افزایش رویدادهای تاثر برانگیز حقوق بشری در ایران و سیستمی شدن تبعیضها به ویژه علیه زنان از سالها پیش و نیز انباشت عمومی خواستهها چه در قالب مطالبات صنفی و چه عمومی لایههای مختلف در جامعه به خصوص در فرودست نادیده انگاشته شده، ما را بیش از هر زمانی در شرایط فوقالعاده قرار داده است.
تشابه ارزیابیها از دیدگاه موقعیتیابی در دیدگاه مدیریت استراتژیک، بیش از هر زمانی این نگاه روشن را تصریح میکند که امواج خروشانی که از پیامدهای اقتصادی و حقوقی به طور همزمان شکل گرفتهاند، از دی ماه ۹۶، مرداد ۹۷ و در ادامه موج عظیمی که در آبان ماه ۹۸ شکل گرفت، دیگر به دنبال مجرای طراحی شده از یک قالب پیشساخته جلو نمیرود.
آنچه که تحت عنوان عبور مسالمتآمیز مطرح میشود به طور بالقوه و در فعل از قدرت اعتراض و شبکه سازی میآید و نه مدارا با قدرت سرکوبگر. جامعه ایرانی، واقعیتیابی اجتماعی خود را در چهارچوب دیدگاههای شکل گرفته و معترض به تبعیض و شبکههای اعتراضی بروز میدهد.
آنها که تبعیض را با تجربههای زیسته و واقعی حمل میکنند، نهادهای مرجع تبعیض را نشانه رفتهاند. گرچه ویژگی مدنی علمی ندارند اما حامل حافظهی تاریخی از مشروطه خواهی، استبداد ستیزی و آزادی خواهی در دوره های متفاوت تاریخی هستند. حقیقت برجستهای است که گروههای مختلف جامعه، تمام این فشار و رنج را در فقدان رسانههای همراه به دوش میکشند. مردم ایران حتی باید در جبهه رسانه غربی نیز بجنگند، چرا که مسوولیت وفاداری به حقیقت که برای روزنامهنگار فارسی زبان دنیای آزاد و رسانههای آنها تعریف شده و همواره انتظار آن میرود، برای سالها دچار اختلال در تعریف موقعیت و پیروی از ترند یا بیماری روندها شده است.
یافتههای اقتصادی و خبری از ورشکستگی بانکهای بزرگ در ایران میگویند. به یاد بیاوریم که در تجربهی دی ماه ۹۶، رابطهی مستقیمی بین سقوط ارزش ریال، افزایش نقدینگی و خروجی آن اعتراضات سیاسی اقتصادی برقرار بود. به عبارت دیگر نتیجهی آنچه که در بانکهای یک کشور میگذرد به ما میگوید که خیابانها چه زمانی توسط معترضین ممکن است تصاحب شوند.
بخش دیگر، بحران انرژی هستهای و مذاکرات معلق شده است. رسانهها خبر از تصویب بودجه یک و نیم میلیارد دلاری برای حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی میدهند. این خبر این فرصت را باید در ذهن مخالفان ایجاد کند که چگونه میتوان بین آن و مطالبات حقوق بشری مردم ایران پلی ساخت؟ آیا تاکنون از ظرفیتهای همراهی با نگاه رادیکال در منطقه برای پیش برد برنامههای استراتژیک، فکری شده است؟