سرانجام ایالات متحده و متحدان اروپاییاش افغانستان را رها کردند و به طالبان سپردند.
در حال حاضر رهبر طالبان هبتالله آخُندزاده [آخوندزاده] است که به اصطلاح از نظر دینی کسیست [به اصطلاح شیخ الحدیث است] ولی از نظر نظامی هیچ تجربهای ندارد در عوض معاونش سراجالدین حقانی است که در واقع میتوان به عنوان فرمانده عالی نظامی-عملیاتی طالبان نام برد.
طولی نخواهد کشید که طالبان به یک چالش بزرگ برای ایران تبدیل خواهد شد. زیرا یک بخش نسبتاً قوی در طالبان ادعای خراسان را دارد و معتقد است که باید این خراسان یعنی استان خراسان ایران به خراسان بزرگ یعنی افغانستان انتقال یابد. از سوی دیگر گرایشهایی در طالبان قوی هستند که به القاعده نزدیکند و شعارشان این است: مبارزه علیه آمریکا و غرب از کانال مبارزه علیه شیعه میگذرد و به همین دلیل شیعهکُشی در دستور روزشان قرار دارد. و طولی نخواهد کشید که این گرایشات در طالبان مانند دُمل چرکین سر بازکنند و مرزهای شرقی را با تنشهای بزرگی مواجه خواهد کرد. در این صورت، ولایت فقیه در ایران مجبور خواهد شد که تمامی نیروهایش را از لبنان، سوریه، عراق و یمن در مرزهای شرقی مستقر کند. این همان چیزی است که آمریکا و اروپا میخواهند: وادار کردن خلافت اسلامی بدون هزینههای هنگفت به ترک میانرودان و غربِ خاورمیانه و از سوی دیگر آشوب در آسیای مرکزی و ایجاد دردسر برای چین و روسیه.
از نظر نظامی خلافت اسلامی در ایران تمامی ساختار نظامیاش را بر اساس جنگهای غیرقرینهای متمرکز کرده و چون فرماندهان نظامی ایران فکر میکردند که خلیج فارس مهمترین و آسیبپذیرترین است، صنایع نظامی ایران تمرکز خود را اساساً روی تولید سلاحهایی برای جنگهای غیرقرینهای در آبها گذاشت: شناورهای تندرو روی آب، شناورهای انتحاری زیر آبی، پهپادهای انتحاری، مینهای زیر آبی و توپهای کوچک زیر آبی و … و برای جنگهای زمینی به تولید انواع و اقسام موشکها پرداخت. این تسلیحات اساساً به درد جنگهای زمینی از نوع طالبانی نمیخورد. این را هم طالبان میدانند و هم خود فرماندهان ولی فقیه. یعنی طالبان میتواند درد سر بزرگی برای ولایت فقیه ایران شود.
ما تازه در آغاز یک راه پر دردتری هستیم! و اگر این رژیم به دست خود مردم از میان نرود باید منتظر هزینههای باز هم سنگینتری باشیم.