شمشیر دو لبه شعار «تحریم انتخابات»

سیاست «تحریم» و یا دعوت مردم به عدم شرکت در «انتخاباتِ» پیش رو می تواند بعنوان یک شمشیر دو لبه عمل کند و ممکن است دامن جریاناتی را که این سیاست را تبلیغ می کنند و راهکارهای مشخص در راستای گذار از تمامیت جمهوری اسلامی ارائه نمی دهند، نیز بگیرد.

 

حمید آقایی

اگرچه طیف مخالفین شرکت در رای گیری و نمایش انتخاباتی ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، بسیار متنوع و گسترده است، اما شاید بتوان این تنوع را به چند بخش عمده تقسیم کرد.

موضعِ بخشی از نیروهای اپوزیسیون که راهبرد گذار از تمامیت جمهوری اسلامی را دنبال می کنند، که توسط اصلاح طلبان «برانداز»‌ معرفی می شوند، از ابتدا بسیار روشن بود. از جمله شورای مدیریت گذار که از مدت ها پیش به کمپین «نه به جمهوری اسلامی» پیوست و از آن حمایت فعال نمود. شورای مدیریت گذار در رابطه با نمایش انتخاباتی نیز شعار «رای بی رای» را برگزید و دائما تاکید کرد که این شعار در ذیل شعار راهبردی «نه به جمهوری اسلامی» قرار می گیرد.

سه تشکل جمهوری خواه، حزب چپ (فدائیان خلق)، اتحاد جمهوری خواهان و همبستگی جمهوری خواهان ایران نیز طی اطلاعیه ای مردم را دعوت به «تحریم انتخابات فرمایشی» ریاست جمهوری اسلامی کردند. در اطلاعیه سه تشکل سیاسی مزبور آمده است: «ما سه تشکل سیاسی بار دیگر از مردم می خواهیم در انتخابات فرمایشی شرکت نکنند.» در ادامه این بیانیه آمده است: «ما خواهان رعایت موازین انتخابات آزاد و منصفانه در چارچوب گذار به دموکراسی و استقرار جمهوری سکولار دموکرات به جای جمهوری اسلامی ایران و سپردن کشور به دست منتخبان واقعی مردم  هستیم.»

اگرچه در بیانیه مزبور صحبتی از شعار «رای بی رای» نمی شود و بجای آن بر تحریم و تشویق مردم به عدم شرکت در «انتخابات» تاکید می گردد، اما گزاره فوق مبنی بر «گذار به دموکراسی و استقرار جمهوری سکولار دموکرات به جای جمهوری اسلامی ایران» نشان می دهد که سه جریان مزبور نیز معتقد به گذار از جمهوری اسلامی هستند.

اما اگر در نزد سه جریان جمهوری خواه راهبرد گذار از جمهوری اسلامی، «اصلاح ناپذیر بودن این نظام» و «بن بست تغییرات درونی از طریق صندوق رای» معنا دهد؟ دیگر شعار تحریم و دعوت از مردم در عدم شرکت در «انتخابات» نمی تواند یک شعار مرحله ای و تاکتیکی تلقی شود و صرفا محدود به رای گیری های پیش رو گردد.

در همین رابطه این سوال بسیار منطقی می نماید که آیا اصولا امکان و احتمال شرکت در «برنامه های انتخاباتی» بعدی در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی وجود دارد؟ در واقع از این منظر است که یک تناقض و یا ناهماهنگی بین راهبرد این سه جریان جمهوری خواه برای گذار از جمهوری اسلامی و راهکار و تاکتیک پیشنهادی آنها برای تحریم و دعوت از مردم به عدم شرکت در انتخابات دیده می شود؛ که البته امیدواریم این ناهماهنگی در مواضع بعدی تصحیح شود، و نیز امیدواریم که بخشی از میان این سه جریان بعد از بیرون آمدن یک اصولگرای تندرو از صندوق رای باردیگر تحلیل نخ نما شده که این سیاست تحریم انتخابات بود که باعث شد ریاست دولت باردیگر در دست اصولگرایان قرار گیرد را عنوان نکنند و موجب تشدید اختلافات درونی این سه جریان نگردند.

در طیف مخالفین شرکت در «انتخابات ریاست جمهوری» و در کنار بخش خواهان «گذار از جمهوری اسلامی»، و به نظر اصلاح طلبان «نیروهای برانداز»، جریانات سیاسی دیگری قرار دارند که نه تنها در مواضع آنها تناقض بین «خواست گذار به دمکراسی» (بعنوان یک راهبرد) و اعلام عدم شرکت در انتخابات (بعنوان یک راهکار)  بسیار آشکارتر دیده می شود، بلکه در این بیانیه ها نوعی از انفعال و سردرگمی دیده می شود و حتی سعی می شود به مردم نیز منتقل گردد.

از جمله، نهضت آزادی طی بیانیه ایی اعلام کرده است: «در مناسک انتخابات ۱۴۰۰ شرکت نمی‌کنیم». در بیانیه مزبور آمده است: «مردم… به وعده‌های زودرس و واهی دل نبندند و در کانون‌های مدنی و صنفی و فرهنگی، تشکل و وحدت و همبستگی پیدا کنند و با حضور در جنبش‌های اجتماعی آزادی‌خواهانه، جامعه مدنی را توانمند سازند.»

جبهه اصلاحات اما پس از رد گسترده نامزدهای این جریان سیاسی اعلام کرد که این جبهه هیچ کاندیدایی برای «انتخابات ریاست جمهوری اسلامی» ندارد. در بیانیه جبهه اصلاحات آمده است: اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران، نه نفر را برای نامزدی در انتخابات پیشنهاد کرده و به دنبال انتخاب یک نامزد واحد از میان آنها بودند. اما با رد صلاحیت همه آنها، اینک جبهه نامزدی برای معرفی به مردم ندارد.» از میان این نه تن از نامزدهای پیشنهادی اصلاح طلبان فقط آقای تاجزاده بود که اعلام کرد «من در این انتخابات شرکت نمی کنم.»

در هر حال، سیاست «تحریم» و یا دعوت مردم به عدم شرکت در «انتخاباتِ، پیش رو می تواند بعنوان یک شمشیر دو لبه عمل کند و ممکن است دامن جریاناتی را که این سیاست را تبلیغ می کنند و راهکارهای مشخص در راستای گذار از تمامیت جمهوری اسلامی ارائه نمی دهند، نیز بگیرد. برای رفع این تهدید و حل تناقضِ بین «راهبرد گذار از جمهوری اسلامی» و «راهکار تحریم انتخابات پیش رو و یا شعار رای نمی دهیم»‌، لازم است که در درجه نخست بر شعار استراتژیک «نه به جمهوری اسلامی» و موضع راهبردی «رای بی رای» در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی تاکید شود.

همانطور که بسیاری از فعالین مدنی و سیاسی داخل کشور، مانند کیوان صمیمی، فاطمه سپهری، حشمت اله طبرزدی، ابوالفضل قدیانی و همچنین رهبران میدانی در میان اقشار و طبقات مختلف، صریحا و بدون لکنت زبان شعار «رای بی رای» را تکرار کرده اند و بطور آشکار خواهان گذار مسالمت آمیز از کلیت نظام جمهوری اسلامی شده اند.