شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت اعلام کرد: «در برخی مراکز نفتی بخش کوچکی از کارگران با قبول دو مطالبه مهم افزایش دستمزدها و بیست روز کار و ده روز مرخصی به کار بازگشتهاند.» در لیست شورای اعتراضات این مراکز با قبول شرایط شان که شامل بیست روز کار و ده روز مرخصی و افزایش دستمزد درخواست شده از سوی پیمانکار به سر کارهای خود بازگشتهاند:
«شرکت ایران آروین خط لوله انتقال گاز قم پارچین، دشت آزادگان، هویزه، نیروگاه زنجان اورهال، پالایشگاه اصفهان، ترمینال صادرات نفت سپاهان، عسلویه جوشکار N.p.d، عسلویه کارگاه شرکت تهران جنوب، خط ۱۲ اینچ کهنوج، خط ۸ اینچ استان شیراز، کنار تخته برازجان، خط ۶۴ اینچ نجف آباد تیران، اسکله نفتی حرا قشم، شرکت فلات قاره پروژه جفیر، پرهام صنعت خوزستان، پترو پالایش مهرخلیج و پتروشیمی گچساران»
پیش از این دربارهی تجربه های اعتصابات در کتابچهی Labor Notes که بخشهایی از آن را ترجمه کردم به دو مورد مهم در شکست اعتصابات اشاره شده است. هر دو مورد متاسفانه اتفاق افتاده است. یک بحش از این تجربه در کتابچه که حاصل ۴ دهه اعتصابات در ایالات متحده است به مسدود کردن ورودیهای جدید اشاره دارد. پیمانکاران با سواستفاده از شرایط بسیار بد اقتصادی در ایران به جذب نیروهای تازه نفس از دیگر شهرها پرداخت.
آمار دقیقی از تعداد ورودیهای جدید در دست نیست، اما با توجه به اطلاعاتی که از منابع محلی میرسد به نظر میآید که پیمانکاران در بخشهایی موفق شدهاند نیروهای جدید استخدام کنند. اما بخش کلیدی نگه داشتن کل بدنه در برابر آسیبهای مالی به کارگران است. گرچه ادعا شده است که کمکهایی از طرف شهروندان ایرانی برای کارگران در اعتصاب ارسال شده اما تاثیر آن در فرآیند بحران مالی کارگران قابل توجه نیست.
کارگران به هیچ عنوان قابل سرزنش نیستند، خارج شدن تعدادی از کارگران از روند اعتصاب، فرآیندی است که مسئول آن را باید رهبران اتحادیه در نظر گرفت که نتوانستند از این انسجام جمعی را مراقبت کنند. تجربههای جهانی به ما میگویند این یک پیروزی نیست. در عین حال کارگران تنها مانده چاره دیگری نیز نداشتند.