صدها شرکت کل خرد و جز در منطقه پارس جنوبی فعال هستند . بیش از صدهزار کارگر در پارس جنوبی شاغل هستند. که بیشتر آن ها پیمانکار شرکتی هستند. قرادادهای رسمی بسیار کم است و تعدادی هم قرارداد مستقیم و ارکان ثالثی هستند که هر کدام از آنها نیز مسایل و مشکلات خود رادارند.
وضعیت از این قرار است که شرکتی که پروژه ای را برنده میشود آنرا به شرکت های دیگر میدهد و بدین ترتیب گاهی قرار داد چند دست میچرخد و استخدام به کار مثل بازار برده فروشی شده است. و در این دست بدست کردن ها بدترین دستمزدها نصیب کارگر میشود.
بعلاوه این دلالان دزد و مفتخور شرکت پیمانی خدایی میکنند و محیط کار و زندگی ما بیش از هر چیز به یک اردوگاه اجباری کار شبیه است. ازجمله وقتی به خوابگاهها و وضع غذا نگاه میکنی چیزی جز توهین به حرمت و کرامت انسان در آن نمی بینی. خوابگاههایی که هیچ آسایشی در آن نیست. بنابراین بعداز ساعتها کار سنگین جای درست و حسابی نداری که تجدید قوا کنی. خیلی ها مثل ما سالهاست که در این شرایط کار میکنند و دیگر تحمل این شرایط را نداریم و نمیخواهیم داشته باشیم. دیگر کافی است.
بنابراین اصل موضوع برای ما حذف پیمانکاران است و تا بساط آنها برچیده نشود، در بر همین پاشنه خواهد چرخید. در اعتراض به این وضعیت است که ما امروز در اعتصابیم. دستمزدمان باید در حد قابل قبولی و متناسب با سطح قیمت ها و افزایش هر روزه و هر ساعته آن اضافه شود. این دستمزد باید در تمام رده های شغلی اضافه شود. در عین حال دستمزد هیچ کارگری هم نباید کمتر است دوازده میلیون باشد. از طرف دیگر بیست روز کار، ده روز مرخضی و بهبود وضعیت کمپها و کیفیت غذا در حد قابل قبول حداقل هایی که امروز میخواهیم.
ضمن اینکه ما میخواهیم که غذا در غذاخوری بهداشتی و مناسب سرو شود و نه اینکه زیر آفتاب گرم و با بدنی خسته و کوفته صف بکشیم و بصورت حقارت باری غذایی بی کیفیت تحویل ما دهند. ما این وضعیت را قبول نداریم. دیگر دوره آقایی پیمانکاران تمام شده است. تک تک این مطالبات را دنبال میکنیم تا خودشان بگذارند و بروند. فضای مراکز نفتی را آنقدر امنیتی کرده اند که دیگر خفه شدیم. برای همین تنها راه مقابل ما این بود که صدای اعتراضمان را بلند کنیم. برای همین دست به اعتصاب زدیم.
بعد از این اعتصابات احساس میکنم که بغضی که گلویم را سالها گرفته بود دارد فرو می نشیند. چون بالاخره صدایی بلند شد و دیگر به وضعیت قبل برنخواهیم گشت. مسئولین مطمئن باشند که تا وقتی وضعیت اینطور باشد ما با اعتصاب و برپا کردن مجمع عمومی مثل کاری که همکارانمان در هفشجان کردند و به اشکال مختلف فریادمان بلند خواهد بود. دم و دستگاه مفتخوران پیمانکار باید جمع شوند. و این اتمام حجت آخر ماست.
سبحان کارگر پروژه ای اعتصابی