خوشبختانه آقایان مهندس حسن شریعتمداری، دبیرکل و دکتر شهریار آهی، سخنگوی شورای مدیریت گذار، در سخنان خود بخوبی نشان دادند که حتی اگر برای نسل جوان ایران کمتر شناخته شده اند، اما رویاها و آرزوهای این نسل را کاملا درک می کنند.
حمید آقایی
در کلاب هاوس «ایران جوان» که جمعه هفتم خرداد به همت خانم نگین شیرآقایی و آقای جمشید برزگر تشکیل شده بود، مهندس حسن شریعتمداری، دبیرکل شورای مدیریت گذار به گفتگو با بیش از هزار نفر از حاضرین در اتاق نشست و به سوالات برخی از شرکت کنندگان (که به علت محدود بودن زمان) درصد کمی از حاضرین را نمایندگی می کردند پاسخ داد.
سوالات عمدتا به رای گیری برای پست ریاست دولت جمهوری اسلامی در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ و آینده جمهوری اسلامی پس از این رای گیری و نقش اپوزیسیون جمهوری اسلامی معطوف بودند.
آنچه که بیش از هر چیز توجه نگارنده را جلب کرد دو سوال بودند. سوال اول مربوط می شد به رویای مشترک ما ایرانیان، به این معنا که «مردم ایران برای گذار از جمهوری اسلامی لازم است به یک آینده و رویای مشترک دست یابند»، همانطور که در گذشته نیز این رویاهای مشترک ایرانیان بودند که پس از گذار از سطح فکر و رویا به کنش های اجتماعی و سیاسی، موجب تحولات بزرگ گردیدند.
سوال دوم اما مربوط می شد به نوع نگاه مردم و بویژه نسل جوان ایران به اپوزیسیون جمهوری اسلامی، که ظاهرا ناآشنایی، درک نکردن یکدیگر و عدم اعتماد را بازتاب می دهد.
این دو سوال اگرچه ظاهرا متفاوت بنظر می رسند و هر یک به موضوع جداگانه ای می پردازند، اما بنظر من بطور بسیار عجیب و شگفت انگیزی به هم مربوط می شوند و از دل یکدیگر بر می خیزند.
داشتن رویا و آرزو حق هر انسان است و پیر و جوان نمی شناسد اما معمولا این نسل جوان است که ریسک تحقق رویاهای خود را می پذیرد و وارد عمل می شود. تفاوت دیگر اما نوع رویاهای نسلهای مختلف می باشد، تفاوتی که گاه آن اندازه عمیق است که دو نسل نمی توانند رویاهای یکدیگر را به خوبی درک کنند. در این رابطه شاید اشاره ای به فیلم «چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟» به روشن تر شدن این شکاف بین نسلی کمک کند.
فیلم چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد، محصول ۱۹۶۶ و با بازی های بسیار هنرمندانه الیزابت تیلور و ریچارد برتون، داستان زوجی است میانسال که بعلت بچه دار نشدن یک پسر فانتزی برای خود ساخته اند. بیشتر زمان فیلم روی جدلها، مشاجرات، دعواها و رد و بدل شدن کلمات تند و گاه همراه با فحش بین این زن و شوهر، در حضور یک زوج جوان که مهمانشان هستند، می گذرد. آن دو در مقابل مهمانان جوانشان مدام به هم سرکوفت می زنند و همدیگر را مسخره می کنند.
زمانی که این فیلم را، پس از خواندن یک نقد جدید از آن، مجددا دیدم شباهت هایی بین اپوزیسیون جمهوری اسلامی از نظرگاه نسل جوان ایران و این زن و شوهر که یک پسر فانتزی و خیالی دارند و دائما نیز در مشاجره و دعوا هستند، یافتم.
آن زوج جوان برای من حکم نسل جوان امروز ایران را دارند، که همانطور که در فیلم نمی توانند حرف های میزبان خود (یعنی آن زن و شوهر میان سال) را بفهمند و دائما بین آنها و میزبان سوتفاهم است، ظاهرا اکنون نیز همین مشکل را با اپوزیسیون جمهوری اسلامی پیدا کرده اند.
