کابوسی در جامه واقعیت، کوثر فتاحی

ریشە درختی کە پس از سالها در میان خشکسالی ها و ناملایمات بسیار جان گرفتە بود، اینروزها در یک بازی ناجوانمردانە تاریخی در اوج سیاهی و بی کفایتی سران حاکمیت افغانستان و اشتباه یا معاملە های پشت پردەی سیاستمداران ذینفع از خاک برچیدە شد و در حال خشکیدن است.

آنچە سینە من را می فشارد، محو شدن حداقل امتیازها و دستاوردهایی است کە اگرچە ناقص اما زیبا بودند. دموکراسی تازە پا گرفتە آنچنان بە زمین کوبیدە شد کە درد و رنجش تا مدت ها پایدار خواهد بود.

دست بە دست شدن قدرت در افغانستان کە گویی بە میخی کوبیدە شدە است، افغانستان را بە پازلی بدل کردە است کە چیدمانش آسان نیست. یکبار در سال ۱۹۹۰ مجاهدین دولت نجیب را سرنگون کرد. شش سال پس از آن با آمدن طالبان مجاهدین از صحنه محو و با بر سرکار آمدن حکومت مورد حمایت آمریکا، طالبان به ضعیف ترین حالت خود رسید و بسیار ناباورانه امروز طالبان باری دیگر جان گرفته است و بوی ارتجاعش سراسر خاورمیانه را فرا گرفته است.

زنان افغان با بیشترین تقلا در سالهای اخیر موفق به ورود و صعود به قله های اجتماعی همچون مشارکت در میدان های ورزشی، تحصیلی، هنری و موسیقی و فعالیت های آگاه گرانه ی جنبش زنان شده بودند، که با آمدن طالبان همچون صحنه به زمین خوردن انسانهایی که برای نجات از بند ارتجاع در فرودگاه کابل خود را به بدنه ی هواپیمای نظامی آویخته بودند، به عمق ارتجاع کشیده شدند.

اما آیا براستی این توحش و خیز به سوی ارتجاع کابوسی در جامه واقعیت است؟

اگرچه با رویش ناگزیر جوانه ها کاری نتوان کرد و سرانجام تلاشهای دموکراسی خواهانه و آزادی طلبانه به ثمر خواهد نشست.

کوثر فتاحی، عضو کارگروه زنان و تبعیض جنسیتی شورای مدیریت گذار