کودکان کار بدون حامی هستند که بیشتر روزها و شب ها در خیابان به سر می برند و به دلیل مشکلات بهداشتی ناشی از زندگی در خیابان، مستعد ابتلا به انواع بیماری ها نظیر سوء تغذیه، کم خونی، بیماری های گوارشی، سوءاستفاده جسمی، جنسی و بیماری های عفونی مانند هپاتیت، ایدز و سل می باشند.
عوامل مؤثر در ایجاد پدیده کودکان خیابانی، شامل عوامل زیستی و روانی، عوامل خانوادگی، عوامل اقتصادی (فقر، بی عدالتی، بیکاری، فاصله طبقاتی زیاد در جامعه) و عوامل فرهنگی اجتماعی (ترکیب ساختار و ازدیاد جمعیت، مهاجرت، جنگ) می باشد.
این کودکان در تمام جنبه های اساسی رشد مشکلاتی دارند. از نظر رشد جسمی بین ۶۰ تا ۸۴ درصد کودکان خیابانی با مشکلاتی مانند کم خونی، کاهش قد و وزن، گوارشی، پوست، بیماری های چشم و سوء تغذیه رو به رو هستند.
از نظر رشد عاطفی بین ۴۰ تا ۸۹ درصد آنان از مشکلاتی مانند احساس بی قراری، افسردگی، ترس و ناامنی و اضطراب رنج می برند. از نظر رشد ذهنی بین ۱۷ تا ۵۶ درصد آنان دارای مشکلاتی مانند بی سوادی، مشکلات گفتاری، کمبود توجه و تمرکز و مشکلات یادگیری هستند. درصد چشمگیری از کودکان خیابانی دچار افسردگی می باشند.
در دسترس نبودن امکانات تحصیلی هم یکی از مهم ترین علل و مشکل کارکردن است. برای بسیاری از خانواده ها مدرسه کالایی لوکس است که قدرت تهیه آن را ندارند و حتی وقتی تحصیل رایگان است، کودکی که در مدرسه است و کار نمی کند، درآمدش برای خانواده از
دست رفته است.
۸۰ درصد کودکان کار به دلیل فقر خانواده کار میکنند
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران “اجرای نظام چندلایه تامین اجتماعی و شناسایی به موقع کودکان کار” را راهکارهایی برای بهبود وضعیت این گروه از کودکان عنوان کرد و گفت: بیش از ۸۰ درصد این کودکان به دلیل فقر کار میکنند و با خانواده هایشان در ارتباط هستند، درصد قابل توجهی از آنها عضو معتاد و خانوادههای نابسامانی دارند.
حسن موسوی چلک با بیان اینکه درصد قابل توجهی از این کودکان مبتلا به اچ آی وی هستند، افزود: وقتی کودکان وارد کار در خیابان میشوند، معمولا تهدیدهایی مانند مصرف مواد مخدر و الکل، آزارهای جنسی یا بهرهکشی جنسی شاملشان میشود که این آسیب ها تاثیر مستقیمی در افزایش آمار ابتلا به ویروس اچ آی وی را دارند.
موسوی چلک با بیان اینکه پسران سه تا چهار برابر دختران به عنوان کودکان کار در خیابان فعالیت دارند، ادامه داد: حضور در خیابان محرومیت کودکان از تحصیل، سوء تغذیه، بیماریهای پوستی و جسمی، بیماریهای گوارشی و روانی را به دنبال دارد.
پروپاگاندای حکومت ناقض حقوق کودکان کار
بیشک فقر و تنگدستی عامل اصلی روی آوردن شهروندان به شغلهای کاذب (مانند دستفروشی) است. در این سالها برخورد قهری حکومت با دستفروشان بهمنظور پنهان کردن چهره فقر در جامعه، جایگزین ریشهکن کردن این معضل شده.
ضربوشتم دستفروشان، برخوردهای تحقیرآمیز با آنها و قرار گرفتن در معرض انواع آسیبها از جمله نتایج بازگذاشتن دست ماموران برای برخوردهای قهرآمیز با دستفروشان است. در این میان کودکان آسیبپذیرتر از سایرین هستند.
برخلاف صحبتهای مسئولین درباره عضویت این کودکان در باندهای کار کودک، بهگفته فعالین مستقل حقوق کودک و نهادهای مردمی اغلب کودکان کار به دلیل مشکلات معیشتی والدینشان ناچار به دستفروشی شدهاند. این کودکان علاوه بر رفتارهای خشونتآمیز ماموران، بعضا ناچار به تحمل خشونت توسط خانواده خود نیز هستند.
علاوه بر این گاهی برخوردهای اشتباه شهروندان ناشی از آموزشهای عمومی غیرکارشناسانه باعث آسیبهای روانی جبرانناپذیری میشود. «جمعیت دانشجویی امام علی» که سال گذشته با شکایت وزارت کشور منحل شد، راجع به برخورد صحیح با کودکان دستفروش به این موارد اشاره کرده است:
۱. کودکان کار را نادیده نگیریم.
۲. از خشونت کلامی بپرهیزیم.
۳. برای کار و تلاش آنها احترام قائل شویم و این تفکر که همه این کودکان عضو باند هستند را کنار بگذاریم.
۴. در صورت مشاهده کودکانی که در معرض آسیب جانی جدی هستند با ۱۲۳ [اورژانس اجتماعی] تماس بگیریم.
۵. در صورت تمایل به خرید، با آنها مانند یک فروشنده برخورد کرده و از رفتارهای ترحمآمیز اجتناب کنیم.
۶. در مقابل خشونت یا بیاحترامی دیگران به کودکان کار سکوت نکنیم و حقوق انسانی آنها را به دیگران گوشزد کنیم.