وزیر کشور آمار رسمی باصطلاح «انتخابات » را اعلام کرده است، حالا نوبت عالمان علم آمار و جامعه شناسان است که این ارقام را آنالیز کنند . ظاهر آمار اعلام شده به گونه ای است که منطقی و باور پذیر به نظر بیاید . اما با ان پیشینه مهندسی نامزدها و لانسه کردن نامزد «جبهه مومنین به انقلاب» و سو سابقه ای که از کارگزاران دولت داریم بعید است که این آمار واقعی باشد و همان کارگزاران رسمی در آن دست نبرده باشند. این نکته را اهل خبره با سنجش داده ها میتوانند راستی آزمایی کنند. اما اگر همین ارقام اعلام شده را ملاک قرار دهیم به چند نتیجه جالب می رسیم. اولا به صراحت روشن شده است که صحنه انتخابات بیش از همه میدان جنگ دو قطب تحریم – مشارکت بوده است و اینکه تحریم کنندگان پیروز شده اند. یعنی سناریویی رسوایی که با نام انتخابات کلید خورد ، با عمل مردم به شکل مفتضحانه ای با باخت حکومت پایان یافت.پایانی با پیام روشن ، « نه به حکومت اسلامی».
این « نه » ، یک پدیده پلورال است ، با ترکیبات اجتماعی و رنگ های سیاسی متفاوت که تجزیه و تحلیل سویه های مختلف ان برای شناخت اپوزسیون از چند و چون تحریم کنندگان و آشنایی با گرایشات مردم و البته شناخت از خود ، بسیار سود مند است . از نقطه نظر یک نیروی سیاسی جدی که نخواهد خیال بافی را بجای واقع گرایی بگذارد . این مهم است که بدانیم در این گستره ملی نه به نظام ، مثلا کیفیت جبهه سکولار از چه قرار بوده یا میزان و تاثیر جبهه معیشت چه بوده است؟ برای داشتن یک تحلیل درست حتا این جنبه هم کم اهمیت نیست که بدانیم ، موضع واقعی طیف رای دهندگان به نماینده نظام چه بوده است زیرا نمی توان همه ارای داده شده به رئیسی را اگر کاملا هم درست باشد ، به حساب حمایت از جمهوری اسلامی گذاشت.
تحلیل گران جمهوری اسلامی از این واقعیت بی اطلاع نیستند ، اما برای باز گرداندن اعتماد به نفس پایگاه نظام ،مشغول خیال پروری اند . دارند باخت حکومت شان را به گردن کرونا، گرمای هوا و تحریم اقتصادی می اندازند. با همین محاسبه به حامیان رژیم الغا میکنند که برغم این همه مشکلات نتیجه رای گیری مطلوب بوده. دارند خودشان و حامیان شان را راضی می کنند که اگر سفره مردم کمی پر شود ، نگرانی از سقوط و زوال نظام هم بر طرف خواهد شد. البته در این ارزیابی مایه ای از حقیقت هست، که در صورت کاهش تحریمها و پر شدن سبد توزیع صدقه ، خشم جبهه معیشت کمی فرو کش کند و اضطراب و ترس حکومت هم آرام تر شود.
اهمیت پیام جبهه تحریم این بود که بطور رسمی و شفاف کارت زرد را به نظام نشان داد ، کارت زرد علامت این است که دیگر جای زیادی برای توجیه و تفسیر دلبخواه برای حکومت نمانده . قدم بعدی اخراج است با کارت قرمز . سقوط به ته گودال . مردم در این رای گیری نظام را بردند سر گودال و ته آن را نشانشان دادند. اگر همین جوری ادامه بدهید جایتان آنجا ست.
پیام عبرت انگیز دیگر این رفراندوم ، به جبهه معرف به اصلاح طلب و اعتدالیون داده شد . در واقع کارت قرمز نقدا به این جبهه تعلق گرفت. ارای همتی نشان داد که این طیف در مواجهه دو جبهه تحریم و مشارکت کمترین نقش را در مشارکت داشتند. اگر جبهه به اصطلاح مومنین به انقلاب میتواند لااقل به قدرت بسیج و پایگاه منسجم خود مغرور و مفتخر باشند ، جبهه اصلاحات نه فقط چیزی برای سر بلندی ندارد بلکه همه سرمایه خود را یکجا باخت. آنها هاج و واج و تهی از هر نوع طرح و ایده ای روی اسب لنگ شرط بندی کردند . ( میر حسین موسوی و همراهانش باید فکری به حال خود برنامه شان بکنند) اصلاح طلبان در بسیج پایگاه خود برای مشارکت چندان فقیر و بی بضاعت بودند که فقط به استراتژی ایجاد ترس از رقیب و عواقب وحشت ناک یکدست شدن حاکمیت متوسل شدند. خود همین پروپاگاند کهنه کافی بود که مردم انها را جدی نگیرند، چون مردم نه از یکپارچه شدن و نه از لولو ساختن از رئیسی ترسی داشتند. ان کسی که از نتایج رای گیری باید می ترسید ، مردم نبودند بلکه خود حاکمیت بود که پیش از شروع رای گیری در سخنرانی و التماس کردن های خامنهای نمایان شد . این حقیقت را اصول گرایان روشنتر از اصلاح طلبان فهمیده اند. آنها فهمیده اند که دیگر زمانی برای ترساندن و یا خوشحالی از برنده شدن نمانده. برای مثال آقای عبدالله گنجی نویسنده “جبهه انقلابی” در روزنامه جوان وابسته به سپاه خیلی خوب نوشته است. «
این انتخابات و نتیجه آن، آزمون سخت نیروهای مؤمن انقلاب اسلامی است. در این چهار سال همه مدعیات آنان ورق خواهد خورد و در نمایشگاه ملت آبدیده خواهد شد، هیچ فرصتی برای خوشحالی و ماه عسل نیست، باید سریعاً اولویتها را شناخت و در سه سطح کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت به آن اقدام کرد وگرنه مردم با هیچ کس عقد اخوت نبستهاند.» منظور اقای گنجی از مردم که عقد اخوت بسته اند همان کسانی هستند که فعلا و این بار به رئیسی رای داده اند و شکی نیست که اگر الویتها و قول و وعده ها اجرایی نشود این باقی مانده های ته سفره رای گیری ، در دوره اینده هم با نظام همراه نخواهند بود . و این چیزی نیست بجز همان اخطار که اشاره شد، سایه کارت قرمز اینبار برای حاکمیت.