عزیز قاسمزاده سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان گیلان دربارهی خواستهی معلمان معترض ایرانی به ۴ خواسته اشاره میکند: اجرای دقیق رتبهبندی شغلی، همسان سازی حقوق معلمان شاغل و بازنشستگان، دفاع از کارنامه سبزها و آزادی معلمان صنفی زندانی. در انجام و برپایی کار مدنی در شرایط سرکوب شدید، نیازی به آشکارسازی رادیکال نیست. آنچه اهمیت دارد اجراست. در دنیای مفاهیم سیستمی یک درس بزرگ وجود دارد.
عصب شناسی اثرگذاری به ما میگوید به جای گفتن یک گزاره، آن را اجرا کن! این مفهوم عمیقی است که ریشه در آشناییزدایی از حقیقت دارد. گرچه پایگاه آشنایی زدایی به یک سابقهی ادبی از ویکتور شکلوفسکی در سال ۱۹۱۷ برمیگردد، اما در عین حال برای من یک مفهوم سیستمی در پرده گشایی از حقیقتی است که آن را آشنای همیشگی و معمول در نظر گرفتهایم. وقتی تصمیم به اجرا در اهداف استراتژیک یک سازمان میگیرید دیگر هیچ چیز نباید برای ما از پیش، معلوم و بدیهی به نظر برسد. اتکا به این موضوع راه را برای بازنگری دوباره به مفاهیم باز میگرداند.
آنچه بر بدنهی ماشین حکومت میگذرد، یک خصوصیت ویژه دارد که در سازماندهی نیروهای مدنی میتواند به عنوان یک مزیت مورد استفاده قرار گیرد. جمهوری اسلامی فاقد اجرای سازمانی متشکل است. به همین علت است که مدیریت تعارض در آن جایی ندارد و اختلافات پایگاه قدرت در راس تصمیمگیری، مسئولان نهادها را هر یک به سویی روانه میکند که منافع بلند مدت گروه نافع قدرت حفظ شود نه سازمانی که برای آن منصوب شدهاند. در چنین شرایطی اگر فرض را بر این بگذاریم که اهداف استراتژیک تشکلها در سناریوهای مختلف، از پیش تعیین شده باشند، بحث اجرا سازی بسیار پر رنگ مقابل دیدگان قرار میگیرد.
در فرآیند اجرا چند مدل عملگرا وجود دارد. اساسا در تبیین نقشهی راه استراتژی آنچه قابل توجه است همسویی مفاهیم تئوریک برای پیاده سازی در اجراست. هر حرفی که بیان میشود برای اجراست نه تضارب آکادمیک. از این دیدگاه چندین مدل اجرا برای کار شبکهای به طور عام وجود دارد. یکی از آنها مدل فریمن است. در مدل فریمن، ابتدا اثر عوامل محیطی بر اهداف و نقشه استراتژی مورد ارزیابی قرار میگیرد. میتوان عوامل محیطی را به بخشهای عامل عمومی و زیر مجموعههای مختلف تقسیم کرد. اثر عوامل محیطی را با توجه به روندهای آنی و فعلی ارزشیابی میکنیم.
این مرحله یک مرحلهی استثنایی است. در مرحله دوم از مدل فریمن، نظرات هر یک از اعضای یک شبکه یا چند شبکهی همسو مورد ارزشیابی و اولویت بندی قرار میگیرد. باید اولویتهای حداکثری ذینفعان مورد بررسی و امتیازبندی قرار بگیرد. بهتر است با مثال روشنی به این موضوع بپردازم. در اعتراضات صنفی معلمان که با اعتراضات کارنامه سبزها از ماه پیش آغاز شد و به تجمع سوم مهر در ۱۰۰ شهر ایران تبدیل شد دارای اهداف مشخص است. در این مدت و پیش و پس از تجمع سوم مهر، ۱۵ معلم در شهرهای مختلف بازداشت شدهاند. بروز خواستهی مدنی در اولین نمایشها با تظاهرات آغاز میشود اما باید بتوان آن را با خواستههای گروههای دیگر پیوند زد. حمایت از منافع گروه باید راه تدوین یک اعتصاب سراسری را تئوریزه کند. تنها در این صورت است که در این مثال مشخص از تشکلها جان و موقعیت انسانهای اثرگذار گروه مراقبت میشود.
همزمان و از ماههای گذشته اعتراضات و اعتصابات کارگری را در بخش صنعت پتروشیمی داشتیم. اعتراضات بخش سندیکای اتوبوسرانی را داریم، نیشکر هفتتپه را که اکنون به دو بانک ورشکسته واگذار شده است در پیش داریم. در اعتراضات و اعتصابات کارگری یک نکتهی تمام عیاری از تعارض وجود داشت. کارگران پیمانی بخش صنعت نفت و انرژی خواستههایی داشتند که بسیار متفاوت از اولویت های کارگران رسمی در همین بخش بود. بیپناهی و آسیبپذیری کارگران پیمانی به شدت بالاست. لازم بود بین روسای تشکلها و سندیکاها مذاکراتی انجام شود تا به اشتراک در اولویت بندی اهداف برسند، اما این کار انجام نشد.
همهی اینها در حالی در حال اتفاق افتادن هستند که با توجه به بخش اول مدل فریمن، اثرات محیطی مورد ارزیابی قرار نگرفتهاند. تمام اینها یک ضرورت روشن را تداعی میکند که اجرا، بایسته بر تکنیک است نه غریزه. مدل فریمن تنها یک روش از مواجهه برای تعالی و موفقیت شبکههاست. به نظرم باید آن را بر اساس دیدگاه موقعیتیابی یعنی یکی از معانی دایرهی گستردهی واژگانی تفکر سیستمی برای اجرا در نظر گرفت.