دزدانی که فریاد «آی دزد» سر می‌دهند و دروغگویانی که یکدیگر را به دروغگویی متهم می کنند! حمید آقایی

صبح روز چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت، رئیس پیشین دولت جمهوری اسلامی، احمدی نژاد، و رئیس دولت فعلی حسن روحانی بطور همزمان سخنرانی کردند.

احمدی نژاد در «ستاد انتخاباتی وزارت کشور» پس از ثبت نام و روحانی در هیئت دولت. احمدی نژاد در صحبت های خود از مهندسی انتخابات صحبت کرد و تهدید نمود که اگر رد صلاحیت شود «انتخابات را تایید نمی کند و در انتخابات شرکت نخواهد کرد.»

همزمان حسن روحانی، در جلسه هیئت دولت، گفت: «مگر یک انتخابات چقدر ارزش دارد و مگر بالا و پایین شدن قدرت چقدر ارزش دارد و یک مقام، حقوق، جایگاه، میز و صندلی چقدر ارزش دارد که به خاطر آن دروغ بگوییم و تهمت بزنیم و حیثیت افراد برده شود؟»

این دو رئیس دولت های جمهوری اسلامی در ۱۶ سال گذشته در حالی از «مهندسی انتخابات» و «دروغگویی» صحبت می کنند که انتخابات سال ۱۳۸۸ با یک مهندسی با تاخیر، پس از «رای گیری»، به نفع احمدی نژاد تمام شد. «مهندسی با تاخیری» که رژیم جمهوری اسلامی درسهای بسیاری از آن آموخت و از آن به بعد سعی کرد این اشتباه بزرگ را که ضربات جدی بر دستگاه حاکم وارد کرد، تکرار نشود و مهندسی انتخابات را قبل از ثبت نام کاندیداها آغاز کند.

حسن روحانی اما در حالی از دروغگویی صحبت می کند که خود وی با شعار «اجرای حقوق شهروندی» وارد انتخابات شد و دولت خود را «دولت تدبیر و امید» نامید. دروغهای بزرگی که در طول دو دوره از ریاست دولت جمهوری اسلامی بارها به اثبات رسیده اند. کما اینکه نه از حقوق شهروندی خبری است و نه از تدبیر مشکلات مردم و نه از امید به آینده ای بهتر مردم ایران اثری مانده است.

این دوره از «رای گیری برای انتخاب رئیس دولت جمهوری اسلامی» بدلیل عارضه بسیار ساختاری ناکارآمدی در کلیت نظام جمهوری اسلامی و اداره کشور توسط باندهای مافیایی تحت کنترل سپاه پاسداران و بیت رهبری، به عرصه لجن پراکنیِ «لجن زیستان» و زالوها و کفتارهای درون نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

سردرگمی و ابهام های فراوان در میان جناح های داخلی رژیم در معرفی کاندیداهای خود و اعلام استقلال و در واقع برائت سعید محمد و احمدی نژاد از دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب و نیز ثبت نام مصطفی تاجزاده در روز جمعه ۲۴ اردیبهشت که او نیز از حمایت اصلاح طلبان برخوردار نیست، نشان از این واقعیت دارد که حتی در درون نظام نیز شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومِ ماجرا» بتدریج تبدیل به یک باور می شود.

«انتخابات» این دوره بخوبی نشان می دهد که در ایران امروز دو جبهه در برابر هم قرار گرفته اند، جبهه مردم که خواهان گذار از این حکومت هستند و هر روز متحد تر و پر انرژی تر می شود و جبهه حکومت جمهوری اسلامی که هر روز شتاب فروپاشی آن افزوده می شود و بسان کشتی در حال غرقی است که ساکنین آن برای نجات خود یکدیگر از کشتی به بیرون می اندازند.