با توجه به اینکه آقای تاجزاده برنامه خاصی برای «روز بعد از رایگیری» ندارد، حضور ایشان را می توان از منظر خوشبینی در حد یک هیاهو و ایجاد یک موقعیت برای خود جهت ابراز عمومی نظراتش تعبیر کرد، و از منظر بد بینی گرم کردن تنور رای گیری تفسیر نمود.
حمید آقایی
کاندیداهای پست ریاست دولت در نظام جمهوری اسلامی ثبت نام کردند و به گفته سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی از میان چندصد داوطلب این پست فقط ۴۰ نفر «مدارک لازم» را ارائه کردهاند که تنها صلاحیت آنها بررسی میشود.
به احتمال زیاد، به جز رئیس دولت جدید، مابقی کاندیداها «روز بعد از ۲۸ خرداد» به پست ها و مسئولیت های قبلی خود باز خواهند گشت و یا مسئولیت جدیدی در دولت سیزدهم خواهند گرفت.
معمولا از کاندیداها مزبور در مورد اینکه پس از پایان روز رایگیری و در صورت انتخاب نشدن چه خواهند کرد سوال نمی شود. زیرا ظاهرا فرض بر این گرفته می شود که چون اکثرا از درون نظام آمده اند و مسئولیتی در حکومت داشته اند، در صورت انتخاب نشدن به پست های قبلی خود باز خواهند گشت.
در این میان اما دو استثنا وجود دارند و سوال «روز بعد از ۲۸ خرداد» می تواند در مورد آنها بطور جدی تری مطرح شود. این دو استثنا احمدی نژاد و مصطفی تاجزاده هستند. از طیف طرفداران احمدی نژاد اطلاع زیادی ندارم اما حدس می زنم که طرفداران ایشان این سوال حداقل در ذهنشان مطرح است که «آقای احمدی نژاد پس از عدم موفقیت، حال یا بدلیل رد صلاحیت و یا انتخاب نشدن، چه خواهد کرد و چه برنامه ای دارد؟»
در مورد آقای مصطفی تاجزاده اما این سوال بارها مطرح شده است، برای مثال در کلاب هاوس، و ایشان نیز به این سوال پاسخ داده است. ایشان در پاسخ به این سوال که در صورت رد صلاحیت توسط شورای نگهبان و یا انتخاب نشدن چه برنامه ای در پیش خواهد گرفت می گوید که «همان کاری را خواهد کرد که تا کنون انجام داده است»، که به احتمال زیاد منظور ایشان فعالیت هایی است که ایشان پس از آزادی از زندان داشته است.
براساس آنچه که از مجموعه فعالیت های آقای تاجزاده در سالهای اخیر در رسانه های اجتماعی دیده می شود، می توان نتیجه گرفت که ایشان عمدتا به فعالیت های مدنی، از جمله حمایت مالی از خانواده زندانیان و جان بختگان آبان ۹۸ و یا امور نوشتاری و آگاهی بخشی مشغول بوده است.
اما از نوع برخورد عمدتا سرد اصلاح طلبان با اعلام کاندیداتوری ایشان بنظر می رسد که ایشان در سالهای اخیر موفق نشده و یا نخواسته است یک جریان سیاسی جدیدِ «اصلاح طلب» در قامت یک نهاد و یا حزب سیاسی ایجاد نماید و نوعی از اتحاد سازمان یافته در طیف «اصلاح طلبان» نزدیک به خود بوجود آورد.
در این رابطه فرض را باید بر این گرفت که ایشان یک شبه تصمیم نگرفته است که خود را داوطلب پست ریاست قوه مقننه کند، و به احتمال زیاد مدت هاست که روی آن فکر و مشورت کرده است. منطق کار در دنیای سیاست این است که یک سیاستمدار، که می خواهد وارد معادلات قدرت در یک نظام سیاسی شود، برای کسب موفقیت باید زمینه های لازم را، از جمله حزب و یا جریان سیاسی و طیفی سازمان یافته از اطرافیان خود، بوجود آورد.
از این نظر نگارنده نتیجه می گیرد که آقای تاجزاده برنامه خاصی برای بعد از «روز رایگیری» که به احتمال زیاد قبل از ورود به آن رد صلاحیت می شود، ندارد و اراده جدی برای ایجاد یک جریان جدید سیاسی جدید برای تحقق رویاهایشان که در صحبت ها و بیانیه های ایشان منعکس شده اند، از خود نشان نمی دهد. این نتیجه گیری زمانی از حد یک پیش بینی خارج و به واقعیت نزدیک می شود که توجه کنیم که ایشان بارها گفته است که به حضور مردم در خیابان اعتقاد ندارد، و این حضور را مترادف با آشوب دانسته است. این در حالی است که روزی نیست که مردم معترض به دلایل مختلف در خیابان ها و مقابل ساختمانهای دولتی تجمع کرده و می کنند. آقای تاجزاده در صحبت های خود بارها از عملکرد دولت آقای خاتمی دفاع می کند » نه صرفا در زمینه های سیاسی و فرهنگی بلکه حتی عملکرد ایشان را در زمینه های اقتصادی مثبت می داند، اما هیچگاه به این سوال پاسخ نمی دهد که چرا با وجود «عملکرد مثبت آقای خاتمی»، مردم در رای گیری بعدی به احمدی نژاد روی آوردند؟ آیا به این علت نیست که در معادلات ذهنی ایشان مردم و جامعه مدنی جایی ندارند و ایشان سیاست را فقط در چانه زنی در بالا می بیند؟
علاوه بر این، آقای تاجزاده در صحبت های خود در کلاب هاوس صراحتا مطرح می کند که «حقوق بشر» خط قرمز ایشان نیست، بلکه خشونت خط قرمز اوست. بنابراین زمانی که حکومت با تهدید و انواع فشار، نهادهای مدنی را متلاشی و عناصر فعال آنرا پراکنده و یا دستگیر می کند و از این طریق عملا مانع حضور سازمان یافته مردم در خیابانها می شود، از نظر آقای تاجزاده حقوق بشر را نقض نکرده است.
یک رهبر سیاسی و یک سیاستمدار اگر به حضور مردم در خیابان اعتقاد نداشته باشد واضح است که می خواهد برنامه های خود را از طریق لابی گری و چانه زنی با اصحاب قدرت به پیش ببرد. از این نظر فرقی بین آقای تاجزاده و دیگر عناصر اصلاح طلب دیده نمی شود.
در هر حال با توجه به اینکه ایشان برنامه خاصی برای «روز بعد از رایگیری» ندارد، حضور ایشان را می توان از منظر خوشبینی در حد یک هیاهو و ایجاد یک موقعیت برای خود جهت ابراز عمومی نظراتش تعبیر کرد، و از منظر بد بینی گرم کردن تنور رایگیری تفسیر نمود. بویژه که ایشان در پاسخ به این سوال که اگر رد صلاحیت شدید «آیا از کاندید دیگر اصلاح طلبان حمایت می کنید؟» سکوت پیشه می کند. در حالیکه تفاوت بین اهداف و برنامه های ایشان با برنامه های دیگر داوطلبان اصلاح طلب، تفاوت از زمین تا آسمان است.