طالبان پدیده ای نیست که خودبخود بوجود آمده باشد بلکه پدیده ای زاده شده از افکار ارتجاعی موجود بی حسی مثل خمینی ولی فقیه دزدان و تروریستها می باشد.موجود بی حس بدین معنی که وقتی خمینی در سال ۵۷ با هواپیمای فرانسوی در مسیر تهران بود از او سئوال می شود : حالا که وارد ایران میشوید چه احساسی داری؟ خمینی جواب می دهد ” هیچ”
قبل از ظهور رسمی طالبان در افغانستان حمایت همه جانبه بین المللی از خمینی و تبلیغات وسیع رسانه های معتبر جهانی برای شناساندن خمینی ساکن قرون وسطا, حالا, برای ما ایرانیان روشنتر می گردد.
تفکر طالبانی – ولایت فقیهی خمینی برای نمونه, حدودا از سال ۱۳۴۱ به کمک یاران تهی مغز او تراوش و نهال ارتجاع حاکمیت ولایت فقیه کاشته شد.
خمینی در تاریخ ۱۳۴۱/۰۷/۱۷ در نامه ای در اعتراض به تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی، تلگرافی به شاه ارسال مینماید.متن این نامه بدین شرح است:
” بسم اللّه الرحمن الرحیم حضور مبارک اعلیحضرت همایونی
پس از اهدای تحیت و دعا، به طوری که در روزنامه ها منتشر است، دولت در انجمنهای ایالتی و ولایتی، «اسلام» را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده؛ و به زن ها حق رأی داده است. و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است. بر خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود”.
اختلاف اصلی خمینی با شاه در آن سالها اعلام ایجاد” انجمنهای ایالتی و ولایتی” توسط شاه و دربارش بود. اما کنار آمدن سیستم دربار با افکار خمینی, یکی از دلایل زمینه ظهور و رشد افکار طالبانی به سبک خمینی به حساب می آید.
کما اینکه در اجابت درخواست خمینی از محمد رضاشاه، در ۷ آذر ۱۳۴۱ امیراسدالله علم نخستوزیر وقت در تلگرافی به علمای قم، لغو مصوبه انجمنهای ایالتی و ولایتی را اعلام کرد.
با مثال فوق ظهور و حاکمیت این موجود بی حس یعنی خمینی، پایه و بنیان تاسیس حکومتی با افکار طالبانی است.
در ۶دی ۱۳۵۸شمسی (۲۴ دسامبر ۱۹۷۹میلادی) به فرمان لئونید برژنف رهبر شوروی، سپاه چهلم این کشور از طریق مرزهای شمالی وارد افغانستان شدو آن کشور اشغال گردید و در دوران میخائیل گورباچف آخرین رهبر این اتحادیه و براساس توافق ژنو (فروردین ۱۳۶۷ش/آپریل ۱۹۸۸م) عقبنشینی نیروهای شوروی از افغانستان شروع می شود. براساس نوشته های اینترنتی، امریکا و متحدانش در در مقابله با شوروی آن زمان در فعال شدن و قدرت گیری نظامی طالبان نقش داشته اند.
جنگ بین نیروهای شوروی و مدافعان مخالف، بیش از یک میلیون کشته و نزدیک به پنج میلیون مهاجر و آواره بر جای گذاشت (استفاده از ویکی پدیا)
طالبان در مدارس مخصوصی در کشور پاکستان تغذیه فکری می شوند. رسانه ها به نقل از مجید وقاری- پلیس پاکستان در گزارشی که با همکاری سازمان اطلاعات ارتش این کشور آی اس آی تهیه شده، می نویسند: ” مدارس دینی و مساجد فرقه دیوبندی از حامیان بزرگ طالبان در این کشور هستند.
مدارس دینی «پیر عزیز الرحمن هزاروی»، «جامعه دارلعلوم زکریا»، «انوار المدینه»، مدرسه «سرای خربوزه»، مدرسه «ترنال» و «گولره» همچنین مدرسه «جامعه خالد ابن ولید»، مرکز سازماندهی نیروهای طالبان در پاکستان میباشند. ( برگرفته از منابع اینترنتی)
همزمانی تقریبی حمله و اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی با حاکمیت ولی فقیه در ایران, مهر مشروعیت چنین پدیده ضد مردمی به حساب آورده می شود.همانطور هم که ذکر گردید پایه ظهور طالبان برای کسب قدرت سیاسی- حکومتی, حاکمیت و ظهور خمینیسم در ایران بود.
با ین پیشینه خیلی مختصر از مشابهت فکری- دینی طالبان و خمینی,کمی نیز به دو مرحله از حاکمیت طالبان در افغانستان اشاره می شود:
مرحله اول- از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ با نام امارت اسلامی بر تقریبا سه چهارم افغانستان مسلط می شوند. در این سالها کشورهای امارات متحده عربی, عربستان و پاکستان, حکومت طالبان را به رسمیت می شناسند. در این دوران رژیم ایران بخاطر اختلافات داخل حکومت و شرایط منطقه ای, علنی نتوانست حمایتش را اعلام نماید اما مخفیانه و با ظاهر مخالف طالبان با آنان رابطه داشته است.
