رژیم کی میرود؟ جواد تهرانى

همیشه پرسیده می شود که راه برون رفت از شرایط کنونی کشور چیست و یا این رژیم کی میرود. واقعیت این است که یک فرمول مشخصی برای گذر از حاکمیت یک رژیم وجود ندارد و رژیم ها نیز نمی‌آیند که بروند.

هرگاه انقلاب و یا تحولی صورت می‌گیرد سیستم حاکم وارد یک پروسه اجتماعی تاریخی می شود که بر حسب توانائیش در مدیریت ادامه حیاتش و نیز میزان منابع مالی کشور طول زمان آن پروسه کم و یا زیاد می شود. سیستم‌های استبدادی که دارای یک تشکیلات گسترده سازمانی هستند معمولا توانائی زیادی در ادامه حیات دارند و قدرت سرکوبشان قویتر است.

از آنجائیکه سیستم های استبدادی پست های کلیدی کشور را به افراد وابسته به خود می سپارند که اکثرا فاقد توانائی در مدیریت امور و سیستم اقتصادی کشور هستند و کل سیستم نیز بدنبال چپاول ثروت ملی است لذا نقطه ضعف آنها در زمینه رشد اقتصادی کشور بوده و معمولا از طریق سقوط اقتصادی کشور که منجر به پاشیدگی شیرازه حکومتشان می‌گردد خود نیز دچار بحران سیاسی شده و سرانجام با عبور از بحرانهای وسیع اجتماعی سقوط می‌کنند.

رژیم اسلامی که به برکت حمایت محمد رضا شاه بر آمده از یک تشکیلات عظیم و گسترده ای بنام “روحانیت” بود که بخودی خود همانند یک حزب قوی دارای سلسله مراتب بوده و در هر ده‌کوره ای یک نماینده داشت و نیز دارای نفوذ فراوانی در اقشار جامعه بود از شروع انقلاب تا پیروزی آن هدایت و رهبری انقلاب را در دست داشت, و در این راه قشر ناراضی روشنفکر اعم از ملی گرایان و نیروهای چپ که در جدال با رژیم شاه بودند ولی به سبب خلاء سیاسی دوران پهلوی فاقد تشکیلات حزبی و سازمانی بودند و از پشتیبانی مردمی نیز برخوردار نبودند با او همراه شدند به این امید که از روحانیت بعنوان ابزاری برای سقوط شاه و بدست گیری احتمالی قدرت استفاده نمایند ولی در نهایت خود بصورت ابزاری در دست روحانیت قرار گرفتند تا به تثبیت سیاسی برسد.

روحانیت از دانش سیاسی روشنفکران ملی و چپگرا استفاده و بهره برداری بسیاری نمود و در کنار اشغال تدریجی پست های کلیدی مدیریت کشور و ایجاد بازوی نظامی خود در قالب سپاه پاسداران نهایتا انقلاب را به مصادره خود درآورد و با سرکوب سایر نیروهای دست اندر کار انقلاب حاکمیت مطلق خود را تثبیت نمود.

امروز نزدیک به ۴۴ سال از پیروزی انقلاب ۵۷ می‌گذرد و رژیم توانسته با تکیه به درآمد نفت و نیروهای سرکوبگرش تا به امروز در قدرت باقی بماند, ولی به سبب عدم برنامه ریزی و عدم استفاده از متخصصین واقعی نتوانست موجب رشد صنایع تولیدی و ایجاد رفاه اقتصادی گردد و با هزینه کردن درآمد نفت در منطقه برای اهداف بی‌معنی و بی نتیجه ونیز با تخریب روابط بین المللی خود و ایجاد تحریمهای گوناگون نهایتا خود و کشور را در یک بن بست عمیق قرار داده است.

خروج از این بن بست بسیار مشکل خواهد بود و بنظر نمی رسد که رژیم قادر به گشایش آن باشد و همین امر پاشنه آشیل رژیم خواهد شد که اگر رژیم به یک تحول اساسی دست نزند و دین را از سیاست جدا نکند و نیروهای ملی و متخصص را بکار نگیرد شرایط کشور به نقطه ای خواهد رسید که یک انفجار عظیم اجتماعی را بدنبال خواهد داشت که رژیم را بسوی سقوط می‌کشاند.

با تشویق مردم به شورش و تمسخر آنها به اینکه صدایشان در نمی‌آید و تا کی باید این وضع را تحمل کنند اتفاقی نخواهد افتاد چون هر حرکت اعتراضی نیاز به یک هماهنگی سیاسی و یک رهبری فراگیر دارد که ایجاد آن بدون یک تشکیلات ملی که حمایت اکثریت مردم را بدنبال داشته باشد ممکن نیست و مسلما رژیم نیز با تمام توانش مانع از شکل گیری چنین تشکیلاتی خواهد شد, ولی اگر کشور به نقطه انفجار برسد آنگاه چنین تشکیلاتی بطور خود جوش از بطن اجتماع سر برون خواهد آورد و همین پروسه است که یک رژیم را ساقط می کند.

بنظر می رسد که رژیم ایران فاصله چندانی به آن انفجار عظیم اجتماعی ندارد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»