هادی خسروشاهین در گفت و گو با «العربی الجدید» :
در حالی که انتقادات اخیر روسیه در حوزه برنامه هسته ای ایران موجب شگفتی و حیرت محافل ایرانی شده است، هادی خسروشاهین، کارشناس ایرانی که تحولات توافق هسته ای و مذاکرات وین را رصد می کند، این شگفتی را ناشی از «خطای شناختی در تهران درباره ماهیت روابط با مسکو و همچنین پکن می داند و می گوید: «دیدگاه تهران (در مورد روابط) با واقعیتهای سیاست خاورمیانه ای روسیه فاصله دارد.»
خسرو شاهین در گفت و گو با العربی الجدید ادامه داد: الگوی رفتاری روسیه در خاورمیانه باید در زمره اقدامات یک قدرت بزرگ غیرایدئولوژیک و با ذهنیت بده – بستان محور و معامله گرا تفسیر شود. سياست بده بستان محور به روسيه آزادی عمل بيشتری می دهد تا به حداكثرسازی مزيت های سياسی، نظامی و اقتصادی همزمان با كاهش مزايا و فرصت های كوتاه مدت بازيگران رقيب نظير آمريكا و غرب بپردازد.در قالب اين سياست مسكو فرصت بيشتری می یابد تا بطور همزمان روابط با كيفيتی با رقبای منطقه ای يعنی ايران، عربستان و اسراييل برقرار كند و همه آنها را در سبد سياست خارجی خود قرار دهد.
خسروشاهین می گوید: اما این سیاست خاورمیانهای روسیه در نهایت با سیاستهای ایران با هدف افزایش قابلیتها و اهرم های هستهای و نزدیک شدن به نقطه «گریز هستهای» دچار تصادم می شود. این کارشناس ایرانی تاکید می کند: « روسيه برای اينكه بتواند اين سياست كلان منطقه ای خود را مثل گذشته با آزادی عمل دنبال كند، نيازمند بازگشت سريع تر تهران به مذاكرات وين است و در عين حال نزديک شدن به نقطه گريز و عبور از آن را مغاير اهداف سياست خاورميانه ای خود می داند؛ چرا كه روابط بده بستان محور را دچار اختلال های اساسی می كند و حتی امكان برقراری روابط كيفی با تهران را بدليل فشارهای منطقه ای در مضيقه قرار می دهد..»
به گفته خسروشاهین روسيه در اين مرحله فشارهای خود را بر تهران برای بازگشت به ميز مذاكره از حالت پنهانی به مرحله موضع گيری ديپلماتيک رساند. در صورت عدم پيشرفت مذاكرات وين نيز در ماه نوامبر احتمال تكرار روابط سرد ميان تهران و مسكو همچون دولت احمدی نژاد وجود دارد. روسيه در اين بازه زمانی بطور علنی تحت فشار زياد اسراييل و احتمالا پشت درهای بسته تحت فشار طرف های عربی قرار گرفته است.
خسروشاهین می گوید: ايران پس از روی كار آمدن دولت رييسی تلاش كرد كه فشار ديپلماتيک و سياسی را با گسترش برنامه هسته ای خود افزايش دهد تا از اين طريق اهرم های فزون تری برای مذاكرات و كسب امتيازات بيشتر بيايد.در همين چارچوب خود مقوله بازگشت به ميز مذاكره نيز به عنوان يک اهرم فشار در نظر گرفته شد و ايران حاضر نبود بدون اطمينان از اينكه طرف مقابل حاضر به واگذاری امتيازات بيشتر است، به ميز مذاكره بازگردد؛ اما اين سياست با فشار ديپلماتيک و سياسی طرف غربی مواجه شد و مطرح شدن سناريوی B در رسانه های غربی بر اين فشارها افزود. از همين رو ايران ترجيح داد برای كاهش فشارها به يک سياست ميانه روی آورد. يعنی بدون اينكه امتياز مذاكره را به كشور خاصی اعطا كند وارد پروسه پيش مذاكرات با طرف سومی شود كه نقشی فراتر از ميانجی و واسطه ندارد و در عين حال در مذاكرات هسته ای نيز در همين قالب حضور دارد.
اين بازيگر سوم نماينده يک مجمع منطقه ای يعنی اتحاديه اروپا بود؛ به همين دليل بود كه ايران سياست مذاكره در بروكسل به جای وين را در پيش گرفت و در عين حال حاضر نشد با هيچ يک از طرف ها نه تروئيكای اروپايی و نه آمريكا و نه حتی با نماينده روسيه در وين اوليانوف به مذاكره بپردازد. با این حال و بدلیل بروز برخی اختلافات به گفته خسروشاهین، سفر اخیر علی باقری به مسکو نیز با هدف “مدیریت اختلافات و همچنین اطمینان بخشیدن به روس ها در مورد قصد ایران برای از سرگیری مذاکرات وین” انجام شده است./
@emtedadnet