در منزل نرگس محمدی، زنی که پیامبر صلح است، پوران ناظمی

چندساعت در منزل زنی که پیامبر صلح است
شگفت انگیز بود
در خانه عطر محبتی کهن پیچیده
تا داستان وابستگی ها ایستادگی رنج ها وشادیها رفتن و نبودنها را ندانی نمیتوانی درک کنی
چرا روی در جای ضربه هست؟ چرا زیر ساعت دیواری عکس دو بچه با مهارت جاداده شده ؟ و..
از دیروز در تلاش بودم آنچه دیدم را صادقانه بنگارم اما گویی ذهن و قلم و همه واژه ها که میدانم غبار گرفته اند
این دلنوشته را برای نرگس نمی نویسم، برای کودکانی که غریبانه کوچ کردند و بی او بزرگ می شوند،برای مادرش که در فراقش دق کرد، برای همسرش که مادرانگی یاد گرفت یا برای مردمی که دوستش دارند نمی نویسم
برای آنهایی می نویسم که هنوز از او و جنگیدنش برای حقوق انسانها خشمگین هستند،
برای انها که سالها خار راهش بودند
زندگی اش را به نیستی بکشند اما ؟؟؟؟
حکایت نرگس سلطنت بر دلهاست. او نیست نمی شود
برای آنها که کنجکاوند اکنون در خانه ای که ویران کردند او چگونه روز میگدراند می نویسم
برای دشمنانش …از هر گوشه عکس گرفتم و انچه دیدم را برایشان روایت میکنم

درحمام دمپایی پسرش مجبور به ایستادگی است

و پرده اتاقش در ایستادگی ،افتادگی میاموزد .
کفش صورتی دخترانه بر میز پذیرایی
مادرانگی تعارف میکند
و بر بومهای نقاشی”کیانا”ساعتی که زمان را به تمسخر گرفته بی عقربه با اعدادی متقارن توازن زندگی را یاداوری میکند
در کتابخانه تصویر مردی در قاب جوان نگاهداشته شده…
و بر زمین فرشِ پیری، درتنهایی زمین گیر شده…
خط کش کاغذی عروسکی هنوز بر دیوار حکومت میکند تا بگوید قامتهایِ کودکانه داربست مقاومتش هستند .
میز کارش غرق در زیور الات دخترانه است
در ان میان دستبندی پسرانه حکایت از همدلی وهمراهی ومساواتی است که میخواهد.
ملحفه صورتی سالهاست درمیان نرده ها در حسرت آغوشی گرم است تا داغی اشکهای قدیم را به فراموشی بسپرد.
شاید پرنسس های بالای تخت برای کیانا شاهزاده خفته قصه هزار و یکشب میخواندند؟
دسته ای پروانه درحال اوج گرفتن بسوی اسمان میخکوب شدند …
سه مسواک قدیمی در لیوانی عروسکی دندان بهم می سایند ..
پازلهایی که روزی چندبار بهم میریزد تا دستی آرام برجایشان بنشاند …
در اتاق هر لحظه زمزمه آواز کوچه لره سو ….میاید …
دستی که دمپایی کنار دیوار را می شوید ملحفه صورتی را مرتب میکند بر خط کش کاغدی علامت میزند و غبار عکس قاب را میگیرد
موهایی سرکش
دلی آرام
وجودی مغرور
و رویایی دارد ….
رویایی از جنس مادرانه های آزاد
او در خانه و زندان
او شاد و اندوهگین
نرگس است …
خار چشم آنها که راه انسانیت را نمیدانند ..

پوران ناظمی
۹تیر۱۴۰۰

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»