شاید آن زن و شوهر میانسال برای فرار از واقعیت زندگی اشان مجبور بودند که برای خود یک فرزند فانتزی بسازند، کاری که بسیاری از ما گاها برای فراموش کردن و یا فرار کردن از واقعیت های سخت و دردناک از هنر خیالبافی و ساختن فانتزی استفاده می کنیم. بنابراین از این نظر شاید آن زن و شوهر میانسال استثنا نباشند.
اما نویسنده این تئاتر هدفی غیر از دست گذاشتن روی خصلت عمومی و انسانی فانتزی سازی دارد، وی با انتخاب نام جورج و مارتا برای زوج میانسال و انتخاب یک زوج جوان بعنوان مهمان آنها، که بین آنها، بویژه بین دو مردِ داستان، سوتفاهم بسیار است و حرفهای همدیگر را نمی فهمند، یک هدف سیاسی مشخصی دنبال می نماید. آنطور که در نقد ها آمده است جورج و مارتا به مناسبت نام های جورج واشنگتن و همسرش مارتا انتخاب شده اند.
البته نام فیلم هیچ ارتباط مشخصی با داستان فیلم ندارد و فقط گاه شعر گونه که ظاهرا یاد آور بازی های کودکانه است از زبان مرد تکرار می شود. در انتهای فیلم زن پاسخ می دهد که آری من از ولف می ترسم. اعترافی که شاید اگر این زن و شوهر در ابتدا می کردند زندگی اشان شکل دیگری پیش می رفت.
خوشبختانه آقایان مهندس حسن شریعتمداری، دبیرکل و دکتر شهریار آهی، سخنگوی شورای مدیریت گذار در سخنان خود بخوبی نشان دادند که حتی اگر برای نسل جوان ایران کمتر شناخته شده اند، اما رویاها و آرزوهای این نسل را کاملا درک می کنند؛ زمانی که می گویند ما هم مانند جوانان ایران زندگی بهتر، همراه با رشد و شکوفایی و آزادی را می خواهیم. آرزوهایی که در یک ایران آزاد، آباد و با یک دولت سکولار و فارغ از هرگونه تبعیض می توانند تحقق یابند.
تاکید آقای آهی بر «درک نسل جوان» و «به زبان آنها صحبت کردن» و «هماهنگ کردن خود با آهنگ زندگی این نسل»، و نیز تلاش شورای مدیریت گذار در تشکیل کارگروه جوانان و زنان و جذب نسلهای جوان به این کارگروه ها، دال بر این واقعیت هستند که اگرچه موسسین شورای مدیریت گذار عمدتا از نسلهای پیشین تشکیل شده اند اما با بهره گیری از آخرین دستآوردها در زمینه ارتباطات شبکه ای و جذب استعدادهای جوان برای کار روی توسعه ایران آینده، تلاش کرده اند که فاصله خود را با نسل جوان ایران کاهش دهند و در پروسه گذار از جمهوری اسلامی خود نیز فرایند رشد و جوان سازی و نوسازی را طی نمایند.
به همین علت شورای مدیریت گذار فرایند تشکیل آلترناتیو جمهوری اسلامی، همانطور که آقای حسین علوی عضو شورای مدیریت گذار به آن اشاره کرد، فرایندی یکجانبه و از بالا به پایین نمی بیند و آنرا پروسه ای هماهنگ و تنگاتنگ با نیروهای میدانی جامعه ایران در میان همه اقشار و رده های سنی می خواهد.
یک آلترناتیو واقعی، مردمی و دمکراتیک از دل این رابطه و همکاری تنگاتنگ متولد می شود. و همانطور که آقای دکتر مهران براتی در کلاب هاوس ایران جوان تاکید کرد، شورای مدیریت گذار از همان ابتدا در پی گفتگو و دنبال کردن پروژه های مشترک با بسیاری از نیروهای اپوزیسیون مستقر در خارج کشور و فعالین مدنی و سیاسی از نسلهای پیشین تا نسل جوان در داخل کشور، بوده است.