سازماندهی خوب، پر شورتر از همیشه، زنان در صف اول (معلمان در خیابان درس مبارزه می آموزند)

این بار اولی نیست که در سال ۱۴۰۰ معلمان دست به تجمعات اعتراضی می زنند اما بدون شک یک پیشروی بزرگ رخ داده است. اولا به وضوح مشخص است که شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان به خوبی توانسته اند متناسب با نام خود عمل کند. مطالباتی مشخص و همگانی، سازماندهی ای سراسری، بیانیه ای مشترک، با کمترین سطح اختلافات داخلی، برقراری روابط افقی سازمانی و نتیجتا حضور پرشورتر معلمان در تجمعات نه تنها نشان از عملکرد قابل دفاع این شورا دارد بلکه از سویی دیگر شکل‌گیری یک آگاهی جمعی مشترک و فراگیر در میان معلمان را نوید می‌دهد.

مهمترین نکاتی که در این تجمعات باشکوه به چشم می آید را می توان اینگونه صورت‌بندی کرد:

  • فضای امنیتی همچنان برقرار است اما اعتراضات با دوام و عقلانی.
    معلمان به خوبی دریافته اند که هماهنگی و همبستگی خود را چگونه حفظ کنند. دریافته اند که در خیابان و به صورت جمعی مطالباتشان را پی بگیرند و فهمیده اند که قدرت نمایندگان احتمالی آینده شان در جلسات با سیاست‌گذاران، به میزان حضور و قدرت آن ها پشت درب جلسات وابسته است.
  • تلاش مسئولین رده بالای حاکمیت برای حضور و پذیرفته شدن در تجمعات به منظور جهت دهی و استحاله اعتراضات.

در بسیاری از تجمعات معلمان، شاهد تلاش مسئولین آموزش و پرورش، فرمانداری و نمایندگان مجلس به منظور نفوذ در تجمات و تلاش برای آب بر روی آتش اعتراضات ریختن ذیل مفاهیمی همچون تعامل و گفتگو و حتی صحبت از شأن و جایگاه والای معلمی (که نباید در خیابان بیایند) هستیم. آن ها یک خط مشخص را دنبال می کنند: «توان مواجهه مستقیم و سرکوبگرایانه شدید تر از این با فوج معلمان معترض دیگر وجود ندارد، اعتراضات را آرام نگاه داریم و آن‌ها را راهی خانه هایشان کنیم و نمایندگانی را برای جلسه فرا بخوانیم». یک سیاست مشخص دنبال می‌شود: تعویق و تعلیق اعتراضات با منطقِ از این ستون تا آن ستون فرج است!

حضور پر رنگ معلمان زن در صف اول اعتراضات

در اکثر ویدئوهای منتشر شده از تجمعات نقش برجسته زنان در اعتراض به وضوح مشخص است. زنان نه دیگر پشت سر مردان، که جلودار اعتراضات، صاحب شعار و سازمانده هستند.

بیانیه سراسری شورای هماهنگی معلمان

پیش‌تر شاهد بیانیه ها و اطلاعیه های متفاوت و گاها متعارض در جریان اعتراضات بودیم. به نظر می رسد شورای هماهنگی توانسته است به معنای دقیق کلمه یک هماهنگی نسبی معتبر شکل دهد و در عین حال کمتر اسیر مصلحت‌اندیشی و محافظه کاری در بیان مطالبات خود باشد.

مطالبه ی حق آموزش رایگان و همگانی، همچنان یک استراتژی دقیق و مترقی است

سراسر فعالیت های دهه ۹۰ فعالین صنفی معلمان در کنار فعالین صنفی دانشجویی، حق آموزش رایگان هدف‌گذاری دقیقی بوده و هست. امروز معلمان نه فقط معطوف به مسائل صنفی خود، که از زبان یک جامعه مطالبه ای عمومی را فریاد می زنند. مطالبه افزایش حقوقی اگر هست، فقط و فقط در کنار احقاق آموزش رایگان معنادار است.

دفاع از خواست آموزش به زبان مادری

در تکمله ی بیانیه سراسری، در بسیاری از شهرها، خواست آموزش به زبان مادری به عنوان یک مطالبه‌ی مترقی مطرح شده است. به نظر می‌رسد معلمان فاصله ی چندانی تا طرح این مطالبه به عنوان یک خواسته ی همگانی نداشته باشند.

بدون شک اعتبار و آبروی معلمان نه به خانه‌نشینی و رو آوردن به شغل‌های دوم و سوم برای تامین معاش خود، که به مقاومت در برابر استثمار مستقیم فکر و انرژی شان توسط این نظام سیاسی است. باید توجه داشت که تلاش نیروهای امنیتی و مسئولین وزارتی و مدیران آموزش و پرورش برای نفوذ در جریان صنفی معلمان تحت لوای خیرخواهی و استحاله مبارزات بیش از پیش خواهد شد و انتخاب شیوه های دقیق مطالبه گری با اتکا بر توان میدانی و اعتراضی (و نه جلسات صرف پشت درب‌های بسته ی سازمان ها و نهادها) در چنین موقعیت‌هایی، اهمیتی مضاعف می‌یابد.