تجمع اصفهان روز جمعه (۲۸ آبان) در بستر خشک زاینده رود رو به احتضار، بازتاب خیره کنندهای در شبکه های اجتماعی داشت. گویا ناف آبان را با اعتراض بریدند!
صدا و سیما به انعکاس وسیع این تجمع تن داد، بر خلاف اعتراضات مردم تشنه خوزستان که رویه سانسور و تحریف پیشه کرد و دیدگاه امنیتیهای این رسانه، با دیدگاه و عملکرد نهادهای امنیتی، دو لبه قیچی را ساختند که منجر به سرکوب خونین مردم آن دیار شد.
اینجا اما این رسانه حکومتی سعی کرد عاقلانه برخورد کند و البته باید دید این روش ادامه دارد؟ آیا معنای آن تجدید نظر در سنت گذشته است یا از سر استیصال؟
سوال مهم این است که انفجار جمعیت اصفهانیها فقط در رابطه با آب است یا این مایه حیات، نماد و بهانه برای ابراز مخالفت با ناکارآمدی چندین و چند ساله در بخشهای دیگر هم هست؟
سخن بسیار و مجال اندک است اما آنان که دستی در امور دارند نباید با بردن این گونه آتشها به زیر خاکستر، به بستر خزیده و به خواب راحت فرو روند، زیرا این جمعیت عظیم، بستر راحت برای کسی پهن نمیکند بلکه جمع میکند.
اصفهان کم جایی نیست و مردمش، کم کسی نیستند.
این سخن را به تناوب شنیدم که رهبر نظام در اهمیت اصفهان گفته است:
“اصفهان مهم است؛ اگر اصفهان عطسه کند، کشور تب میکند”