امروز نمىتوان خود را به ناآگاهی از رفتارهای جنایتکارانه حکومت اسلامی ایران زد و در انتخابات شركت كرد. اين مشاركت معنايی جز مباشرت در جنايت و طولانىتر كردن عمر آن ندارد.
یزدان شهدایی
بنا بر گزارش سازمانهای نظر سنجی معتبر در داخل و خارج از کشور مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ کمتر از سی درصد برآورد شده است.
هدف از نگارش این مطلب طرح و بررسى مشارکت پایین در آخرین انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ حکومت خودکامه ایران نیست٬ بلکه طرح یک مسأله مهم در قضاوت آیندگان در خصوص مشارکت ما در همین حد نازل است.
بیگمان دیگر نمیتوان جنایات این حکومت در حق میلیونها ایرانی از جمله زنان و مردان، کودکان، اقلیتها، مذاهب و همسایگان را نادیده انگاشت و خود را در مقابل اینهمه جنایت بىگناه جلوه داد.
لازم نيست شاهد زنده اعدامها و كشتارهاى ده شصت بوده باشيم و يا قتلهاى زنجيرهاى دهه هفتاد. امروز مادران داغدار، فرزندان داغدار، همسران داغدار، راوىان چهار دهه جنايت زمامداران اسلامىاند.
خودكشى دهها دانشآموز از فقر در سال گذشته برای اولینبار خودکشی کودکان ايرانى را بهعنوان یک پدیده دردناک در میان جهانیان مطرح کرد. میلیونها زن ایرانی به سبب آپارتاید جنسیتی حاکم بر سرنوشتشان دههها است از زندگی درخور ارزشهای انسانی در برابر بیتفاوتی جامعه ایرانی محرومند. هزاران کودک همسر و جوانان بیکار و کوچ اجباری نخبگان و فروپاشی ارزشهای انسانی در روابط اجتماعی و تسلط فقر بر سفرههاى مردم، كشور ما را به ورطه نابودى كشانده است.
جنون دين سالاران و سرداران فاسد، با جنگ افروزی در میان همسایگان و صدور انواع سلاحهای کشتار جمعی به اقصی نقاط جهان که ساخت کشور ایران هستند، ممكن است كشور ما را مثل رهبران نازى به جنگ با جهان بكشاند و جز خرابهاى از تاريخ و تمدن ايران بر جاى نماند.
با وجود اين هنوز سی درصد جمعیت ایران در مباشرت با این حکومت مىخواهد پاى صندق راى برود و مهر تاييد بر جنايت بزند. این آمار سی درصدی بیش از آنکه برای حکومت تاسفانگیز باشد، برای انسانهای ایرانی مایه شرمساری است که چگونه هنوز اين بخش از جامعه چشم خود را بر روى واقعيات هولناک مىبندد و با راى خود آنها را انكار مىكند؟
اگر ملت آلمان در زمان استیلای نازیسم از جنایتهای دولت نازی خبر داشت، آيا حاضر میشد در انتخابات نمایشی حزب نازی به این حزب جنایتکار مشروعیت بدهد؟ نبود ارتباطات اجتماعی و جهانی در آن روزگار بهقدری بود که بعد از فتح متفقین مردم آلمان از اردوگاههای مرگ نظام نازی خبردار شدند. دادگاه بينالمللى نورنبرگ كه يكى از بزرگترين تجربيات بشرى است و براى محاكمه آمران و عاملان نازى تشكيل شد، موضوع مسئوليت پذيرى شهروندان يک كشور در مقابل كارهاى حكومت را مبنا قرار داد و نقطه پايانى بود بر نقش “مامورم و معذورم” كه خيلىها براى فرار از تعهد انسانى نسبت به اجتماع، براى خورد درست كرده بودند.
امروز نمىتوان خود را به ناآگاهی از رفتارهای جنایتکارانه حکومت اسلامی ایران زد و در انتخابات شركت كرد. اين مشاركت معنايی جز مباشرت در جنايت و طولانىتر كردن عمر آن ندارد.
آمار فوق واقعيت آشكار ديگرى را نشان میدهد كه هفتاد درصد مردم ايران از اين نظام عبور كردهاند و با تحريم صندوق، برنده قاطع رفراندم “نه به جمهورى اسلامى” هستند.
اين هفتاد درصد بايد بتوانند با فعالتر كردن تحريم و كمپين “راى بى راى” جمعيت خاكسترى را از شركت در نمايش جنايتكاران نظام اسلامى، بر حذر دارد و بهطور قاطع بر پايان مشروعيت و مقبوليت و حيات آن مهر باطل بزند.