“ولی فقیه مصلحت دیده فعلا انتخابات باشد”، حسین باستانی

آیت الله خامنه ای در کنار دفاع مجدد و سرسختانه از شورای نگهبان، یک جمله مبهم را هم بیان کرد: “بنده ممکن است با بعضی از نظرات شورای محترم نگهبان، مثلاً در باره یکی دو مورد یا کمتر و بیشتر موافق نباشم، اما اعضای محترم این شورا را افراد متشرع، پرهیزگار و مقید به وظیفه دینی می‌دانم که بر طبق قانون و وظیفه دینی عمل می‌کنند.”

سخنانی که یادآور اشاره -تلویحی- ۱۴ خرداد آقای خامنه ای به اتهاماتی بود که در جریان رد صلاحیت علی لاریجانی علیه او مطرح شده بود : “در جریان عدم احراز صلاحیّت، به بعضی از کسانی که صلاحیّتشان احراز نشده بود جفا شد، ظلم شد… متأسّفانه در فضای مجازی… بدون هیچ قید و بندی این چیزها را منتشر کردند…. مطالبه‌ام از دستگاه‌های مسئول این است که جبران کنند.” هرچند ساعاتی بعد از آن، مشخص شد نهایت “جبران” مورد نظر، بیانیه شورای نگهبان در انتقاد از “هتک حرمت و حیثیت داوطلبان و خانواده‌های ایشان” است.

این واقعیت که رهبر، هر از گاه چیزهایی می‌گوید که از آن معانی لفظی خاص برداشت می‌شود ولی در عمل، از سیاست‌های دیگری حمایت می کند، ریشه در “تئوری محذوریت رهبری” دارد که پیشتر، در مقاله ای به بهانه درگذشت محمدتقی مصباح یزدی، یادآوری شده بود. مصباح یزدی یکی از شارحان صریح الهجه تئوری مزبور بود که می‌گوید ولی فقیه به خاطر مسئولیت رسمی خود، دارای محذوریت های متعددی است و در نتیجه، امکان بیان همه دیدگاه های خود را ندارد. نتیجه آنکه پیروان رهبر، نباید تنها ظاهر سخنان وی را مبنای عمل قرار دهند و باید بکوشند با پی بردن به “خواسته های قلبی” ولی فقیه، این خواسته ها را برآورده کنند. نقل قولِ –بدون شرحِ- بخشی از مقاله “مصباح یزدی، مفسرِ بی‌محذوریتِ ناگفته‌های رهبر”، جنس پدیده فوق را بهتر توضیح می دهد:

[آغاز نقل قول] «… مصباح یزدی از جمله در ۱۶ مرداد ،۸۶ تصریح کرد که “فهمیدن نظرات مقام رهبری معظم انقلاب کار ساده‌ای نیست و باید از طریق قراین و سخنان از اصل نظراتشان مطلع شد”. او در سخنرانی دیگری در ۱۰ دی ۸۸، در پاسخ به این سوال که “چرا مقام معظم رهبری آنجاهایی که ما حتی یقین داریم که فردی صالح نیست، ایشان باز هم در شرایطی به صورتی [از آن شخص] حمایت می‌کنند” اظهار داشت: “در یک کلمه باید گفت: ایشان افقی را می‌بیند که حفظ یک مصلحت اقوا [قوی تر] و اهمّ [مهم تر] دینی است. این مسأله باید به جایی برسد که همه مردم حقیقت را بفهمند.”

محمدتقی مصباح یزدی در جای دیگر، با روایتی خاص از ماجرای قتل عثمان بن عفان خلیفه سوم، منظور خود از جنس رابطه رهبر و پیروانش را شفاف‌تر کرد. او در سخنرانی ۱۰ دی ۸۸، در تفسیری معنی دار از محذوریت های رهبران در دیدگاه عقاید واقعی خود گفت: “در نھج البلاغه تعبیری دارد که مضمونش این است: من به کشتن عثمان امر نکردم، نھی ھم نکردم. اگر امر کرده بودم، قاتل او بودم.”

مطابق تفسیر مصباح از روایت فوق: “گاھی رفتاری از یک شخصی [رهبر] یک معنایی دارد و از دیگران معنای دیگری. این رفتار از آن شخص کاملاً صحیح و به‌جاست، اما دیگران نباید از آن تقلید کنند… این گونه رفتار مقتضای آن مقام است، نه مقتضای حق آن شخص.” این نظریه پرداز نهایتا نتیجه می‌گرفت که پیروان رهبر به جای معطل ماندن در ظواهر اظهاراتش “باید زمینه را فراھم کنند، برای این که او بتواند آنچه را مصلحت اصلی می داند، اعمال کند”.

بر همین مبنا، به تاکید آقای مصباح برخی اظهارات بنیانگذار جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب راجع به دموکراسی و رای مردم هم، صرفا بنا بر مصالح سیاسی بیان شده بود. به بیان او: “امام روی حرف مردم تکیه می‌کردند، در مقابل تبلیغاتی که غربی ها می کردند که شما یک حکومت فاشیستی را سرکار می آورید و دم از چیزی میزنید که مال ۱۴۰۰ سال پیش بود. امام برای اینکه با ادبیات خودشان سخن بگویند گفتند شما در دموکراسی می گوید نظر مردم معتبر است، ما هم این حرف می زنیم.”

او در اظهارنظری مرتبط در ۷ دی ۸۴ تاکید کرد: “اگر در جمهوری اسلامی تا کنون سخن از انتخابات بوده است، صرفا به این دلیل است که ولی فقیه مصلحت دیده است فعلا انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود. ولی فقیه حق دارد و می‌تواند هر زمان که اراده کند و مصلحت بداند نوع دیگری از حکومت را که در آن چه بسا اصلا به رای مردم مراجعه نشود انتخاب کند.”… »

🔻 متن کامل مقاله “مصباح یزدی، مفسرِ بی‌محذوریتِ ناگفته‌های رهبر”، منتشر شده در ۱۳ دی ۹۹، در اینجا در دسترس است:

https://www.bbc.com/persian/iran-features-55517050

@HosseinBastaniChannel

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»