پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بستر پیوندهای اجتماعی و سیاسی برای اتحاد فراگیر نیروهای اجتماعی در دو سطح سیاسی و مدنی در عبور از جمهوری اسلامی بیش از سال ۱۴۰۰ فراهم شده. از جمله می توانی به سه عبارت زیر اشاره کرد:
اعتصاب یک ماه اخیر هزاران نفر از کارگران پیمانی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و طرح مطالبات صنفی معقول و ملموس آنان برای ارتقای سطح کار و زندگی، و حمایت بی دریغ نیروهای سیاسی و کشنگران داخل و خارج از کشور از آنان.
حمایت اکثر کنشگران عرصه عمومی از مسیح علینژاد خبرنگار و کنشگر مدنی که قرار بود توسط عوامل جمهوری اسلامی در امریکا ربوده شود.
اعتراضات مردم استان خوزستان به مشکلات فراوان زیست محیطی (ریزگردها، آلودگی آب های جلگه ها و فلات منطقه و خشک شدن تالاب هورالعظیم، کمبود آب شرب…) و فقدان حداقل مایحتاج اولیه زندگی.
در بستر چنین تحولاتی «همگرایی مردم و اقشار دیگر استانهای کشور» با اعتراضات و اعتصابات کارگران و هم مردم خوزستان سختی گرفته است! فقدان مدیریت بحرانهای جاری که ناشی از ناکارآمدی دستگاههای حکومتی است و پیش افتادن اپوزیسیون در حمایت سراسری از تحولات میدانی پیمانه قدرت را به نفع نیروهای «گذارمحور» سنگین تر کرده است. در چنین شرایطی است که گفتمان «چگونگی» عبور از حاکمیت نیز نسبت به «چرایی» آن در افکار عمومی ایرانیان (داخل و خارج از کشور) پیشی گرفته است.
طرح پرسشها در فضای مجازی و گستره سپهر عمومی به روشنگری در افکار عمومی نوید می دهد. گویی جامعه در عبور از وضعیت کنونی جوشش می کند. این ادعا را می توانیم با حضور در مجامع مجازی (از جمله کلوبهای خانگی «clobhouse») راستی آزمایی کنیم. به عنوان نمونه در «کلاب ایران جوان» با دعوت بعضی از فعالین اجتماعی همچون مهندس حسن شریعتمداری، دکتر عمار مالکی و جناب علی افشاری، جلسه ای در اتاق «آقای جمشید برزگر» برگزار گردید با طرح این پرسش که: چگونه و چرا می توان اعتراضات خوزستان را سراسری کرد؟ که مورد استقبال بسیاری از شرکت کنندگان قرار گرفت. شرکت کنندگانی که از گروههای مختلف فعالین مدنی و سیاسی تشکیل یافته بود.
مهمترین نتیجه ناشی از پیوندهایی که گفتمان امروزین جامعه ایران را در همزیستی نیروهای سیاسی- مدنی شکل داده است، و از نظرات شرکت کنندگان در این کلاب می شود الهام گرفت و بعنوان بستر امکان اتحاد فراگیر مابین آن نیروها مورد مصداق دارد، در صورتبندی زیر تجلی می یابد:
جامعه ایران به دلیل بحران های فزاینده با دومینوی جنبش های سرکوب شده در مقابل حاکمیت مواجه است.
بین نیروهای شرکت کننده در جلسات بروی مجموع شرایط اجتماعی ایران که آیا «انقلابی یا پیش انقلابی» است، اتفاقی حاصل نگردید. اما بر مفهوم انقلاب و صورتبندی آن بحثهایی درگرفت.
در مکانیزم های ارتباطات اجتماعی، انقلاب و تحولات بنیادین حادث شده است اما هنوز تحول در زیرشاخه های آن لازم است؛ اعتماد سازی، ایجاد ارتباط با مخاطب و با سرستونهای فضا (های) مجازی بعنوان «یک احساس وظیفه ملی» ناگزیر است.
طبقه متوسط بعنوان نیروهای تحول گرا و پیشگام در شرایط پیش انقلابی، به دلیل بحرانهای فزاینده اقتصادی- اجتماعی امکان راهبری خود را در سپهر سیاسی از دست داده است و صحنه تحولات اجتماعی را به «نیروی کار» واگذار کرده است.
با ریزش بخش اعظیمی از مردم ایران به زیر خط فقر و افزایش مطالبات در حوزه شهری و حاشیه آن (از جمله ریزش طبقات متوسط به طبقات زیرین جامعه)، تحولات امروزین می تواند با تکیه بر تحقق مطالبات طبقات فقیر و آسیب پذیر میسر گردد.
جمهوری اسلامی در کنار دستگیری، حمله و ضرب و شتم و کشتار معترضین در کف خیابان، از شگرد «طبقاتی کردن اینترنت» بعنوان مهمترین ابزار برای جلوگیری از اتحاد و فراگیری حرکتها، بهره می گیرد.
۱. دو تفسیر متضاد از چرایی تحقق حرکتهای اجتماعی به دست آمده که امکان همپوشانی هردو نظر نیز مورد تردید قرار دارد؛ از آنجا که حرکتهای اجتماعی خودجوش و بر سازماندهی درونی استوار است، امکان سرکوب گسترده و اضمحلال حرکتها ممکن نیست و ضرورتا حرکتها سراسری می شود.
۲. کنشگران میدانی (در داخل و خارج از کشور) تاثیرات شگرفی بر حرکتها و راهبری آنان به عهده داشته و دارند، که امکان اتحاد فراگیر از این فرایند عبور می کند.
مجموع حوادث جاری در کشور با یکدیگر هم پوشانی دارند و مداوما در حال گسترش است. زیرا بحرانها ساختاری است و به این دلیل که جمهوری اسلامی ناکارآمد و دچار سوء مدیریت است، قادر به حل ابربحرانهای فزاینده کنونی نیست.
آنچه که اکنون می شود انجام داد:
پوشش اخبار وقایع جاری بعنوان یک وظیفه ملی، خصوصا انعکاس وضعیت کارگران صنعت نفت و مشکلات بی شمار مردم استان خوزستان و دیگر مناطق کشور کمک به اتحاد فراگیر می کند.
نیروهای اجتماعی از شرایط کنونی بهره بگیرند، زیرا امکان افزایش تعامل در فضای مجازی و عرصه میدانی فراهم است.
آکسیونها و اعتراضات برای تاثیرگذاری بالاتر بروی افکار عمومی و ترویج عقاید فعالیتهای گذارمحور، در کنار دفاتر رسانه های خارجی و معتبر جهانی هم صورت بگیرد.