سرزمین تخیلی پوپولیستها! قربان عباسی

«در آرمانشهر آنها همه پلیدند جز مردم!»

 

قربان عباسی

بررسی کلی همه موارد پوپولیسم نشان می‌دهد که همه آن‌ها دستکم در یک چیز مشترک‌اند و آن نهاد ستیزی آن‌هاست. دوم دشمنی‌شان با احزاب حاکم و سیاستمداران است بی آن‌که بدانند فردا که به قدرت برسند هم به نهاد نیاز خواهند داشت و هم خود به جرگه سیاستمداران درخواهند آمد. در واقع مثل پوپولیستها مثل آدم‌های با حسن نیتی است که نشسته بر شاخه درخت بن می‌برند. تأکید بر مردم و نخبه ستیزی در واقع کوشش برای کسب بیشترین تعداد آرا و حذف نخبگان از طریق سازوکارهای انتخاباتی است. آن‌ها به گفته خود مدافع اکثریت خاموش جامعه هستند. مدعی سخنگویی از جانب مردم‌اند. در عمل پوپولیست‌ها غالباً از آنچه نیستند بیشتر مطمئن‌اند تا این‌که چه هستند. آن‌ها با انزجار از نخبگان برای خود دشمن مشخصی می‌آفرینند تا در سایه آن هویتی برای خود کسب کنند. در واقع نیت آن‌ها هویت آفرینی است، هیچ‌کس‌اند و می‌خواهند کسی باشند. خود را بر حسب تقابل با آن دسته از گروه‌های اجتماعی که ناخوشایندشان می‌پندارند توصیف می‌کنند.

زبان گزافه گوی پوپولیستی سرشار از تصاویر منفی و اهریمنی از روشنفکران، بوروکرات ها، قلم به مزدان، آدم های سرشناس و پرنفوذ، اشراف غارتگر، نویسنده سرخورده و پولدارهای مفت‌خور است. توسل به کلمه «مردم» ابزاری در دست پوپولیست‌هاست. آنها از مردمی سخن می‌گویند که قرار است در سرزمین تخیلی آنها سکنا گزینند. در آرمانشهر آنها همه پلیدند جز مردم! آنها از این منظر مرتجعند که تخیل خود را نه به آینده که به گذشته معطوف می‌کنند تا آنچه را حال از بین برده از نو بسازند. آنها مردم را توده یکدستی می‌دانند که خرد جمعی را به وجود می‌آورند. همگونی مردم خط قرمز آنهاست.

تعدد و تکثر برای یک پوپولیست خیانتی است عظیم که عقوبت در پی دارد. پوپولیست‌ها گاه چنان در دام نارسیسم فرو می‌افتند که خود را مرکز یا قلب امور می‌دانند. انزواطلبی و تنگ‌نظری خصیصه طبیعی پوپولیست‌هاست. کانون آرمانی بر اندیشه جامعه‌ای اندام‌وار استوار است که دارای نوعی همبستگی طبیعی است. آنها تلاش می‌کنند پا را به طغیان علیه سر بشورانند. آنها به نام مردم به فعالیت سیاسی روی می‌آورند، همان فعالیتی که به اذعان خود از آن اکراه دارند. سادگی و شفافیت صفات آشکار پوپولیسم‌اند، چیزی که در دنیای پیچیده سیاست امروز جز بلاهت تام به آن نامی نتوان داد.

آنها برای رسیدن به قدرت یک اصل بیش ندارند؛ عوام را نباید قانع کرد باید فریب شان داد. قلب توخالی پوپولیسم پیوسته با ارزش‌های سایر ایدئولوژی‌ها پر می‌شود. اکسیر پوپولیسم بسیار خطرناک و مهلک است. پوپولیسم با ترجیح دادن جمع بر فرد و با ستایش از مردم به عنوان کلی ارگانیک فرد را زائده می‌بیند. آنها با تاکید و تکیه پیوسته بر «مردم» به قدرت می‌رسند اما هیچ دلیلی ندارد در برابر مردم – فردا که به قدرت رسیدند – پاسخگو باشند.

پوپولیستها، خاصه از نوع ایرانی اش!، دون کیشوت‌های عصر معاصر هستند که به جنگ با آسیب‌های بادی می‌روند. گزافه گویی می‌کنند و ادای قهرمانان را در می‌آورند. قهرمانانی که دندان درد واقعیت، آنها را سرجای خود می‌نشاند اما تا آن زمان ای بسا ملتی در سراشیبی سقوط افتاده باشد. برای پوپولیست‌ها غمی نیست که مردمی را با بلاهت، افراط، فریبکاری، گزافه گویی به ته دره سوق دهند، برای شما شهروند چطور؟

@critical_thought

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»