بی دلیل نبود که هشتک “#آبان_ادامه_دارد “، بر بستر واقعی جامعه شکل گرفت و تداوم یافت.
“آبان” به نمادی از مقاومت در برابر تبعیض و سرکوب تبدیل گشته است. نمادی برای مقاومت و برای ادامه زندگی از سوی اکثریت مردم در یک صف و اقلیتی چپاولگر و سود جو در صفی دیگر!
تداوم جنبشها، مخصوصا اعتصابات کارگران پیمانی نفت و پتروشیمی و اعتراضات مردمی خوزستان ادامه این رویداد تاریخی برای تعیین تکلیف ست.
بسیاری از مناطق خوزستان محروم و بدون برخورداری از امکانات حداقل شهری اند.
محل سکونت بسیاری از خانوارهای کارگران شاغل در پیمانکاری های پتروشیمی و صنایع منطقه ویژه در سربندر و جراحی و ماهشهر و شهرک های اطراف آن، به جز بیغوله ای نیست. شبیه همان مناطقی که در «آبان» خونین نیز به قتلگاه مردم معترض تبدیل شد وشبیه نیزارهایی که با کشتار جوانان پرپر شده به خون نشست.
در کنار این بخش از مردم، کشاورزان و دامداران جزء وجود دارند که زندگیشان به چند گاو و گاومیش و یا کشاورزی ابتدایی محدود می شود. واضح است که این نوع زندگی همواره با فقر و محرومیت غیر قابل تصوری عجین است.
شیوخ و ملاکان در این مناطق همواره در بده بستانهای سیاسی، به جز به انباشت ثروت و قدرت خود نیندیشیده و همواره مترصد سوءاستفاده از شرایط اسفبار زندگی مردمان این مناطق بوده اند. اینبار اما وضع به گونه دیگری است.
مکیدن و غارت منابع آبی منطقه در نزاعهای جناحی و ریختن غیرکارشناسی آن به حلقوم صنایع در مناطق کویری با گسترش خشکسالی در کنار سایر محرومیتها؛ چیزی به جز صدور حکم مرگ برای مردم نبود.
مردم و بخصوص جوانان هیچ گزینه دیگری بجز برخاستن علیه شرایط موجود را ندارند.
فقر ، بیکاری ، محرومیت و گرسنگی و دورنمای آینده ای بازهم تیره تر؛ امان هر انسانی را می برد در نتیجه با همه وجودش به خیابان می آید و تانک و مسلسل را با مبارزه رو در رو به هیچ میگیرد.
مردم جانشان را دوست دارند ولی شرایطی بر زندگی تحمیل میشود که دیگر حق انتخابی برای انسان باقی نمیگذارد. ادامه مرگ و نیستی و یا تلاش برای تغییر وضع موجود.
این شرایط فقط مختص خوزستان نیست و در پهنه جغرافیائی کشور گسترده است به همین دلیل حمایتهایی وسیع ، سراسری و همه جانبه در حال شکلگیری است. درک و درونی شدن شرایط مردم خوزستان، سیستان و بلوچستان و کردستان برای بقیه مردم ، لمس درد مشترک ست در نتیجه فریاد مشترک را باعث شده. به همین رو فریادهای حمایتی یکصدا میگویند: ” خوزستان تنها نیست”.
امروز اکثریت مردم در شرایطی چون “خوزستان ” گیر و گرفتار شده اند و در مقابل خود حاکمیتی را میبینند که نه تنها زندگی اکثریت انسانها ، بلکه زیست بوم ها و حیات موجودات در طبیعت را نیز به مخاطره انداخته است.
در این شرایط همه ما ، با درک و آگاهی و همدردی مشترک از این شرایط اسفبار در کنار هم هستیم . فرق نمی کند که کجا زندگی میکنیم. یکصدا هستیم و مبارزه همبسته خود را علیه شرایط غیر انسانیمان به پیش می بریم.
شورای بازنشستگان ایران ، ضمن حمایت از مردم رنج کشیده خوزستان و محکوم نمودن سرکوب آنان، خواهان خروج فوری نیروهای سرکوبگر از منطقه و پاسخ سریع به مطالبات مردم میباشد.
بدانید که جان هر عزیزی که از دست رود و هر قطره خونی که ریخته شود،کیفرخواست خود را قطور تر کرده و طوفانها به پا خواهد شد!
شورای بازنشستگان ایران
@Shbazneshasteganir