سالگرد جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ماه ۷۸ را با اعتصابات و اعتراضات گرامی بداریم

با گرامیداشت شهیدان جنبش دانشجویی ۱۸ تیرماه ۷۸؛ اکبر محمدی، سعید زینالی، عزت ابراهیم نژاد.

۲۲ سال پیش در چنین روزهایی دانشجویان دانشگاهها جنبشی را به راه انداختند که به الگوی مبارزات ملت ایران تبدیل شد. اگر شاخصه ی مبارزات دهه ی ۶۰ جنگ مسلحانه و سرکوب شدید از سوی رژیم با شکنجه و اعدام های دسته جمعی از سوی هیئت مرگ (ازجمله ی اعضای ان ابراهیم رئیسی ) و به دستور شخص خمینی بود اما شاخصه ی جنبش دانشجویی ۱۸ تیر مبارزات مدنی بود که توسط رژيم به خشونت كشيده شد و دانشجويان هم در مقابل خشونت به دفاع مشروع از خود پرداختند و به همين خاطر، اين نوع مبارزات طی ۲۲ سال گذشته همواره توسط عموم مردم ایران بازتولید شده است.

جنبش اعتراضی ۸۸ موسوم به جنبش سبز تا جنبش ۹۶ و جنبش آبان ۹۸ تکرار جنبش دانشجویی در ظرف زمانی خود بود.اساسا جنبش دانشجویی به ایرانیان آموخت راه رسیدن به حقوق اساسی، حضور اعتراضی در خیابان و یا نا فرمانی مدنی و اعتصابات است.
این استراتژی و شیوه ی مبارزه ، درست در نقطه ی مقابل راهی بود که مشارکت در قدرت و کشاندن مردم در پای صندوق های نمایش انتخابات و یا مماشات و انفعال در برابر قدرت حاکم را تجویز می‌کرد و توسط اصلاح طلب ها نمایندگی می شد.

تحریم نمایش انتخابات از سوی مردم در خرداد ۱۴۰۰ و اخراج کامل اصلاح طلبان از قدرت توسط خامنه ای، حقانیت استراتژی جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ را به اثبات رسانید.

در جنبش دانشجویی ۱۸ تیر نیز دو جریان اصلی دانشجویی فعال بودند و در رهبری جنبش نقش اصولی داشتند. جبهه ی متحد دانشجویی که تشکلی بود که از جمهوری اسلامی گذر کرده بود و از هر فرصتی برای بسیج دانشجویان برای تضعیف و تغییر رژیم ولایت فقیه استفاده می‌کرد و به همین دلیل تلاش داشت با به خیابان کشاندن جنبش، عملا مردم را با جنبش درگیر و مشارکت بدهد. دفتر تحکیم وحدت که تشکلی اصلاح طلب بود که بند ناف ان به مراکز قدرت وصل بود و تلاش می‌کرد جنبش را در درون کوی دانشگاه و دیوار های دانشگاهها محصور نماید و اجازه ندهد رهبری جنبش از دست اصلاح طلب ها خارج شود.

اینک تز اصلاح طلبی از درون رژیم و حتا اتکا به صندوق های رای ، شکست قطعی خورده و این شکست نه به دلیل سرکوب که به دلیل ناکارآمدی منطقی و مضمونی تز اصلاحات در درون رژیم خودکامه و یکه‌تاز ولایت فقیه است.

در عوض اگر چه جنبش دانشجویی ۱۸ تیر و جنبش های بعدی با سرکوب و کشتار متوقف گردید اما بیش از پیش منطق، کارامدی و مضمون ان به عنوان تنها استراتژی مدنی و خشونت پرهیز با راهبرد تغییر رژیم اثبات و اجتناب ناپذیر گردیده است.

از این رو است که کارگران، بازنشستگان، مال باختگان، کشاورزان، کسبه و عموم شهروندان در اعتراض به فساد ،ناکارآمدی و عدم مشروعیت رژیم ولایت فقیه و در جای جای میهن دست به اعتصاب و اعتراض زده به خیابان آمده و رژیم نیز بیش از گذشته نشان داده است توان اداره ی کشور را ندارد، امور به حال خود رها شده و قطع آب و برق مردم را خشمگین تر از گذشته کرده و ایرانیان برای واکسیناسیون در برابر کرونا به ارمنستان پناه می برند.

لذا از سوی بازنشسته ها، کارگران صنعت نفت و آحاد شهروندان تیر ماه هنگامه ی اعتصاب ملی و اعتراضات مدنی نامیده شده است.
اینک زمان ان فرا رسیده است که شهروندان آگاه و مسئول برای یکبار اراده ی ملی خود را به نمایش گذاشته و این روز ها را به همبستگی برای رهایی از این زندگی نکبت بار تبدیل و خود را از زیر یوغ فقر، بیکاری، توسری خوری و ملاهای حاکم بر ایران (که همسو با طالبان در افغانستان هستند) نجات بدهند.

اعتصابات عمومی همزمان با اعتراضات میدانی و عدم همکاری با حکومت با نپرداختن قبوض دولتی، کم کاری، کارشکنی و نارضایتی تراشی از جمله ی شیوه های مبارزاتی در کنار افشاگری و نشر تصاویر و کلیپ های شهروندان معترض و به ستوه آمده برای از پا در آوردن حکومت و از کار انداختن ماشین پلیسی حاکم است.

جبهه ی دموکراتیک ایران
شورای رهبری
۱۶ تیر ماه ۱۴۰۰