از زنان بازنشسته و معلمان زن تا زنان کارگر و پرستاران و فعالان حقوق زنان و زنان زندانی سیاسی و مادران داغدار، امروز پرچمدار مطالبهگری هستند.
این مطالبه گری در تمام سطوح بارز و آشکار است و میتوان طیفی از #مطالبات_معیشتی، از حق استخدام تا افزایش دستمزد و امنیت شغلی و تغییر قوانین نابرابر تا مطالبات سیاسی را مشاهده نمود.
اگر چه تاریخ معاصر ایران سرشار از حضور موثر زنان است اما شاید هیچ وقت اینگونه زنان جلودار و پیشتاز نبودهاند در حالی که رسانههای جریان مسلط در داخل همسو با سیاستهای حاکمیتی میکوشند تا این حضور و جوشش و زنان سازمانده را نبینند و وظیفه زن را به وظایف مادرانگی و حضور در خانه محدود کنند.
رسانههای مسلط خارج از حاکمیت با برجسته سازی چند چهره و پوشش رسانهای در صدد هستند مبارزات زنان را به چهره فردی با رویکردی لیبرالی تقلیل دهند و عاملیت جمعی زنان بخصوص زنان طبقات تحت ستم را نادیده بگیرند.
در این میان جایزههای رنگارنگ کشورهای غربی که نتیجه لابیها و با هدف جهتدهی به شکل مبارزه زنان است این رویکرد فردگرایانه را تقویت نمودهاست.
اما آن چیزی که از روند تکاملی جامعه ایران مشخص است هر تغییری در ایران باید حامل تحقق مطالبات زنان باشد و الا حق نیمی از جامعه را در نظر نگرفته است. بیش از یک قرن مبارزه زنان، ساختار زن ستیز و پدرسالاری مبتنی بر مناسبات سرمایهسالار را با چالش جدی روبرو کردهاست.
در این میان اما هنوز زنان جایگاه واقعی خود را در #تشکلهای_صنفی_و_مدنی مستقل نیافتهاند هنوز چهره این تشکلها مردانه است و برای تغییر این چهره نیازمند مردان برابریخواهی هستیم که جایگاهی را که به ناحق به خاطر مناسبات نابرابر تصاحب کردهاند رها کنند و مطالبات برابریخواهانه را در اولویت مطالبات قرار دهند.
بیشک گسستن از موقعیت مسلط تاریخی کاری آسانی نیست اما ممکن است.
۱۷ خرداد ۱۴۰۰
یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh