افزایش مستمر قیمت ها الزاما ریشه در خلق اسکناس دارد، حسین سوری

رئیس سازمان برنامه و بودجه مکررا می گوید ما خلق پول نمی کنیم. حال این که طبق قواعد علمی، نمی شود قیمت ها مستمرا افزایش بیابند و هیچ پولی خلق نشده و خلق هم نشود. افزایش نقدینگی منجر به تورم و افزایش قیمت ها می شود. این یک قاعده علمی است، نه نظر شخصی من و دیگری.

این آقا ذره ای به امور علمی توجه ندارد و همین جوری هی تکرار می کند که ما پول خلق نمی کنیم. این را می گوید، ولی ذره ای دقت نمی کند که با کلامش شعور شنونده ها و خوانند گان را نشانه می رود. او اگر یک لیسانس هم داشته باشد، حتما دو واحد درس اقتصاد را پاس کرده و در قالب همان دو واحد درسی، این نکات را یادش داده اند. در امور علمی، وقتی علم صراحتا برای ما پاسخ دارد، نمی توانیم سلیقه شخصی و باور های نادرست خود را در امور دخالت بدهیم و بایستی تابع اصول، قوانین و قواعد علمی باشیم.

به ساده ترین شیوه ممکن، عرض می کنم که اگر من یک دیگ بسیار بزرگ آب جوش تهیه کردم، حتی یک بچه دبستانی هم درک می کند که حتما اجاق یا وسیله ای گرمایشی در کار بوده، وگرنه، امکان ندارد دیگی بزرگ از آب، به خودی خود، به جوش بیاید. در علم اقتصاد هم وقتی می بینیم که قیمت ها هر روزه رو به افزایش اند، حتی نه با احتمال قوی که حتما و به صورت قطعی، پول در حال خلق شدن می باشد.

دولت فعلی، بودجه ۱۴۰۰ را زمانی تحویل گرفته که خودش، در درون خودش، کسری زیادی داشته است. در همین بودجه با کسری، هم اعتبار رتبه بندی معلمان و هم منبع مورد نیاز همسان سازی حقوق بازنشستگان دیده شده است.

اگر به خاطر مبارک خوانندگان این متن مانده باشد، دولت فعلی هم مخالف رتبه بندی بود و هم با همسان سازی مخالفت ورزیده و هنوز هم می ورزد. به ظاهر، دلیلش این بوده و هست که ما پول خلق نمی کنیم. پس چگونه شد که وقتی مجلس رتبه بندی معلمان را در دست تصویب داشت، رئیس سازمان برنامه و بودجه ندا بر آورد حال که می خواهید آن را تصویب کنید، لااقل به اندازه همان اعتباری که دولت قبلی گفته، تصویب گردد؟ واقعا چرا؟

خاطرمان جمع باشد که اگر بازنشستگان در عمل، به صورت جدی خواهان همسان سازی حقوق خود باشند، آقای نوبخت اعتبار آن را در بودجه همین سال ۱۴۰۰ دیده است. کل بودجه که کسری داشته باشد، اصلا اعتبار مورد نیاز همسان سازی رقمی نیست که به شیوه رییس کنونی سازمان برنامه و بودجه، ندای وامصیبتا سر داد.

پول در حال خلق است که قیمت ها مستمرا رو به افزایش اند.

چگونه است که ما بازنشستگان به مثابه دیگر اقشار ضعیف جامعه، باید تبعات خلق پول را بر عهده بگیریم، ولی وقتی بحث از حق مسلم همسان سازی حقوق خودمان می شود، می گویند درست نیست بار آن بر دوش دیگر اقشار بیفتد؟

خدا وکیلی، من یکی از در هم و بر هم کاری های دولت فعلی در مانده شده ام که بالاخره باید کدام کلامش را پذیرفت؟

اگر خلق پول نمی کنند، پس آیا افزایش قیمت ها الکی است؟ آیا می شود بدون چاپ اسکناس، قیمت ها بی مورد بالا بروند؟ وقتی علم اقتصاد پاسخ محکم نه را دارد، مگر می شود زورکی چبز هایی بافت؟

اگر رییس سازمان برنامه بودجه دروغ نمی گوید، با کمال معذرت، باید گفت پس بانک مرکزی زیر نظر دولت اداره نمی شود و حتما از جای دیگری دستور می گیرد.

آقای محترمی که رییس سازمان برنامه و بودجه هستید! چنین پستی که شما دارید، یعنی کلید اتاق فکر اقتصادی و حتی اجتماعی دولت، در دستان شما قرار دارد. حرفی بزن که مغایر علم نباشد.

دولت شما از بیستم مرداد، رسما قدرت را به دست گرفته است. حجم اسکناسی که تا پایان شهریور ۱۴۰۰ چاپ شده، به ۴۰۶۷ میلیارد تومان بالغ می گردد. نمی توانید تاریخ پایان شهریور را کنید بیستم مرداد که قیمت کالاها و خدمات دارند داد می زنند که اسکناس در حال چاپ است. حجم نقدینگی تا پایان مهر ماه هم از ۴۱۰۰ میلیارد تومان فراتر رفته است. آبان ماه هم که تمام نشده تا بانک مرکزی آمارش را بدهد.

بنا بر این، حجم پول مدام در حال افزایش می باشد. اسکناس این قدر زیاد هم چاپ می شود که عملا حقوق کارمندان را دارند از عموم مردم می گیرند.

با تمامی این اوصاف که مسجل می شود بانک مرکزی در حال چاپ اسکناس می باشد، معلوم نیست که چرا دولت برای همسان سازی حقوق بازنشستگان نه فقط سنگ اندازی می کند که سنگ های بسیار بزرگی بر سر راه می گذارد. راستی، چرا؟