وابستگی اقتصادی ایران به افغانستان بیش از چیزی است که دیگران میپندارند. تغییر رژیم در افغانستان از چهار جهت عمده بر تهران تاثیر خواهد گذاشت.
۱.نقشی که افغانستان در بازار ارز ایران بازی میکند و جایگاه افغانستان به عنوان مقصد اصلی صادرات غیرنفتی ایران نشان می دهد که تهران باید برای پیروزی اخیر طالبان هزینه اقتصادی بپردازد.
۲. در این زمینه اصلی ترین مسلئه پیش روی تهران این است که اقدامات بین المللی اخیر در راستای محدود کردن دسترسی طالبان به ارزهای معتبر بر نرخ ارز در ایران تاثیر خواهد گذاشت. با توجه به مسدود ماندن ارزهای خارجی ایران به دلیل تحریمهای آمریکا، در سالهای اخیر، افغانستان منبع مهم تامین منابع ارزی معتبر برای ایران بوده است.
۳.با مسدود شدن دسترسی طالبان به منابع ارزی افغانستان در ایالات متحده، ایران شرایط دشوارتری را برای تامین تقاضای داخلی دلار از افغانستان پیش رو خواهد داشت. این مساله میتواند فشارها بر نرخ ارز در ایران و در نتیجه فشار تورمی را افزایش دهد.
۴.دوم، پایان تحویل دلار به افغانستان به ایجاد شرایط تورمی در این کشور خواهد انجامید. با افزایش قیمتها، کسب و کارها و خانوارهای افغان ناگزیر تقاضا – از جمله تقاضا برای کالاهای ایرانی – را کاهش خواهند داد.
۵.در سالهای اخیر، افغانستان یکی از بزرگترین مقصدهای صادرات غیرنفتی ایران بوده است. مشکلات اقتصادی خود ایران و کاهش چشمگیر قیمت ریال باعث شد که کالاهای ایرانی برای خریداران افغان مقرون به صرفهتر باشد. به همین دلیل صادرکنندگان ایرانی، به شکل فزاینده، جعیت ۳۸ میلیونی افغان را هدف گرفت. اما ناآرامیهای افغانستان روی این تجارت تاثیر میگذارد و با کاهش تقاضا از سوی مصرف کنندگان افغان، شرایط وخیمتر خواهد شد.
۶.سوم، به نظر میرسد که با کاهش کمکهای بینالمللی و تاثیر آن بر رفاه اقتصادی مردم افغانستان، روابط اقتصادی ایران و افغانستان نیز آسیب بیشتری ببیند. کمکهای بین المللی سهم مهمی در اقتصاد افغانستان داشت: سرانه تولید ناخالص داخلی از سال ۲۰۰۲ با افزایش دوبرابری از ۹۰۰ دلار به ۲۱۰۰ دلار در سال گذشته افزایش یافت. اما با شروع کاهش کمک های بین المللی، این شاخص نسبتا راکد باقی مانده است.
۷.در مجموع، بالارفتن تورم و پایین آمدن درآمد – یعنی تنگنای اقتصادی برای مردم عادی افغانستان – به معنای تقاضای کمتر در میان مصرف کنندگان و کسب و کارها خواهد بود. این مساله پیامدهای آسیبزایی برای صادرات غیرنفتی ایران به افغانستان دارد که عمدتا شامل کالاهای مصرفی و کشاورزی است.
۸.کاهش تجارت دوجانبه ممکن است روی درآمد طالبان هم تاثیر منفی داشته باشد. یافتههای پژوهش اخیر از سوی موسسه گرائم اسمیت و دیوید منسفیلد حاکی از آن است که طالبان با اعمال تعرفه روی تجارت مرزی با ایران به درآمد ۸۴ میلیون دلاری در سال ۲۰۲۰ دست یافت.
۹.سرانجام اینکه، تا زمانی که چشم انداز سیاسی و اقتصادی افغانستان نامعلوم است، چشماندازهای بلندمدت برای توسعه اقتصادی ایران نیز تیره و تار خواهد بود. تلاشهای اخیر دولتهای منطقه برای گسترش یک خط مشی مشترک در راستای اتصال منطقهای نیز اکنون با تردید همراه است.
۱۰.نقش ایران در این خط مشی روی بندر چابهار متمرکز بود که راه ارتباطی هند به فرصتهای تجاری تازه، به ویژه از طریق فراهم کردن کریدوری تجاری به آسیای میانه و افغانستان با دور زدن پاکستان، است. نه تنها تجارت دوجانبه هند و افغانستان از سقوط کابل آسیب خواهد دید، بلکه بهروزرسانیهای ضروری در زمینه زیرساختهای حمل و نقل، از جمله افزایش راههای مواصلاتی بین سیستم های راه آهن افغانستان و ایران، نیز تکمیل نخواهند شد.
۱۱. به جز ملاحظات امنیتی عمومی که مانع تاسیس زیرساختهای تازه است، بانکهای توسعهی چندملیتی هم که تامین کننده اصلی سرمایه های لازم برای پروژههای حمل و نقل و انرژی هستند، در صورت باقی ماندن طالبان به عنوان نیروی سیاسی اصلی افغانستان، تمایلی برای وامدهی به این کشور نخواهند داشت. ایران که به دلیل تحریم های آمریکا امکان دسترسی به سرمایهگذاری های توسعه ای را ندارد، به طور غیرمستقیم از ترمیم زیرساخت های افغانستان سود می برد، به ویژه زیرساختهایی که قرار بود در چارچوب اتصال منطقهای تکمیل شوند.
۱۲. ایران شاید از خروج نیروهای آمریکایی خرسند باشد، اما سلطه طالبان بر افغانستان باعث عمیق تر شدن انزوای اقتصادی ایران می شود. ایران از مجاورت آسان با دولتهای خارجی و سازمان های بین المللی که حضوری چشمگیر در افغانستان داشتند و همچنین از جریان های مالی عظیمی که اقتصاد افغانستان را تقویت کرده بود، محروم خواهد شد.
پایان
اسفندیار باتمانقلیچ، شورای روابط خارجی اروپا، ۲۶ اوت ۲۰۲۱
https://ecfr.eu/article/the-capture-of-kabul-what-the-taliban-takeover-will-mean-for-irans-economy/