات سایه نما. ۲- الوانی مهدی (۱۳۷۴). مدیریت عمومی. تهران نشر نی. ۳- اوانز، ادوارد، لایزل وارد، پاتریشیا و روگاس، بندیک (۱۳۸۸). مبانی مدیریت برای متخصصان اطلاع رسانی. ترجمه مینو واعظ زاده و دیگران تهران . سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران. و برایسون. جان. ام ۱۸۱)، ….

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»