سناریوی «هزار خنجر» یا تقابل اجتناب ناپذیر؟! سيدقائم موسوى

مناقشۀ هسته ای ایران که برخی از آن به«چاه ویل هسته ای» یاد می کنند، صفر تا صد شئونات زندگی ایرانیان را در نوردید. صورت بندی قدرت سیاسی داخلی و کیفیت سیاست ورزی منطقه ای-جهانی کشور را آچمز خودش کرده است. به شکلی این مؤلفه بر بن مایۀ سیاست چندبعدی کشور سایه انداخته که تمامی تحرکات ابتکاری و خلاقانه را در بستر تحرکاتی واکنشی فرو برد.

مانند مهره ای در میانۀ میدان قرار گرفت که نه توان بازی سازی برای تیم خودی و نه قدرت تخریبِ بازی تیم حریف را دارا می باشد. تمامی سناریوها برای به نتیجه رساندن بازی تیم، نیز به آن گره خورده که عوامل مختلفی نمی گذارند حتی به دروازه حریف نزدیک شود. از آسیب پذیری خوبی هم برخوردار است. تخریب ها در تأسیسات اتمی کشور و ترور دانشمندان هسته ای گوشه ای از شکنندگی های آشکار آن است.

از دهه ۸۰ که سرنخ این بحران هویدا شد، تحرکاتی برای حل آن در بادی امر صورت گرفت اما زیاده روی تروئیکای اروپایی و فقدان اشراف به پیامدهای درازمدت مناقشه در داخل و سپس سرمستی معجزۀ هزارۀ سوم، معضل هسته ای را به کلافِ سردرگمی مبدل کرد.گرهِ کوری که با برجام می رفت که حنجرۀ اقتصاد و مناسبات سیاستِ منطقه ای-جهانی ایران را از سرپنجۀ مسئله ای بغرنج و فرسایشی نجات دهد.اما ترکیبِ نامیمونی از انحصار داخلی برای مصادرهٔ تحولات بنام آنها و برآمدن ترامپ کاسبکارِ حلقه به گوشه رقیبان منطقه ای ایران[اسرائیل و عربستان]برجام را در خلسه ای فرو برد که هشیاری اش جانفرسا شده است.

ترامپ توتالیترِ ناسازگار با ساختار نهادمند آمریکا که کنار گذاشته شد،امیدها برای احیاء برجام نیز جان تازه گرفتند. بایدن فرتوتِ با تجربه اگر چه با زنده بودن ترامپ مخالف بود اما نمی خواست از ریگزارهای تحریمی اش به سادگی دست بکشد. بنا داشت با اهرم تحریم های پساخروج ترامپ، برجام را اعاده کند. چیزی که ایران قبل از آن دستش را خوانده بود و به محض اطمینان از خلاصی از ترامپ، دست به یکسری از اقدامات جبرانی زده بود تا به زعم خودش در مذاکرات دست خالی نباشد.

مذاکرات در 6 دور در انتهای دولت روحانی ادامه یافت تا اینکه عمر دولت،به فرجامِ رساندن آن اکتفا نکرد. کمین کنندگان قبضۀ کردن قدرت داخلی جای تحرک که هیچی، مجال تنفس هم به دولت نداده بودند.

در این بین بازیگر مُخلِ دردانه[اسرائیل] با استراتژی«هزار خنجر»از هر سو کاردی بر استخوان فرو می برد تا آنچه به عنوان نقاط قوت در میز مذاکرات به کار گرفته شود از قبل از حیزِ انتفاع افتاده باشد.

اکنون اسرائیل این بازیکن از هفت دنیا آزادِ ولنگار صحبت از در نظر گرفتن یک و نیم میلیارد دلار برای حمله احتمالی به تأسیسات هسته ای می کند و تقابل را اجتناب ناپذیر می داند که صرفاً مسئلۀ زمان آن نامتعین است.آمریکا نیز در یک استراتژی چند بُعدی ضمن رایزنی با کشورهای منطقه از آزمایش سلاحی با قابلیت نفوذ به سایت های زیرزمینی خبر داده است.درخواست مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی برای فوریت دیدار با امیرعبدالهیان مزید بر علت است.اتحادیه اروپا نیز مصرانه از ایران می خواهد که به میز مذاکرات برگردد.

در این سوی مناقشه دولت آقای رئیسی درگیر مشکلات عدیدۀ نظری-عملی است.از یکسو برگشت به برجامی که آن همه تحقیرش کرده بودند، از نقطه نظر حیثیتی زننده است و از سوی دیگر در عمل،گریزی از بازگشت به مذاکرات هم نیست.در داخل مسائل اقتصادی و معیشتی هر روز فشار مضاعفی بر گردۀ مردم وارد می کند. در یک نگاه اجمالی نیز هیچکدام از اتفاقات پیرامونی نیز خوشایند نظم منطقه ای همسو با کشور نیست تا جایی که هر روز آذربایجانِ ذره ای برای ما رجز می خواند و به درستی می گوید هیچ کشوری در دنیا با شما نیست. اینها و نبود متحدان همسو، ما را در یک تنهاییِ استراتژیک فرو برده است. نمی توان دلخوش به چین و روسیه بود. اینها دقیقاً مصادیقِ تمثیلِ «شریکان دزد و رفیقان قافله» هستند. عدم اجازه به ورود کشتی های ابرانی به سواحل چین و بلوکه شدن دلارهای ما از این سنخ هستند. روسیه که تا مغزِ استخوان ما را می مکد و در منازعات با غرب عصای دست آنها شده ایم.

در این بین و با کنار هم گذاشتن اتفاقات گفته شده، سیر حوادث می تواند دو هدف را دنبال کند. یکی رجز خوانی اسرائیل برای اقناع جمهوری اسلامی به حضور در میز مذاکرات و دیگری آمادگی برای رویارویی نظامی. یعنی استفاده از اسرائیل به عنوان شمشیر داموکلسِ هسته ای. به نظر می رسد هر دو طرف شق دوم را کم هزینه تر بدانند، بویژه جمهوری اسلامی ترجیح می دهد به علل گوناگونی وارد درگیری نظامی نشود.اگر چه نیاز هست هر آن کمربندها سفت بسته باشند اما آمادگی نظامی صِرف تعیین کنندۀ نهایی نخواهد بود، مؤلفه های متعددی دخیل هستند. مؤلفه هایی که به سهولت در دسترس ما نیستند. می ماند میز مذاکره و هنر تعامل با جامعۀ جهانی نه قیل و قال توخالی!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»