من یک دهه‌ شصتی‌ام! نسلی که حق دارد نوع حکومتش را خودش انتخاب کند، ارغوان

من یک دهه شصتی ام. از نسلی هستم که همیشه پیروی کردم، همیشه نسل قبل انتخاب کردند و ما با انتخاب‌های آنها زندگی کردیم، انقلاب کردند و ما پذیرفتیم، تَکرار کردند و ما اطاعت کردیم…

اما دیگر از گوش به فرمان بودن خسته شده‌ایم. حالا که در آستانه ی ۴۰ سالگی هستیم، از نسل پیش سوالاتی دارم، از کسانی که یک عمر پا به پایشان برای اهدافشان جنگیدیم و هزینه دادیم، می‌پرسم: آیا من و هم‌نسلانم را می‌شناسید؟ ما را می‌بینید؟ ما را به حساب می‌آورید؟ از علایق ما چیزی می‌دانید؟ از امیدها و آرزوهایمان خبر دارید؟

ما زنده ایم؛ زیر آوار خواسته های شما، زیر نقشه های شما، زیر بارهایی که شما بر دوشمان گذاشتید. ما هنوز زنده ایم و نفس می‌کشیم.

اگر در بند عدد و ارقام سن و سالتان باشید، صدایمان به گوشتان نمی‌رسد. کمی جلوتر بیایید یک نسل این جلو منتظر شماست، یک نسل منتظر دیده شدن و شنیده شدن است. نسلی که گوش دادن به صدای زن را گناه نمی‌داند، باترانه های ابی و گوگوش خاطره ها دارد. نسلی که در آن عشق گناه نیست، نام کوچک زنان راز نیست، نسلی که پشت مخلصم و ارادتمندم پنهان نمی‌شود و راحت می‌گوید” دوستت دارم”. نسلی که نمی‌خواهد برای کسی فیلم بازی کند و ادای آدم‌های معصوم را در بیاورد. نسلی که می‌خواهد بگوید و بخندد، زنان و مردانش دوش به دوش هم زندگی را بسازند؛ ورزش کنند و ورزشگاه بروند، تشویق کنند و تشویق بشوند.

نسلی که زندگی را به روش خودش می‌خواهد نه به روش نسل پیش. نسلی که اختیار می‌خواهد برای انتخاب حجاب. نسلی که بهت زده می‌شود از طرح هایی مانند صیانت از فضای مجازی. بهت زده می‌شود از سانسور کردن خانم‌های ورزشکار. بهت زده می‌شود از تصمیم های نابجا.

نسلی که انتخاب‌های خودش را می‌خواهد نه گزینه‌ی تحمیلی نسل قبل را نسلی که مانند شما حق دارد نوع حکومتش را خودش انتخاب کند.

آهای صدای من را می‌شنوید! شما یک “زندگی” به ما بدهکارید.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»