نمایش انتخاباتی ۱۴۰۰ برای پست ریاست دولت در جمهوری اسلامی مجددا بحث ضرورت و الزامات انتخابات آزاد در نظامهای اقتدارگرا را دامن زده است.
انتصاب ابراهیم رئیسی نه بر اساس یک برنامه از قبل پیش بینی شده توسط هسته سخت قدرت و بطور مشخص بیت رهبری، بلکه از روی ناچاری و بعلت افزایش تنش در دستگاه رهبری صورت پذیرفته است.
این وضعیت که اکنون برای عموم مردم و اکثر ناظران و تحلیلگران آشکار شده است، قبلا توسط شورای مدیریت گذار پیش بینی شده بود. مطابق تحلیل ما، حاکمیت جمهوری اسلامی در سراشیبی فروپاشی قرار گرفته است و بدلیل بحرانهای درونی، به اجبار می بایست دایره قدرت را کوچک و کوچکتر و هسته اصلی قدرت را یکدست تر نماید.
اما تنها پس از گذشت چند روز از نمایش انتخاباتی، دعواهای درونی در بیت رهبری و صحنه گردانان اصلی حکومت جمهوری اسلامی آغاز شد و معلوم گردید که اختلافات بسیار جدی برای فرد مناصب پست ریاست دولت در بیت و اطرافیان خامنه ای در جریان بوده است. اختلافی که آنرا می توان در نامزدی لاریجانی و سپس رد صلاحیت او دید و یا آنرا در اختلاف بین انتخاب گرایش به روسیه (که رئیسی سمبل آن می تواند باشد) و یا گرایش به چین (که علی لاریجانی را نماینده آن می توان در نظر گرفت) تفسیر کرد.
بنابراین بر خلاف این تصور که با منتصب شدن رئیسی هسته سخت قدرت یکدست شده است، ما در آینده نزدیک قطعا شاهد افزایش تنش بین باندهای اصلی قدرت که در بیت رهبری و سپاه و دستگاههای امنیتی لانه کرده اند خواهیم بود. چنین وضعیتی شتاب فروپاشی درونی رژیم را شدت می بخشد و نظام جمهوری اسلامی را در برابر دو انتخاب قرار می دهد. یا حفظ نظام، حتی به قیمت نابودی ایران و یا تن دادن به انتخابات آزاد و رفراندوم برای تعیین نوع نظام آینده.
در این رابطه است که کتاب «مدیریت انتخابات در دوران گذار؛ چالشها و فرصتها» که فازهای عبور به دمکراسی از طریق فراهم آوردن شرایط مناسب برای یک انتخابات آزاد را تحلیل می کند، ارزش خواندن مجدد پیدا می کند.
حکومتهای تمامیتخواه، وقتی در سراشیبی سقوط قرار بگیرند، پای میز مذاکره با مخالفان میآیند و تن به واگذاری ذرهذره قدرت میدهند. پس از آن برگزاری هوشمندانه و با دقت یک انتخابات، میتواند گذار از دیکتاتوری به دموکراسی را بسیار آسان کند؛ همانقدر که شرایط انقلابی و زیادهخواهیها آن را ناکارآمد میکند.
انتخابات آزاد و منصفانه در فردای ایران، نتیجه مبارزهای مدنی و بدون خشونت برای مطالبات گوناگون اجتماعی و از جمله برای آزادسازی انتخابات از سیطره ایدئولوژیک و اجرایی نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.
چنین انتخاباتی فقط هنگامی ممکن است که نظام جمهوری اسلامی در شرایط انتقالی و گذار به دموکراسی قرار گرفته باشد و نتواند از وقوع آن ممانعت موثر به عمل آورد.
در چنین مرحلهای، نظامها میکوشند از امکانات و مهارتهای خود یا هر گونه ترفندی برای تقلبهای پیچیده با هدف تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات سود جویند. اینجا ست که یک انتخابات آزاد، با نظارت بینالمللی، میتواند دوران گذار را بهتر، سریعتر و با چشماندازی روشنتر پیش ببرد.
هرچه مدیریت دوران گذار بهتر و بیشتر بر مبنای اصول و قوانین بینالمللی پیش برود، بیشتر میتوان امید داشت که در آینده ساختاری لیبرال و دموکرات برای نظام حکومتی پایهریزی شود. به همین دلیل مدیریت انتخاباتِ دوران گذار، در دل مدیریت خود این دوران، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
کتاب «مدیریت انتخابات در دوران گذار؛ چالشها و فرصتها»، تهیهشده در «موسسه بینالمللی برای دموکراسی و کمک به انتخابات آزاد»، به بررسی شرایط برپایی یک انتخابات آزاد در دوران گذار و ابزارهای لازم آن میپردازد. این کتاب میگوید که چطور و با چه روشهایی میتوان از تاثیرگذاری حکومتها بر چنین انتخاباتی جلوگیری کرد و رقابت عادلانه را ممکن ساخت. همچنین سه مطالعه موردی «اندونزی»، «غنا» و «شیلی» به طور ملموس به شما نشان میدهد که حکومتها در این دوران چطور تلاش میکنند تا قدرت از کفشان نرود و خواست واقعی مردم محقق نشود.
این کتاب با ترجمه آقای حسن شریعتمداری به فارسی، و به همت آموزشکده توانا منتشر شده است. توصیه می کنیم که این کتاب را مطالعه فرمایید.