در چه زمینه‌هایی وضعیت ایران در مقایسه با میانگین جهانی بسیار بد است؟

«پناهندگی»: ایران در پناهنده‌فرستی در جهان رتبهٔ ۱۴ و در پناهنده‌پذیری هم رتبهٔ دهم در جهان را دارد.

نرخ بازگشت متخصصان و فارغ‌التحصیلان ایرانی بـه داخل کشور: آمار دقیق معتبری در دست نیست ولی بر اساس گزارش رصدخانهٔ مهاجرت همچنان بسیار پایین است (البته از سـال ۲۰۱۵ تـا سـال ۲۰۲۱ رونـد صعـودی داشـته اسـت). بر اساس یک مطالعه در دانشگاه استنفورد حدود ۱۱۰ هزار ایرانی نسل اول یا دوم و سوم مهاجران در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های خارج از ایران سابقهٔ کار داشته‌اند که معادل حدود یک‌سوم کل متخصصان دانشگاهی ایرانی‌است و بازگشت تنها ۱۰ درصد این متخصصان باکیفیت سرمایه‌ای از دست‌ندادنی برای توسعهٔ علمی در ایران است.

افزایش نگران‌کننده و متاخرِ مهاجرت ورزشکاران دارای مدال، پزشکان (به ویژه بعد از کرونا)، کارآفرینان و فعالان استارتاپی (که احتمالا با طرح صیانت تشدید می‌شود) بر اساس گزارش رصدخانهٔ مهاجرت.

شاخص «قدرت گذرنامه»: قدرت گذرنامهٔ ۱۸۳ کشور بیشتر از ایران است.

شاخص «میل به مهاجرت»: که در ایران به حدود ۳۰ درصد جمعیت رسیده‌است (البته همهٔ این ۳۰ درصد عملا به اقدام برای مهاجرت و توانایی عملی مهاجرت نمی‌انجامد ولی نگران‌کننده است چون نشانهٔ نارضایتی و حدود دو برابر میانگین جهانی – ۱۵ درصد – است).

چه می‌توان کرد؟

وجه مشترک چند مطالعهٔ معتبری که روی مهاجرت سرمایه‌های انسانی از ایران متمرکز بوده است (از جمله سالنامهٔ مهاجرتی ایران) این است که موثرترین عامل بر کاهش یا افزایش میل به مهاجرت «شاخص کیفیت حکمرانی» است. افزایش فقر،‌ نابرابری، بیکاری، نارضایتی سیاسی و بحران‌های ‌محیط زیستی همه از تبعات کیفیت و ظرفیت کمِ حکمرانی در ایران است. برای افزایش آن نیز نیازمند تلاش هم‌افزای نهادهای مدنی و حکمرانی هستیم.

اگر واقعا می‌خواهیم مهاجرت نخبگان کمتر شود، مهم‌ترین راهش افزایش کیفیت حکمرانی است. «نداشتن افق و چشم‌انداز امیدبخش»، «فشارهای اقتصادی»، «سلب آزادی‌های اجتماعی و سیاسی توسط حکومت»، «عدم وجود فرصت‌های ايفای نقش» و «احساس غير مفيد بودن در كشور» عواملی‌اند که در اغلب پیمایش‌های معتبر مرتبط با مهاجرت نخبگان تکرار می‌شوند. چنان‌که روشن است همهٔ این عوامل تحت تاثیر کیفیت حکمرانی است.

ضعف دیپلماسی ایران در تسریع رفع تحریم‌ها و انزوای ایران، ضعف حکمرانی اقتصادی، طرح‌هایی همچون «صیانت از فضای مجازی» و «حمایت از خانواده» و «صیانت در برابر حیوانات خانگی» و تداوم اجبار حجاب که آزادی‌های اجتماعی را محدودتر می‌کند و به جنگ جامعه می‌رود و افزایش انواع فروبستگی‌ها در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی از عواملی‌اند که امید به آینده را می‌کاهند و رفع‌شان مستلزم افزایش ظرفیت حکمرانی عادلانه و توسعهٔ فراگیر است.

اگر کیفیت حکمرانی افزایش بیابد، شهروندان به آینده امیدوارتر شوند، مداخلهٔ اقتدارگرایانهٔ حاکمیت در حیات سیاسی و اجتماعی ایرانیان کمتر شود و امکان نقش‌آفرینی نیروی انسانی در توسعهٔ‌ کشور افزایش بیابد، حتی اگر استادان دانشگاه به مهاجرت تشویق‌ کنند مهاجرت سرمایه‌های انسانی کمتر می‌شود و اگر چنین نشود مهاجرت افزایش می‌یابد، حتی اگر استادان تشویق به ماندن کنند.

وقتی نظارت استصوابی و گزینش‌ها و حراست‌ها و انواع فشار امنیتی و قانونی مانع ورود طیف گسترده‌ای از شایستگان توانا به نهادهای حکمرانی یا حتی تاثیرگذاری‌شان در نهادهای مدنی می‌شود و موانع نهادی و ساختاری رونق کسب و کارهای نوآورانه و دانش‌بنیان (که از جمله مستلزم انواع تبادل جهانی بیشتر است) هم برقرار می‌ماند، طبیعی است که میل به مهاجرت نخبگان افزایش یابد.

کاهش میل مهاجرت سرمایه‌های انسانی مستلزم بهبود «شاخص جهانی رقابت‌پذیری برای استعدادها» و «شاخص چشم‌انداز جاذبهٔ‌ سرزمینی» (تحت تاثیر عواملی همچون «فراهم بودن شرایط ایفای نقش در فرآیند توسعه و پیشرفت ایران»، «مفید و موثر بودن در ایران یا خارج»، «احساس تعلق ایرانیان نسبت به تابعیت خود» و «تصور نسبت به آینده کشور») است که لازمه‌اش همان بهبود کیفیت حکمرانی است.

با دستور و توصیه (چه توسط حکمرانان و چه توسط استادان دانشگاه) نه قیمت لوازم خانگی پایین می‌آید،‌ نه فساد و تبعیض و فقر و نابرابری کاهش می‌یابد، نه میل به مهاجرت کم می‌شود و نه بازگشت مهاجران افزایش می‌یابد. اگر تمهید افزایش مهاجرت سرمایه‌های انسانی را «خیانت» می‌دانیم، باید عملا زمینهٔ اصلاح این ریشه‌ها و عوامل نهادی و ساختاری افزایندهٔ مهاجرت سرمایه‌های انسانی را فراهم کنیم که مستلزم تجدید نظر خود حکمرانان است.