بحران فروپاشی و توطئه های امنیتی-سایبری رژیم جمهوری اسلامی، حمید آقایی

نگاه نظام جمهوری اسلامی به امر حکومت و اداره کشور همواره نگاهی ایدئولوژیک و امنیتی بوده است. رهبر جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی و نظامی حاکم بر ایران، امنیت و حاکمیت ملی را خلاصه در برخورداری از قدرت نظامی دیده و می بینند؛ نگاهی که شاخصه اصلی سیاست در دوران جنگ سرد بین دو قطب شرق و غرب بود.

این نوع نگاه اما پس از یکدست تر شدن حاکمیت جمهوری اسلامی و حضور گسترده سپاهیان در دستگاه سیاسی و اداری دولت رئیسی، بنظر می رسد که شکل جدی تری یافته است و جمهوری اسلامی همچنان با همان تصور «جنگ سردی» در قرن بیستم، با دادن امتیازهای فراوان به چین و روسیه، سعی می کند یک چتری امنیتی و نظامی پیرامون خود ایجاد نماید.

البته اگرچه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در رفتار سیاسی قدرت های بزرگ جهانی (بویژه امریکا و روسیه) تغییر فاحشی دید نشد و این دو قدرت همچنان در پی تعامل و ایجاد تعادل در سطوح منطقه ای و بین المللی بر مبنای رقابت در عرصه  سیاسی و نظامی بودند، اما امروزه بنظر می رسد که امریکا در حال فاصله گرفتن از نگاه امنیتی و نظامی به روابط بین الملل و ورود به عرصه رقابت های سیاسی- اقتصادی است. دولت روسیه اما بدلیل ناتوانی های اقتصادی و نداشتن قدرت رقابت در این حوزه، تنها راه چاره حفظ بقای خود را همچنان در حفظ نگاه امنیتی و نظامی به امور بین الملل می بیند.

همانطور که اشاره شد، جمهوری اسلامی همواره نگاه امنیتی به سیاست و بطور کلی اداره امور کشور داشته است، دادن حکم سنگین و غیرعادلانه «اقدام علیه امنیت ملی» به فعالین مدنی و حقوق بشری، رهبران جنبش های کارگری، روزنامه نگاران و اقلیت های مذهبی بویژه بهاییان؛ و نگاه امنیتی به درخواست های بسیار طبیعی و قانونی استانهای حاشیه ای و اتنیک ایران و بنابراین سرکوب خشن این مطالبات، ممانعت از ادامه فعالیت های نهادهای خیریه ای مانند «جمعیت امام علی» و فعالین حوزه محیط زیست از جمله نمونه های برخورد امنیتی حاکمیت جمهوری اسلامی به کنش های عادی و به حق مردم است که در جوامع دمکراتیک بسیاری طبیعی و قانونی هستند.

مقابله جمهوری اسلامی با تظاهرات مسالمت آمیز مردم در آبان ۹۸ و اعتراضات مردم خوزستان نیز از همان آغاز این اعتراضات، کاملا امنیتی و سرکوبگرانه بوده است. ترفندهای شناخته شده حکومت برای توجیه تیراندازی به سر و قلب معترضین، ازجمله «وجود اسلحه در میان مردم»، «آتش زدن بانک ها و امکان دولتی توسط مردم» و «شعارهای تجزیه طلبانه» بوده است. این در حالیکه است که به گواهی ویدیوهای منتشر شده در فضای مجازی این عوامل حکومت بودند که عامدانه امکان عمومی را تخریب می کردند. پس از سرکوب اعتراضات مردمی نیز حکومت بر خلاف ادعای نفوذ و دست داشتن گروه های تجزیه طلب و مسلح در تظاهرات مردم، هرگز نتوانسته است حتی یک نفر را به این جرمها دستگیر و به مصاحبه تلویزیونی بکشاند.        

در حقیقت در شرایط امروز ایران به میزانی که فرایند فروپاشی و از هم گسیختگی مناسبات درون هسته اصلی سخت قدرت شتاب بیشتری می یابند، نگاه و روشهای امنیتی جمهوری اسلامی در برخورد با بحرانهای فزاینده نیز ابعاد تازه ای یافته اند.

یکی از این ابعاد جدید دنیای مجازی و رسانه های اینترنتی بویژه کلاب هاوس می باشد که رژیم جمهوری اسلامی با استفاده عوامل فعال خود سعی می کند چندین تصور و پندار را القا کند:

۱- از طریق راه انداختن اتاق هایی که ظاهرا آزاد هستند و حتی اجازه داده می شود که مخالفین جمهوری اسلامی نیز در این اتاقها صحبت کنند، اما در عین حال از طریق عوامل سایبری حکومت تلاش می شود که با برهم زدن نظم این اتاقها به مخاطبین القا شود که مخالفین و اپوزیسیون جمهوری اسلامی «پراکنده» و دچار «دعواها و تضادهای درونی» عدیده است؛ که متاسفانه برخی از فعالین سیاسی اپوزیسیون وارد بحث بسیار متشنج و فاقد استدلال می شوند و عملا کمک به پیشبرد این پروژه امنیتی می کنند.

۲- در همین رابطه و از طریق همین اتاقها القا می شود که علاوه بر پراکندگی و دعواهای درونی، اپوزیسیون جمهوری اسلامی، فاقد هرگونه تشکیلات، توانایی و حتی پایگاه اجتماعی است.

۳- همچنین از طریق اتاقهایی که تنها با این هدف تشکیل می شوند که القا نمایند نیروهای اپوزیسیون وابسته به دول خارجی، تجزیه طلب و خشونت طلب معرفی شوند. در این رابطه نیز برخی اتاق های مشکوک در کلاب هاوس، در جهت تبلیغ مبارزه مسلحانه و مسلح کردن مردم تشکیل می شوند که بنظر نگارنده عملا به پروژه جمهوری اسلامی در تخریب کلیت اپوزیسیون و تشویش اذهان کمک می کنند.

همانطور که در دیگر حکومت های استبدادی و توتالیتر دیده شده است، زمانی که فرایند فروپاشی سرعت می گیرد، نظامهای دیکتاتوری، بویژه از نوع ایدئولوژیک آن، سعی می کنند همراه با کوچکتر کردن هسته قدرت، امنیتی تر، خشن تر و سرکوبگرانه تر عمل کنند. اما این دو مکانیزم، یعنی کوچکتر کردن هسته قدرت و در عین حال اتکا به سرکوب و خشونت در نقطه ای بر ضد هم عمل می کنند، و عوامل سرکوب یا سلاح خود را به سوی هسته قدرت برمی گرداند و یا به مردم می پیوندد.

چنین شرایطی را می توان محاصره مدنی حکومت نامید و جامعه ای ایران نشان داده است که با جدا کردن نحوه زندگی خود از حاکمیت جمهوری اسلامی و مقاومت مدنی در اشکال مختلف در این راستا در حال پیشروی است.