صحبت درباره مقوله مهم محیط زیست یکی از مهم ترین چالش های پیش رو در سطح بین المللی است از خلا هایی که تنها منوط به دولت و پهنه ی جغرافیایی خاصی نمی شود ، در صورتی که اکولوژی یک منطقه تغییر کند در نهایت منجر به تحمیل تغییرات زیادی در گستره ی بزرگتری در سطح نقشه محیط زیستی می شود .
به طور کلی مساله محیط زیست پازل گمشده ی اکثر کشورهای توسعه یافته و نیافته است جهان اولی و جهان سومی تنها در نوع بی مهری هایی که به آن روا میدارند متفاوتند ولی در اصل همه، محرک آسیب های بیشتری به طبیعت هستند از معضلات آب و هوایی و چالش گرمایش زمین گرفته تا از بین رفتن پوشش گیاهی و درمعرض انقراض قرار گرفتن گونه های مختلف حیوانی و تولید زباله های تجزیه ناپذیر.
عوامل مختلفی روی نحوه ی برخورد بر محیط زیست تاثیر گذار است که از آنها میتوان به عوامل و سازمان های جهانی ، عوامل سیاسی و عوامل فرهنگی را نام برد.
اما چیزی که درحال حاضر گریبانگیر طبیعت بی زبان شده اختلاط مسائل سیاسی و تصمیم گیری های نابخردانه در این راستاست که برای شاهد مثال میتوان به آتش سوزی های وسیع در جنگل های آمازون اشاره کرد که قربانی سیاسی کاری رئیس جمهور این کشور شد و متاسفانه مقیاس وسیعی از پیکره ی “ریه زمین ” را ورطه ی نابودی کشاند .
خاصه در مورد ایران این موضوع وقتی با مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی توأمان می شود موضوع حساسیت بیشتری پیدا می کند.
در اولویت نبودن مسائل زیست محیطی برای سردمداران حکومت و نامزدهای پست ریاست دولت جمهوری اسلامی؛
سیاست گذاری های قدیمی و ناکافی برای حفظ و حراست از محیط زیست؛
عدم تخصیص زمان کافی برای فرهنگ سازی مردم؛
و در زمان حال مزید بر علت شدن تحریم ها و نبود تجهیزات و امکانات کنترلی و امدادی.
زمانی که پهنه ی وسیعی از جنگل های بلوط دامنه های زاگرس به سبب بی توجهی و عدم توانایی مهار آتش در آتش قهریه ی انسانی می سوزد و یلانی چون البرز زارعی را به جرم عشق به حفظ این مام طبیعت به کام مرگ می کشاند ، گذشته از مباحث سیاسی ظاهرا عوض شدن شیوه های مبارزاتی بر علیه حکومت هم یکی دیگر از مسائل دامن زدن به شعله ی سوزان طبیعت شده گروه هایی که اعتراض و مبارزه خود را بر طبیعت بی جان و رنجور ایران تحمیل میکنند همه این ها به کنار ، زمانیکه روز به روز تالاب های زیادی در شرق و غرب کشور در سایه بی تدبیری حکومت خشک می شوند، دقیقا آنجا به این نکته می رسیم که:
خلاء امدادرسانی های به موقع و کافی چقدر احساس میشود؛
خلاء قانون گذاری های درست، فرهنگ سازی برای عامه مردم بدور از دغدغه های اقتصادی و اجتماعی؛
ایجاد تفرجگاه های بومی و منطبق با شرایط هر منطقه؛
به کارگیری نیروهای متخصص و دانشگاهی در زمینه حفظ محیط زیست.