اخیرا وزیر ارتباطات اعلام کرد که ۴ عضو کارگروه فیلترینگ، در پی بارگذاری سایت «پیوندها» یا همان سایت فیلترینگ، رای به فیلتر شدن آن داده اند و ۱ عضو نیز اعلام کرده، این سایت قبلا فیلتر شده است! گویا باید یاد خلخالی را با همه دلایلی که گفته شد، به یادها بسپاریم. خلخالی امروز در ایران نیست اما جدال با زندگی و اراده آزاد برای حفظ قدرت همچنان ادامه دارد و کورها هنوز یکهتازی میکنند.
محمدهادی علیمردانی
«خلخالی حتی حکم اعدام خودش را امضا کرده بود.»، ابوالفضل توکلی اینگونه روایت کرد. اگر این ادعا صحت داشته باشد، خلخالی تا جایی بدون توجه به عدالت حکم قصاص صادر کرد که مجالی برای خواندن نام افرادی که به جوخههای اعدام سپرده بود نیز نداشت. میتوان اینگونه تعبیر کرد که گفتمانی در ایران به بقای قدرت با ذبح عدالت و اخلاق باور دارد. گفتمانها اموری تاریخمند بوده و از خلأ بیرون نمیآیند. کلیشهها میگویند، تاریخ تکرار میشود اما خوانش منطبق بر واقعیت میگوید، تاریخ همواره معاصر است. گفتمانها ریشه در گذشته دارند و شاخه در آینده، بنابراین نمیتوان آنها را از وضع موجود جدا کرد. میتوان اینگونه نوشت که در سَیَلان تاریخ، همواره میتوان با دیدن شاخ و برگهای آنچه چشمهای جستوجوگر را به خود فرا میخوانند، به ریشهها فکر کرد.
نادر شاه افشار را مردمی به عزتمند ساختن ایران میشناسند و دیگرانی به خونهای به تاراج رفته هندیان. آلب ارسلان را ایران به اقتدار میشناسد و خاک روم به سرهای بر زمین غلتیده. آلب ارسلان همان است که سنایی در وصف او پس از مرگ، مینویسد: «سر آلب ارسلان دیدی ز رفعت رفته بر گردون/ به مروآ تا کنون در گل تن آلب ارسلان بینی» این قصه اما روی دیگری نیز دارد. انوشیروان دارا را یک ایران به دادگری میشناسد و یک ایران به نام حق کشی. انوشیروان ایران را به آرام و ثبات رساند اما تنها خدا میداند که بر پیروان مزدک چه گذشت و اقلیتها در این میان چه کشیدند، چراکه انسان بودن بر چه دینی داشتن مقدم است.
از همین رو «عصیان ریشهدار زمانها را» میتوان با این عینک در دل تاریخ دنبال کرد که قدرت مطلقه در سطوح گوناگون به دنبال حفظ و بقای خود، حتی به بهای اتلاف زندگیها بوده است. در جهان امروز، زندگی تنها تنفس و تغذیه نیست که با وجود علائم حیاتی بتوان بر سعادت زیستن بالید. زندگی مجموعهای از مناسبات است که تغذیه، بهداشت، رفاه و بسیاری سرفصلهای دیگر میتواند بخش کوچکی از آن باشد. به عبارت دیگر میل افسارگسیخته بر ضرورت منطبق میشود و حالا هر کس یا هر چیز که میان میل و امکان تحقق آن برای انسان قرار بگیرد، زندگی را مختل کرده است. آیا در جامعه مدرن میتوان میان انسان و آزادی ایستاد؟ یا میتوان با بلاهت یکی از دو آرمان عدالت و آزادی را مقدم بر دیگری دانست، حال آنکه هر شهروند مطالبهای جدا از پسند ما دارد؟ آیا در عصر گردش آزاد اطلاعات میتوان بدون بلند شدن صدایی به گلایه، دسترسی شهروندان به اطلاعات را محدود کرد، در حالی که قانون اساسی آنان را «مالک بر سرنوشت خویش» دانسته است؟
اخیرا وزیر ارتباطات اعلام کرد که ۴ عضو کارگروه فیلترینگ، در پی بارگذاری سایت «پیوندها» یا همان سایت فیلترینگ، رای به فیلتر شدن آن داده اند و ۱ عضو نیز اعلام کرده، این سایت قبلا فیلتر شده است! گویا باید یاد خلخالی را با همه دلایلی که گفته شد، به یادها بسپاریم. خلخالی امروز در ایران نیست اما جدال با زندگی و اراده آزاد برای حفظ قدرت همچنان ادامه دارد و کورها هنوز یکهتازی میکنند.
@adalat_khaneh