ابراهیم رییسی، اولین و آخرین رییس جمهور قرن جدید، محمدحسین بادامچی

آنچه در چهارم خرداد ۱۴۰۰ بدست شورای نگهبان اتفاق افتاد، وقتی در زمینه تحولات پس از وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی، حذف سیاسی محمود احمدی‌نژاد، بیانیه گام دوم و وارد شدن جوانان مؤمن حزب‌اللهی، حوادث سال ۹۶ و ۹۸، غارت اندک دارایی‌های ملت در بورس، دادگاه طبری، افزایش اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام فوق مجلس و دولت، انتخابات مجلس سال ۹۸ و ریاست قالیباف، تأسیس شورای عالی فضای مجازی و ساترا، قرارداد پنهانی ۲۵ ساله با چین و مذاکرات محرمانه با روسیه و علنی کردن چرخش گفتمان رسمی علیه دموکراسی و عدالت و آزادی و مستضعفین در منابر قرار می‌گیرد، نشان از تغییر و تحولات عظیمی دارد که در مدیریت گذار از جمهوری دوم به جمهوری سوم، یا به تعبیر بهتر گذار از جمهوری دوم به دولت اسلامی اول در فقدان آلترناتیوهای جمهوری سوم، در حال رخ دادن است.

ساخت دوطبقه جمهوری دوم در سطح حاکمیت (تفکیک لایه فوقانیِ سیاسی-الهیاتی و انتصابی حاکمیت از لایه زیرین اقتصادی-تکنوکراتیک و انتخابی دولت) و دوحزبی در سطح ریاست جمهوری و مجلس (دو قطبی دائماً حفاظت‌شده اصولگرایان-اصلاح‌طلبان) که بیش از هرچیز معماری سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود، در حال فروپاشیدن است و مبلغین بسیاری پس از چهارم خرداد به طور علنی و بی‌پروا با انتقاد از انتخاباتهای قبلی، از انتخابات تک‌قطبی ۱۴۰۰ بعنوان انتخابات نمونه و تراز حکومت اسلامی پس از رحلت امام یاد کرده‌اند (کسانی مانند حجج اسلام اراکی، سعیدی، علم‌الهدی، خاتمی، پناهیان و حسن عباسی از شبکه تریبون‌دارانی هستند که در روزهای اخیر این تحول بنیادین را رونمایی کرده‌اند و طبعاً در روزهای آینده خیل عظیم روحانیون و مداحان هم پس از توجیه به آنها خواهند پیوست).

با توجه به اهمیت مافوق ریاست جمهوری انتخابات ۱۴۰۰، به نظر می‌رسد که ابراهیم رئیسی را نباید با معیارهای معمول ریاست جمهوری مورد ارزیابی قرار داد. به عبارت دیگر روند حاکم بر دینامیسم سیاسی داخل در جمهوری دوم و همینطور منطق حاکم بر دولتهای برآمده از انقلاب‌ها، ایجاب می‌کند که ابراهیم رئیسی به آخرین رئیس جمهور، رئیس جمهوری برای پایان دادن به نهاد ریاست جمهوری تبدیل شود.

در جریان بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸، مطابق طرح آیت الله هاشمی رفسنجانی نظام پارلمانی کنار گذاشته شد و قدرت اجرایی از نخست‌وزیر به دولت مقتدر و متمرکز توسعه‌گرا منتقل شد و نهاد رهبری نیز از نهادی نظارتی و ارشادی به نهادی مولایی و حاکمیتی و سیاسی ارتقاء یافت. با تجربه چالش مداوم میان دولت و حاکمیت در چنددهه اخیر و به تاوان تمرد مکرر رؤسای جمهور چنین به نظر می‌رسد که این نهاد ریاست جمهوری است که باید صحنه را به نفع یک معماری عمودی‌تر و منسجم‌تر ترک کند. این مرحله سوم از مراحل پنجگانه تمدن اسلامی در دیدگاه آیت الله خامنه‌ای، یعنی مرحله دولت‌سازی یا دولت اسلامی است که در آن به سرمی‌بریم. کمربندهای خود را محکم ببندید!

@adalat_khaneh

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»