مرحله دوم- این مرحله با تاریخچه ای بسیار کوتاه توضیح داده میشود. طالبان بعد از سقوط مرحله اول از سال ۲۰۰۶ ضمن اعلام موجودیت، جنگ مسلحانه شان را با دولت وقت افغانستان شروع می کنند. در اعلام رسانه ای، بخشی از این جنگ شان، علیه امریکا و نیروهای ناتو بوده است. با این اخبار رسانه ای مشغول کننده، در ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ (۲۹ فوریه ۲۰۲۰ ) طالبان و امریکا در قطر مذاکره و توافقنامه ای هم امضا می کنند. ازمواد این توافقنامه خروج نیروهای امریکا و ناتو از افغانستان نیز قید میگردد. برهمین اساس از سال ۲۰۲۱ نیروهای امریکا و ناتو تدریجا از افغانستان خارج می شوند. تقریبا همزمان نیز طالبان پیشروی و تصرف ایالتهایی از افغانستان را شروع می کنند. تا اینکه در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ (۲۴ مرداد ۱۴۰۰) آسوشیتدپرس گزارش داد که طالبان به کابل رسیده و منتظر انتقال قدرت هستند.
بدین ترتیب مرحله دوم حاکمیت طالبان در افغانستان با شرایط جدیدی شروع می شود. حکومت ایران اما با اعلام طالبان ۲ ارتباط پنهانش با آنان را توجیه می نماید. محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان گفت: ” ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است”.
در اواخر اکتبر ۲۰۱۷ سخنگوی وقت طالبان به نشریه الشرق الاوسط گفت: ” این گروه با ایران روابط و شبکه ای جدید برقرار کرده است”.
البته بعد از شکست طالبان در حاکمیت مرحله اول شان در سال ۲۰۰۱، بنا بگفته رسانه ها، تعدادی از فرماندهان طالبان وارد ایران می شوند و جمهوری اسلامی ایران آنان را اسکان می دهد.
بهر حال مرحله دوم حاکمیت طالبان در افغانستان در میان شگفتیهای جهان و منطقه بویژه مردمان ایران و افغانستان آغاز گردید. بگفته مقامات امنیتی امریکایی ۸۵ میلیارد دلار تجهیزات و تسلیحات امریکایی، اکنون در اختیار طالبان قرار گرفته است.
ایران و منطقه وارد فاز جدیدی از تغییرات سیاسی خاورمیانه می شوند. مردمان جهان نیز در شوک عجیبی از این حاکمیت در افغانستان صحبت می کنند.
نشریۀ صبح پاریس، فیگار ( ۲۳ آگوست ۲۰۲۱) به نقل از” پییر لولوش”، نمایندۀ پیشین فرانسه در امور افغانستان و پاکستان می نویسد:” با خروج آمریکا از افغانستان دورهای پُرآشوب و خطرناک در جهان و منطقه آغاز شده است”.
خامنه ای وقتی ویروس کرونا جهان را گرفتار کرد آن را” فرصت” دانست و حالا نیز ابراهیم رئیسی ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ در گفتگو با وزیر خارجه اش گفت: “شکست نظامی و خروج آمریکا از افغانستان باید به فرصتی برای احیای زندگی، امنیت و صلح پایدار در این کشور تبدیل گردد”. ماهیت رژیم ولایت فقیه چنین است که هر بلا و گرفتاری مردم ستمدیده ایران و منطقه را فرصتی بدانند. البته فرصتی برای سرکوب و از بین بردن تمامی مخالفتها و فعالیتها برای ایجاد یک حکومت مدنی که شایسته ملت ایران باشد.
رژیم جمهوری اسلامی ایران اکنون دو گزینه دارد: یا با طلبان کنار آید کما اینکه چراغ سبزهایی نیز نشان داده است و یا با پنجشیری ها و مقاومت ملی مردمان افغانستان.
اما چنانچه اخبار رسانه ها در چند روز گذشته نشان می دهد رژیم ایران از یک طرف اجازه تظاهرات علیه حکومت جدید طالبان را می دهد و از طرف دیگر به هواداران طالبان از جمله در مشهد اجازه می دهد به نفع حکومت طالبان گردهم آیند.
این روندی ۴۲ ساله در حکومت ولایی ایران است. ولایت فقیه سعی می کند تمامی ملت را در بی هویتی و سرگردانی فکری نگه دارد. اما اعتراضات از سالهای اولیه حکومت خمینی بطور عام , خیزشها و قیامهای ۹۶ و ۹۸ و تداوم وقفه ناپذیر این اعتصابات و خیزشها تا کنون بطور خاص, مهر بطلان این تفکر طالبانی- ولایت فقیهی خامنه ای ,حامیان و لابیهای داخلی و بین المللی اش بوده و خواهد بود.
بدین ترتیب تغییرات سیاسی منطقه ای تاثیرات مهمی در روند گذار از رژیم جمهوری اسلامی ایران دارد.با تلاش و گسترش فعالیتهای مدنی داخل کشور,اپوزیسیون حکومت ایران می تواند پاسخ گوی ابهامات و هیجانات شوک کننده مردمان ایران باشد و به کمک مردم آگاه ایران از تمامیت این حکومت ولایی جهل و جنایت عبور نمایند.