نمک بر زخم های تاریخی، سید قائم موسوی

بازسازی عکس تاریخی سران دول متفق [روزولت، چرچیل و استالین] در جنگ جهانی دوم در سفارت روسیه در تهران، توسط سفرای روس و انگلیس در این برهه بدون تردید بی مسما نبوده است. آن کنفرانس و آن عکس شمایی از بر باد رفتن استقلال و حاکمیت ملی ایران می باشد. چندی قبل تر از این کنفرانس، ایران؛ علیرغم اعلان بی طرفی در جنگ توسط روسها از شمال و بریتانیا از جنوب به اشغال در آمد.

استمداد رضاشاه از آمریکا برای مقابله با اشغال گریِ متفقینش بی جواب ماند و مدتی بعد خود آمریکا نیز بدون اجازه و حتی هماهنگی با حکومت، در ایران نیرو پیاده کرد. از سوم شهریور ۱۳۲۰ تا آذرماه ۱۳۲۵ عملاً حاکمیت، کمیتۀ اجرایی دول اشغالگر و اشغالگران فعال مایشاء بودند. شاه جوان، خام و خوش بینانه یکی از اهرم های سیاست ورزی در کشور بود. اگر نبود نبوغ سیاستمداران کارکشته ای نظیر فروغی و قوام، استقلال کشور یا دست کم بخشی از خاک ایران از کشور منفک می شد.

حدتِ هژمونیِ بیگانگان به اندازه ای بود که ایرانیان تا زمان برگزاری کنفرانس در تهران، هیچ گونه اطلاعی از تشکیل آن نداشتند. بی اعتنایی به حکومت ایران نیز در حدی بود که از شاه و دولتمردان آن برای شرکت در کنفرانس هیچ دعوتی به عمل نیامد. حقارتی که تا آخرین لحظات در روان محمدرضاشاه برجسته بود و چارچوب روانشناختی او از معرفتِ قدرت خارجی را بر او تحمیل می کرد. تنها استالین به صورت مجزا از شاه در سفارت روسیه پذیرایی کرد. هر چند در غائلۀ آذربایجان حلاوت آن را از شاه پس گرفت. و ترومن بی محلیِ روزولت به شاه را با تهدید اتمی استالین به ترک نیروهایش از آذربایجان تا حدودی جبران کرد.

در هر حال آن عکس سه نفره که شریعتی از صاحبانش به «سه غمخوار بشریت» یاد کرد، نشانه ای از ذبح استقلال و حاکمیت ملی کشورها در بستر ائتلاف منافع قدرتهای بزرگ بود. نشانی از اینکه قدرتهای بزرگ جایی که لازم باشد، از دشمنی پرهیز می کنند و در تقسیم شکارِ مشترک، همگرایی لازم را به خرج می دهند. یادآور حرکتی تلخ در تارک ناسیونالیسم ایرانی و بی احترامی به ذائقۀ وطن دوستان!

اکنون که مشی سیاست ورزی ملی از رنج های بزرگی نالان است و انواع بی تدبیری ها و سوء مدیریت ها، فاصلۀ معناداری میان حاکمیت و مردم ایجاد کرده است، بازسازی آن واقعۀ شوم تاریخی، پیام های معناداری به سپهر سیاسی کشور مخابره می کند که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت.

بحران های جدی که کشورهای مطبوعِ همین دو وزیر و بویژه روسیۀ شریک دزد و رفیق قافله، وبالِ گردن ایران کرده اند، به سمت و سویی پیش رفته اند که بعید نخواهد بود لبه های قیچیِ منافع قدرتهای بزرگ سناریویی مانند دهۀ ۲۰ شمسی برای ایران تدارک دیده باشند.

نباید از مکر روسیه و بازیهای خاله خرسی او غافل بود. حاکمیت اگر اقتدار و تحکم برون مرزی داشته باشد(آنگونه که در داخل برای مردمش رجز می خواند) بایستی هر دو سفیر را به عنوان عناصر نامطلوب به کشورهایشان فراخوان کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»