ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری در ایران در نوع خودش سبکی از یک برنامۀ «خندوانه» است. فقدان ساز و کار حرفه ای برای سازماندهی ثبت نام مصداق تمثیل«سالی که نکوست از بهارش، پیداست» است.
موسوی
ماکیاولی: «سیاستمدار توانایی که از کار برکنار شده باشد، مانند نهنگ تنومندی است که می کوشد کشتی را سرنگون کند، مگر آنکه بازیچه ای برای سرگرمی بسویش بیندازند».
انتخابات و گردش مسالمت آمیز قدرت سیاسی از رهگذر آن، همچنان مطلوب ترین مکانیزم جابجایی و چرخش نخبگان سیاسی می باشد. انتخابات همچنین معتبرترین سنجۀ مردمی بودن قدرت سیاسی و مشروعیت تنواره های سیاسی نیز می باشد. اینقدر این معیار تعیین کننده است که حتی توتالیتاریسم ترین نظامهای سیاسی هم ناچار به تمکینِ حداقلی،ظاهری و ریاکارانه به آن هستند(مانند کره شمالی، چین و تا اندازه ای روسیه)
پذیرفتن بهترین مکانیزم الزاماً به معنای کامل ترین و کم هزینه ترین راهکار نیست. چرا که چندبعدی و پیچیده بودن ساختار جوامع، ماهیت نظام های سیاسی، ابعاد روانشناختی مطالبات و روحیات نخبگان-توده ها و عوامل متعدد دیگری می توانند به گونه ای نتایج انتخابات را هدایت کنند که صرفاً به نوعی نمایش تکراری و صوری تبدیل شود.
قیاس صفر تا صد پروسۀ انتخابات در کشورهای توسعه یافته با توسعه نیافته تمایزات آشکار و پنهان آن را هویدا می کند. از آیتم زمان تا عملکرد هزینه های مالیِ انتخاباتی! مراد از قیاس یک معادلۀ قدیسانه-ابلیسانه نیست. چرا که در آنجا نیز انواع و اقسام تخلفات انتخاباتی در آغاز، میانه و نتایج رخ می دهد با این تفاوت که سطح و کیفیت آن قابل مقایسه با انتخابات در کشورهای توسعه نیافته نیست.
ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری در ایران در نوع خودش سبکی از یک برنامۀ «خندوانه» است. فقدان ساز و کار حرفه ای برای سازماندهی ثبت نام مصداق تمثیل«سالی که نکوست از بهارش، پیداست» است.
منظور از ساز و کار، بخشنامه ای در طراز آنچه اخیرا شورای نگهبان به وزارت کشور اعلام کرده؛ نیست. راهکارهای علمی و مقبولی که بدون تضییع حقوق شهروندان برای اینکه خود را در معرض اقبال و توجه مردم قرار بدهند، وجود دارد. مراد فرمتی کارشناسی و روزآمد است! مکانیزمی برای متناسب کردن مصادیق با آن نه تقلیلِ پایلوت برای همخوانی با مصادیق!
فقدان چارچوب حرفه ای موجب لوث شدن ماجرا و حضور طیف متنوعی از افراد برای ثبت نام شده؛ چیزی که در برخی موارد ظاهری موهن به خودش می گیرد.
فارغ از تنوعِ نامزدهایی که از روی تفنن و توهم وجهه ی انتخابات را مطایبه آمیز می کنند؛ چیز دیگری که مایه ی تعجب است و در کشورهای دیگر کمتر دیده می شود، حضور دوباره و چند باره مقامات سابق یا اسبق برای نامزدی مجدد است. در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته سابقه ندارد که یک ریاست جمهوری بعد از ۸سال مجددا سودای قدرت سیاسی رسمی را داشته باشد.
چرا در ایران اینگونه نیست و افراد دل از قدرت سیاسی نمی کَنند؟ چپ و راست هم ندارد. چرا میل به قدرت از نوع رسمی اش خاصیت جاودانگی در نخبگان سیاسی ایران دارد؟ منظور حضور مستقیم است و الا نگارنده فعالیتهای اندیشگی و تولید محتوای سیاست را امری مثبت و ضرورت می داند.
آنها اگر برنامه و استعداد سیاسی-مدیریتی داشته اند، بدون تردید در برهه هایی که سکاندار بودند، به محکِ اجرا گذاشته اند. حضور دوباره آنها چه حاصلی برای منافع عمومی می تواند داشته باشد. طبیعتاً چیز جدید و اضافه ای مازاد بر آنچه قبلاً داشته اند،ندارند.
فرضاً که ایده ها و چشم اندازهای نوینی داشته باشند، از همان رهگذر و صافی دوره های قبل خواهد گذشت و رهاورد بکری نخواهد داشت. میل به قدرت و فراورده های مادی و معنوی آن است که فیل شان را یاد هندوستانِ قدرت می اندازد.
البته صرف توسل به ویژگیهای روانشناختیِ تمایل به قدرت، محرکِ رفتارهای سیاسی نخبگان سیاسی نمی باشد.عوامل دیگری که کم اهمیت تر نیستند نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم موثرند.
ساختار سیاسی، صورت بندی اجتماعی-سیاسی نیروها و جناح های سیاسی، انعطاف یا تصلب روابط ساختار-کارگزار، فقدان توازن میان نهادهای انتخابی و غیرانتخابی،فقدان نهادهای متولی نظمِ مبتنی بر تربیت سیاسی و پرورش مدیران سیاسی، نبودِ نظام حزبی و عدم کارایی احزاب موجود برای برقراری رابطه ای متناسب و متوازن با جامعه و حاکمیت(معمولاً احزاب سیاسی در دو سرِ طیفی از افراط و تفریط جای میگیرند. یا تنه به احزاب حاکمیت ساز(ماشین سیاست) می زنند یا احزابی برانداز با پوستینی قانونی صرفاً برای بعنوان پوششی برای فعالیت سیاسی هستند. بسیاری از اعضا ایمانِ حزبی به اساسنامه هایشان ندارند)دخیل هستند.
همچنین سنتِ نامحدود بودن عمرِ سیاسیِ برخی از شخصیت های غیرانتخابی یا با واسطه انتخابی، شناخت روانشناسی توده ها و استعداد ارتباط با آنها با تکنیک های پوپولیستی از جمله مهمترین فاکتورهایی هستند که سیاست ورزی غیر حرفه ای و اشتهار به حضور در ساحت قدرت را نامحدود کرده است. این رویه نوعی بیماریِ سیاسی است، راهکارهایش در یادداشتی با عنوان«چه باید کرد»تقدیم خواهد شد.
🆔@mousavi2025