بیماریِ خاورمیانهای یعنی فرهنگِ دروغدرمانی و لافدرمانی. بیماریِ خاورمیانهای یعنی همه چیز فدای مفهومِ بیمارگونهای از عزتنفس.
توس طهماسبی
چه کسی پیش از سالِ ۵۷ میتوانست تصور کند که مردمِ ایران با هزینه و دردسر خود را به کشورِ کوچک و فقیری مثلِ ارمنستان میرسانند تا واکسنِ کرونا بزنند، در شرایطی که مسئولانِ بهداشتیشان ماههاست دربارهٔ تبدیل شدن به بزرگترین صادرکنندۀ واکسن و مرکزِ تأمینِ واکسنِ مستضعفانِ جهان لاف میزنند؟
این لافها و عربدهها نشانههای بالینیِ روشنِ بیماریِ خاورمیانهای هستند، چیزی که عاملِ اصلیِ تیرهروزیِ ماست. بیماریِ خاورمیانهای یعنی برای مقابله با احساسِ حقارتی بیمارگونه و پنهان به دامانِ یک عظمتطلبیِ پوچ و شیزوفرنیک آویختن. بیماریِ خاورمیانهای یعنی عاجز بودن از تمایزگذاری میانِ آنچه دوست داریم و آنچه هست.
بیماریِ خاورمیانهای یعنی فرهنگِ دروغدرمانی و لافدرمانی. بیماریِ خاورمیانهای یعنی همه چیز فدای مفهومِ بیمارگونهای از عزتنفس.
تا زمانی که یک بار برای همیشه باور نکنیم که در این جهانِ بزرگ نه خاص و ویژه هستیم و نه تافتهٔ جدابافته و آن گذشتۀ خیلی دورِ شکوه و قدرتمان پشیزی ارزش ندارد، از لجنزارِ حقارت و فلاکت بیرون نمیشویم.