جنبش راى بى راى و نه گفتن به جمهورى اسلامى در ٢٨ خرداد ١٤٠٠ رفراندوم سلب مشروعيت از حكومت اسلامى و آغاز راهى نو به آزادى و صلح در كشور ما ايران و خاورميانه خواهد بود.
یزدان شهدایی
هر تحول سياسى كه در ايران، اين فرهنگ و تمدن كهنسال اتفاق افتاده بر سرنوشت همه كشورهاى خاورميانه تاثير گذاشته است. اين موضوع را نويسندگان و سياستمداران كشورهاى منطقه هم بر زبان آوردهاند. البته تاثير فرهنگى ايران جدا از محدوده سياست از مرزهاى منطقه فراتر رفته و جايگاه جهانى خود را دارد.
انقلاب مشروطه اولين گام در خاورميانه بهسمت حكومت قانون و تشكيل مجلس و جمهور مردم بود و ايران اولين كشورى بود كه داراى قانون اساسى شد.
مبارزان مشروطه که بعد از استبداد صغیر به عثمانی و اروپا رفتند به سقوط استبداد صغیر و نجات مشروطه در ایران پرداختند. ملی شدن صنعت نفت در ايران باعث شد تا کشورهای تازه تاسیس خاورمیانه از دلارهای نفتی برای خود حکمرانی مدرن ساختند.
پیروزی انقلابیون مسلمان در انقلاب پنجاه و هفت چهره خاورميانه را تغيير داد. قبل از اين انقلاب حكومتهاى منطقه همه سكولار بودند و اكثر جنبشهاى موجود هم همينطور. انقلاب اسلامى ايران نه تنها بنيادگرايی موجود در منطقه را تقويت كرد، بلكه با ايجاد حكومت اسلامى شيعه، استراتژى اسلاميزه كردن همه جنبشها و كشورهاى خاورميانه را پيش برد.
چهره امروز خاورميانه كه شايد براى نسل جوان با سالهاى قبل از انقلاب اسلامى قابل تصور نباشد، متاثر از انقلاب اسلامى ايران است.
ايجاد بىثباتى در دولت عراق با تحريک شيعيان آن كشور و تبعيت آنها از سياستهاى خامنهاى، ايجاد حزبالله و حماس در لبنان و فلسطين، جنگ يمن و بلاخره دخالت مستقيم در كشور سوريه براى نگهدارى اسد، به بهاى نابودى اين كشور و ميليونها آواره و صده هزار كشته، و ستيز با اسراييل و ايجاد تنش با تمام همسايگان عرب ايران، همه از تبعات به قدرت رسيدن اسلامگرايان در ايران بوده است.
و حال كه ملت ايران با نه گفتن به جمهورى اسلامى در انتخابات ۱۴۰۰، پايان كار اين حكومت را در دستور كار خويش قرار داده است، بىشک تاثير مهمى بر تحولات سياسى در منطقه خاورميانه و سرنوشت مردم اين كشورها خواهد داشت. انقلاب اسلامى، بنياد گرايی اسلامى را از اعماق تاريخ منطقه به يک قدرت جهنمى تبديل و با رفتنش هم اين پديده قرون وسطايی فروكش خواهد كرد.
افول و سقوط جمهورى اسلامى بهعنوان مظهر اين بنيادگرايی، عصر باورزدايی را رقم خواهد زد و زايش دردناک مدرنيته از پس اين سالهاى داعشى٬ در منطقه آغاز خواهد شد.
زنان و جوانان ايران و همچنين خاورميانه چهره كريه و جنايتپيشه حكومت دينى را بهچشم خو د ديدهاند و شمشير باور و حكومت الهى بر گردن كودكان و به بردگى گرفتن زنان را مشاهده كردهاند. جنگ، فساد، ترور و تجاوز تنها ارمغان جمهورى اسلامى و بنيادگرايی مذهبى براى خاورميانه بود.
پروسه مدرنيزاسيون جامعه ايرانى كه با وقوع انقلاب اسلامى متوقف شده بود، با از بين رفتن اين مانع با شتاب بسيارى ادامه خواهد يافت. گذر از اين سالهاى وحشت درسهاى زيادى را بههمراه داشته است. بر بستر آگاهى ايجاد شده، شهروند مدرن قرن بيست و يكم متولد خواهد شد كه ديگر از كسى جز اراده و اختيار خودش و قانون تبعيت نخواهد كرد. سكولاريزم و جداييى دين ازدولت، استقرار يک دموكراسى پارلمانى، رفع تبعيض در همه زمينهها، دوستى با جهان و همسايگان بر پايه احترام و همزيستى مسالمتآميز از مطالبات شهروندان، در ايران بعد از حكومت اسلامى است.
زنان و جوانان ايرانى و حضور پر رنگ آنها در مبارزات مدنى ديگر پوسته متحجر حكومت اسلامى را تحمل نخواهد كرد. گذر از جمهورى اسلامى، به جنبشهاى مدنى تمام منطقه كمک خواهد كرد تا آنها هم با بنيادگرايی اسلامى تصفيه حساب كنند.
جنبش راى بى راى و نه گفتن به جمهورى اسلامى در ٢٨ خرداد، ١٤٠٠، رفراندوم سلب مشروعيت از حكومت اسلامى و آغاز راهى نو به آزادى و صلح در كشور ما ايران و خاورميانه خواهد بود.
ايران بعد از افول جمهورى اسلامى بهسرعت جايگاه شايسته خود در جهان را پيدا خواهد كرد و آرامش و امنيت هم به خاورميانه باز خواهد گشت.
چنين انقلاب مباركى متكى بر خرد شهروندان ايران پيروز باد.